جواب درس هفدهم فارسی هفتم

محمدمهدی آقاجانی زمان مطالعه: 1 دقیقه سپتامبر 18, 2026
جواب درس هفدهم فارسی هفتم

در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۱۷ فارسی هفتم متوسطه با موضوع درس‌ «ما می‌توانیم»‌ قرار گرفته‌ است که شامل جواب خودارزیابی، کار گروهی، فعالیت نوشتاری و معنی متن و کلمات می‌باشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات فارسی هفتم همراه باشید.

جواب خودارزیابی صفحه ۱۵۹ فارسی هفتم

۱- دانش‌آموزان چه جمله‌هایی روی برگه‌های خود می‌نوشتند؟ 

پاسخ: جمله‌هایی که نشان دهنده عدم توانایی آنها در انجام دادن کاری بود مانند: من نمی‌توانم به توپ فوتبال ضربه بزنم، من نمی‌توانم کاری کنم که مرا دوست داشته باشند و…


۲- چرا دونا از دانش‌آموزان خواسته بود که «نمی‌توانم»های خود را بنویسند؟

پاسخ: زیرا می‌خواست به دانش آموزان بفهماند کاری نیست که انسان نتواند انجام دهد و بچه‌ها باید ناتوانی را از زندگی و ذهن خود پاک کنند و باور داشته باشند که برای انجام هر کاری توانا هستند.


۳- منظور بازرس از جمله «فهمیدم که این شاگردان هرگز چنین روزی را فراموش نخواهند کرد» چیست؟ 

پاسخ: با این حرکت، دانش آموزان همیشه به یاد این روز و مراسم تدفین «نمی‌توانم» می‌مانند و هرگاه کلمه‌ی «نمی‌توانم» را می‌شنود، یاد مراسم تدفین و ترحیم آن می‌افتد.


 ۴- چرا آقای دونا از بچه ها خواست که نمی توان های خود را داخل خاک بگذارند؟

پاسخ: زیرا می خواست به بچه ها بگوید که من می توانم برای همین مراسم تدفین نمی توانم را بر گزار کردیم.

جواب کارگروهی صفحه ۱۶۰ فارسی هفتم

۱- درباره شخصیت‌های داستان «ما می‌توانیم» گفت‌وگو کنید.

پاسخ: 

شخصیت معلم: نماد انسان های دانا و خردمند و خلاق که درس زندگی را می آموزند. ودراینجا فردی که غلبه بر مشکلات و نقاط ضعف را می آموزد.
شخصیت دانش آموزان: انسان ها که هریک به نوعی درگیر ناتوانی ها ونقاط ضعف خود هستند
شخصیت بازرس: یک راوی وکسی که ناظر براین داستان بوده.


۲- یکی از داستان‌های قرآنی را بخوانید و درباره شخصیت‌ها و محتوای آن تحقیق کنید. 

پاسخ: داستان حضرت یوسف که در آن یوسف دارای برادرانی می‌باشد که با حسد به او کینه ورزی می‌کنند و او را در چاهی حفر می‌کنند و او را در چاهی حفر می‌نمایند. برده فروشان یوسف را از چاه خارج و سپس به عزیز مصر فروختند. یوسف توانست با ایمان به خدا پس از عزیز مصر جانشین او شود و با تدبیر و اندیشه به مردم فقیر و قحطی زده کمک رساند و برادرانش که دچار فقر شده بودند به او روی آوردند و یوسف با بزرگواری به آنان نیز کمک کرد.

پاسخ دیگر:

تحقیق درباره داستان حضرت نوح (ع)

مقدمه

داستان حضرت نوح (ع) یکی از داستان‌های آموزنده قرآن کریم است که در سوره‌های مختلف، از جمله سوره نوح، هود و مؤمنون، بیان شده است. این داستان درباره پیامبری است که با صبر و شکیبایی فراوان، مردم را به پرستش خدای یگانه دعوت کرد و در برابر مخالفت‌ها و سختی‌های فراوان ایستادگی نمود.

شخصیت‌های داستان

۱. حضرت نوح (ع): پیامبر بزرگ الهی و دعوت‌کننده مردم به توحید بود. او با مهربانی و دلسوزی مردم را به راه راست دعوت می‌کرد و در برابر نافرمانی آنان صبر و استقامت داشت.

۲. مردم قوم نوح: گروهی از مردم بودند که به جای پرستش خداوند، بت‌ها را می‌پرستیدند. بسیاری از آنان دعوت حضرت نوح را نپذیرفتند و از پیروی او خودداری کردند.

۳. مؤمنان: افرادی بودند که دعوت حضرت نوح را پذیرفتند و به خداوند ایمان آوردند. آنان به فرمان خدا در کشتی سوار شدند و از سیل نجات یافتند.

محتوای داستان

حضرت نوح (ع) سال‌های زیادی قوم خود را به پرستش خداوند یکتا دعوت کرد. او از مردم می‌خواست از گناه و بت‌پرستی دوری کنند و به خدا ایمان بیاورند. با این حال، بسیاری از مردم به سخنان او توجه نکردند و حتی او را مسخره کردند.

خداوند به حضرت نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد تا مؤمنان و جانداران به وسیله آن از سیل نجات پیدا کنند. حضرت نوح با توکل بر خدا شروع به ساختن کشتی کرد. مردم از دیدن این کار تعجب می‌کردند، زیرا هنوز نشانه‌ای از سیل وجود نداشت.

پس از پایان ساخت کشتی، باران شدیدی بارید و آب همه‌جا را فرا گرفت. حضرت نوح (ع) به فرمان خداوند، مؤمنان و جانداران را در کشتی جای داد. کشتی بر روی آب حرکت کرد و سرانجام به فرمان خداوند، باران قطع شد و آب‌ها فروکش کردند. کشتی بر کوه جودی قرار گرفت و حضرت نوح و همراهانش از آن خارج شدند.

در این داستان، یکی از فرزندان حضرت نوح که ایمان نداشت، از سوار شدن به کشتی خودداری کرد و به کوه پناه برد؛ اما سیل او را فرا گرفت. این بخش از داستان نشان می‌دهد که خویشاوندی به‌تنهایی سبب نجات انسان نمی‌شود و ایمان و عمل صالح اهمیت دارد.

پیام‌ها و درس‌های داستان

۱. ایمان به خدا و اطاعت از فرمان‌های او سبب هدایت و نجات انسان می‌شود.

۲. انسان باید در برابر مشکلات و مخالفت‌ها صبر و استقامت داشته باشد.

۳. پیامبران الهی با دلسوزی و مهربانی مردم را به راه درست دعوت می‌کردند.

۴. غرور و نپذیرفتن حق می‌تواند انسان را از سعادت و نجات دور کند.

۵. خداوند مؤمنان را در سختی‌ها یاری می‌کند و انسان باید به او توکل داشته باشد.

نتیجه‌گیری

داستان حضرت نوح (ع) به ما می‌آموزد که در زندگی به خداوند ایمان داشته باشیم و در برابر مشکلات ناامید نشویم. همان‌گونه که حضرت نوح با وجود مخالفت‌های فراوان به دعوت خود ادامه داد، ما نیز باید در راه درست ثابت‌قدم باشیم و با صبر، ایمان و تلاش، بر سختی‌ها غلبه کنیم.

جواب فعالیت نوشتاری صفحه ۱۶۰ فارسی هفتم

۱- واژه‌های ساده و غیرساده را مشخص کنید و در جدول بنویسید.

پاسخ: 

ساده: روز، دست، شاگرد، کاغذ، گوش
غیر ساده: ورقه، خاکی، سخنرانی، نمادین، تخته


۲- ده کلمه مهمّ املایی از پنج درس گذشته، انتخاب کنید و بنویسید.

پاسخ: مأمن، لحن، مدهوش، اخلاص، محزون، محدب، مصاحبت، ملاعت، اذیت، حصار


۳- برای هر یک از کلمه‌های زیر، دو هم خانواده بنویسید.

پاسخ: 

وسط: واسطه، وساطت
اطاعت: مطیع، مطاع
رحمت: رحیم، ترحیم
اعلامیه: اعلام، علائم


۴- جدول زیر را حل کنید.

پاسخ: 

جواب فعالیت نوشتاری صفحه ۱۶۰ فارسی هفتم

جواب درک و دریافت صفحه ۱۶۵ فارسی هفتم

۱- به نظر شما، راز پیروزی‌های پسر جوان، چه بود؟

پاسخ: مشورت با پدر پیرش و استفاده از تجربیات او


۲- چگونه رفتار کنیم که مورد احترام دیگران باشیم؟

پاسخ: قبل از هر کسی سلام کنیم، مغرور نباشیم، مهربان باشیم، همه را با یک چشم ببینیم، به دیگران احترام بگذاریم، در کار خیر شریک شویم، دست ضعفا را بگیریم، به پدر و مادر تا آخرین لحظه احترام بگذاریم و حرف‌هایشان را گوش دهیم و…

معنی کلمات درس ۱۷ فارسی هفتم

بازنشستگی: پایان دوره‌یِ کاراطاعت: پیروی
تسهیلات: جمع تسهیل، امکانات، اقداماتی برای آسان شدن کارمتأسفانه: با اندوه
فراهم آورم: تهیه کنمانجمن: محل جلسه
سخت: بسیارادارات: جمع اداره، سازمان ها
مشغول: سرگرماینک: حالا
اوراق: جمع ورقه، برگه‌هاابدی: همیشگی، جاودان
اراده: خواستقرین: همراه، نزدیک
سماجت: پافشاری، اصرار کردنرحمت: بخشش (قرین رحمت: همراه با بخشش و مهربانی)
کنجکاو: جست و جو گرعنایت: لطف، توجّه
وادار: مجبورآمین: دعا برای استجابت دعا
عاقبت: پایانشکوهمند: باعظمت، باشکوه
کافی: بسنمادین: نمایشی
بالاخره: سرانجامنقش میبست: شکل میگرفت
دفن: خاکسپاریترحیم: طلب آمرزش و مغفرت برای مُرده
گودال: چالهبرگزار کردن: برپا کردن و ترتیب دادن
حدّاقل: دست کم، کمترین مقداراعلامیّه: اطلاعیه کتبی و شفاهی
موقع: هنگامفوت: مرگ
بلافاصله: فوری، تند، بدون اتلاف وقتتدفین: دفن کردن

صفحه ۱۵۴ فارسی هفتم:
امر: حکم ، دستور ، فرمان
تسهیلات: امکانات ، آسان کردن کارها
اوراق: جمع ورق ، برگه ها
سماجت: پافشاری ، اصرار کردن
قید: به شدت

صفحه ۱۵۵ فارسی هفتم:
وادار: مجبور کردن
تضاد: مثبت ، منفی
عاقبت: سرانجام ، پایان کار ها

صفحه ۱۵۶ فارسی هفتم:
ابدی: همیشگی ، جاوید
قرین: نزدیک ، همراه
انجمن: مجلس
عنایت: لطف و توجه
ترحیم: درود فرستادن ، طلب آمرزش برای مرده
خاک سپردند: دفن کردن .
مراسم: جمع مکسر رسم ، آداب و رسوم
تدفین: دفن کردن

سخن پایانی

ابدی، فانی ≠ موقتی
تقسیم ≠ ضرب
حدّاقل ≠ حدّاکثر
داخل ≠ خارج، بیرون
شروع ≠ خاتمه، پایان
قدرت ≠ ضعف، ناتوانی
خالی ≠ سرشار، مملو، پر
مثبت ≠ منفی
پخته ≠ خام
راضی ≠ ناراضی
مشکل ≠ آسان، ساده، سهل
فایده ≠ ضرر
محروم ≠ بهره مند

آرایه های ادبی پیر دانا فارسی هفتم

سَرک کشیدن ← کنایه از بررسی و گشتن
زیر و رو کردن ← کنایه از بررسی دقیق
دو عقل بهتر ← کنایه از مشورت کردن بهتر است
خونت به گردن خودت است ← کنایه از اینکه خودت سبب مرگ خودت هستی (تو را میکُشم)
 رنگ پریده ← کنایه از ترس و اضطراب

معنی کلمات پیر دانا فارسی هفتم

نصیحت : پند و اندرزرویارویی : روبرو شدن
نو : جدیدارواح : (جمع روح) روح ها
کاشانه : خانهشایعه : خبر دروغ گسترش یافته
از یاد نمیبرد : فراموش نمیکرددلداری : غم خواری
مغرور : خودپسند، متکبرعاقلانه : از روی عقل
فرمان : امر، دستورارزن : دانه‌ی پرندگان
از کار افتاده : ناتوانپیشکشی : هدیه به شخص بزرگ و والامقام
جلّاد : مأمور شکنجهاِنعام : پاداش، عطا و بخشش
شیروانی : سقف شیبداروعدهگاه : محل قرار
مخفی : پنهانغلّه : محصول زراعت و کشاورزی مانند گندم، جو و ذرّت
انباری : محل نگهداری بارصادر کرد : ابلاغ کرد
کاهدان : محل نگهداری کاهلغو : باطل
موفقیت : پیروزیسوییتی بلاگ

شعر نیایش فارسی کلاس هفتم

۱- خداوندا، به حقِّ نیک مردان ◈※◈  که احوال بَدَم را نیک گردان

معنی: خدایا تو را به انسان های نیکوکارقسم میدهم که کردار و عاقبت بد مرا خوب و نیکو کن.

نیک مردان: انسان های نیکوکار
نیک: خوب
احوال: رفتار، کردار
آرایه‌های ادبی:
سه جمله
خداوند: منادا
حق نیک مردان: متمم
احوال بدم: مفعول
آرایه تکرار: نیک
آرایه تضاد: نیک و بد

۲- مکن ما را از این درگاه، محروم ◈※◈  چو گنجشکان، مران ما را ازین بوم

معنی: ما را از پیشگاه خود محروم نکن. ما مانند گنجشکانی هستیم که به این سرزمین پناه آورده ایم

بوم: سرزمین، ناحیه
درگاه: پیشگاه
آرایه‌های ادبی:
دو جمله
از درگاه محروم نکردن: کنایه از لطف خود را از ما دریغ نکردن.
ما در هر دو مصرع: مفعول
این درگاه، این بوم: متمم
درگاه: مجاز از حضور در نزد خدا
چو گنجشکان: تشبیه
ما را، از این: تکرار

۳- زبانی ده که اسرار تو گوید ◈※◈  روانی ده که دیدار تو جوید

معنی: به من و بیانی بده که بتوانم اسرار و رازهای تو را بازگوکنم. و جسم و جانی به من بده تا تو را بیابم

اسرار: رازها
روان: جسم و جان
آرایه‌های ادبی:
زبانی:
 مفعول
اسرار تو: مفعول
روانی: مفعول
دیدار تو: مفعول
ده، که، تو: تکرار
دیدار تو جوید: کنایه از پی بردن به خدا

۴- دلم در آتش غفلت مسوزان ◈※◈  به معنی، شمع جانم برفروزان

معنی: بی خبری و ناآگاهی مانند آتش است دل مرا در این آتش نسوزان جان مرا با نور حقیقت روشن کن.

غفلت: بی خبری
برفروزان: روشن کن
به معنی: در حقیقت
آرایه‌های ادبی:
دلم
: مفعول
آتش غفلت: متمم و اضافه‌ی تشبیهی
دل: مجاز از تمام وجود
شمع جان: مفعول و اضافه‌ی تشبیهی
دلم: ضمیر پیوسته
تشبیه: غفلت مانند آتش است ؛ جان مانند شمع است
مراعات نظیر: آتش، مسوزان، شمع، برفروزان

۵- کنون، گر دست گیری، جای آن هست ◈※◈  که گر دستم نگیری، رفتم از دست

معنی: اکنون سزاوار است که دستم را بگیری کمکم کنی،اگر دستم را نگیری و حمایتم نکنی،نابود می شوم.

آرایه‌های ادبی:
دست در مصرع اول
: مفعول
دستم در مصرع دوم: مفعول
حرف «م» دستم: ضمیر پیوسته
دست در مصرع دوم: متمم
آرایه تکرار: دست
از دست رفتن: کنایه از نابود شدن
دستگیری: کنایه از اینکه یاری کنی
آرایه تضاد: بین دست گیری و دست نگیری

۶- مکن دورم ز نزدیکان درگاه ◈※◈  به راه آور مرا، کافتادم از راه

معنی: مرا از کسانی قرار بده که به تو نزدیک هستند مرا هدایت کن زیرا گمراه شده ام و راه راست را نمی شناسم.

آرایه‌های ادبی:
دورم:
 ضمیر پیوسته و مفعول
نزدیکان درگاه: متمم
راه: متمم در مصراع دوم با حرف اضافه به و از
مرا: مفعول
آرایه تضاد: دور و نزدیک
آرایه تکرار: راه
به راه آوردن: کنایه از هدایت کردن به راه راست
از راه افتادن: کنایه از گم شدن و از راه دور ماندن

۷- تو را خوانم به هر رازی که خوانم ◈※◈  تو را دانم به هر چیزی که دانم

معنی: من هر رازی را که می خوانم، و هر چیزی را که می دانم، وجود تو را درک می کنم.

آرایه‌های ادبی:
تو در مصرع اول و دوم
: مفعول
هر رازی: متمم
هرچیزی: متمم
آرایه تکرار: خوانم
آرایه تکرار: دانم

سخن پایانی

اگر سوالی درباره جواب درس ۱۷ فارسی پایه‌ هفتم متوسطه با موضوع درس««ما می‌توانیم»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی می‌کنند.

جواب درس شانزدهم فارسی هفتم
📝 نمونه سوالات پایه هفتم متوسطه‌ اول

توجه: دانش‌آموزان عزیز شما می‌توانید برای دسترسی آسان‌تر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.

محمدمهدی آقاجانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *