جواب درس سیزدهم فارسی هفتم
در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۱۳ فارسی هفتم متوسطه با موضوع درس «اُسوه نیکو» قرار گرفته است که شامل جواب خودارزیابی، کار گروهی، فعالیت نوشتاری و معنی متن و کلمات میباشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات فارسی هفتم همراه باشید.
جواب خودارزیابی صفحه ۱۱۷ فارسی هفتم
۱- رفتار پیامبر (ص) با امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در دوران کودکی چگونه بود؟
پاسخ: با فرزندان خود به مهر و عطوفت رفتار میکرد و میفرمود: فرزندان ما پارهی جگر ما هستند. وقتی به مسجد میرفت حسن و حسین بر گردن و پشتش مینشستند و ایشان آن چنان در سجده میماند تا آنان پایین بیاند بعد از سجده هر دو را در بر میگرفت و بر صورتشان بوسه میزد.
۲- کدام رفتار پیامبر (ص) با دیگران، برای شما جالبتر است، چرا؟
پاسخ: یکی از رفتارهای خوب پیامبر اخلاق خوب او است. اگر اخلاق خوب داشته باشی همه تو را دوست دارند و باعث شایستگی فرد نیز میشود.
۳- به نظر شما چرا پیامبر (ص) بد رفتاری با خویش را میبخشید امّا نسبت به قانونشکنی، گذشت نداشت؟
پاسخ: زیرا بد رفتاری با خود مسئلهای شخصی است و میتوان از آن گذشت ولی قانون شکنی مسئلهای اجتماعی و عمومی است و حق دیگران را ضایع میکند و قابل گذشت نیست.
۴- خداوند در مورد مهربانی پیامبر(ص) چه میفرمود؟
پاسخ: به درستی که رسول خدا برای شما اسوه و نمونهی نیکویی است.
جواب کار گروهی صفحه ۱۱۸ فارسی هفتم
۱- خداوند در قرآن، پیامبر (ص) را «اُسوه» یعنی سرمشق و نمونه معرفی کرده است. چگونه میتوانیم از رفتار پیامبر (ص) برای زندگی بهتر سرمشق بگیریم؟
پاسخ: با سرلوحه قرار دادن پیامبر (ص) و عمل کردن به دستوراتی که ایشان به عنوان اسوهی نیکو برای هدایت و راهنمایی ما داشتهاند.
۲- شعر دیگری درباره پیامبر (ص) یا یکی از معصومین علیهم السّلام، به کلاس بیاورید و درباره آن گفتوگو کنید.
پاسخ:
محمّد ک آفرینش هست خاکش
هزاران آفرین بر جان پاکش
چراغ افروز چشم اهل بینش
طراز کارگاه آفرینش
ریاحین بخشِ باغ صبحگاهی
کلید مخزن گنج الهی
گفت پیغمبر: شما را ای مهان
چون پدر هستم شفیق و مهربان
جواب فعالیت نوشتاری صفحه ۱۱۸ فارسی هفتم
۱- برای هریک از کلمههای زیر دو هم خانواده بنویسید.
پاسخ:
حضور : حاضر ، محضر، احضار ،حضار
عطوفت : عاطفه ، عطف ، معطوف ، عاطف
حریم : حرم ، محرم ، حرام
۲- واژه صحیح را انتخاب کنید و درجای خالی بنویسید.
پاسخ:
الف) گاهی به آرامی آنان را پایین میآورد و از سجده … برمیخاست… (برمیخواست، برمیخاست)
ب) اجازه نمیداد کسی جز در مقام …دادخواهی… در حضور او از دیگری بد بگوید. (دادخواهی، دادخاهی)
۳- بن مضارع فعلهای زیر را مشخص کنید.
پاسخ:
میخوانم: خوان
میروم: رو
میپرسد: پرس
میشنوند: شنو
معنی کلمات درس ۱۳ فارسی هفتم
| آداب: (جمع ادب) روشها | پیش دستی: اقدام زودتر |
| اخلاق: (جمع خُلق) عادتهای خوب و پسندیده | اختیار میکرد: انتخاب میکرد |
| اُسوه: نمونه، الگو | عیادت: به دیدار بیمار رفتن و احوال پرسی کردن |
| عالَمیان: مردم جهان | بیش از حدّ لزوم: بیشتر از ضرورت |
| آن چنان: آنطور، آنگونه | مقام دادخواهی: هنگام قضاوت کردن |
| کریم: بخشنده | حضور: نزد، پیشِ |
| احزاب: (جمع حزب) گروهها | بد (بد بگوید): بیادبی |
| برخی: بعضی | دشنام: حرف زشت و ناسزا، فُحش |
| بزرگوار: شرافتمند | نمیآلود: آلوده نمیکرد |
| صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّم: درود خداوند بر او و خاندانش باد | حریم: محدوده |
| مهر: محبت | تجاوز: دستدرازی، زیادهخواهی |
| عطوفت: محبت، مهربانی | گذشت: بخشیدن گناه کسی، چشم پوشیدن از چیزی |
| میفرمود: میگفت | مُدارا: سازش، کنار آمدن، بخشش |
| پارهی جگر: جگر گوشه، عزیز دل | تجمّل: ثروت اندوزی |
| سجده: سر بر زمین گذاشتن | دوری میجست: فاصله میگرفت |
| برمیخاست: بلند میشد | بانگ: صدا |
| دربرمیگرفت: بغل میکرد، در آغوش میکشید | ستایش: خوبی کسی را گفتن |
| رأفت: مهربانی | فروماند: درمانده میشود |
| تندخویی: بد اخلاقی | جمال: زیبایی |
| سخن درشت: حرف زشت و ناراحت کننده | اعتدال: تناسب، هماهنگی و زیبایی |
| گشادهرو: خوش اخلاق، خوشرو | خلیل: لقب حضرت ابراهیم (ع) |
| سیما: چهره | مجموع: گرد آمده، جمع شده |
| محزون: غمگین، غمناک، اندوهگین | ظِلال: (جمع ظِل) سایهها |
| متفکر: اندیشمند | بَس: کافی |
| اوقات: (جمع وقت) وقتها، زمانها | مواعظ: (جمع موعظه) پندها و نصیحتها |
آرایه های ادبی کلمات درس ۱۳ فارسی هفتم
پارهی جگر ← کنایه از فرزند
شبانه روز ← مجاز از تمام مدت
خیره نگاه نمیکرد ← کنایه از نگاه با اخم و تندی
چشم هایش را به زمین میدوخت ← کنایه از سر به زیری و متانت
سخن همنشین خود را نمیبُرید ← کنایه از وسط صحبت کسی حرف نمیزد
هیچگاه زبانش را به دشنام نمیآلود ← کنایه از حرف بد نزدن
به حریم قانون تجاوز میکردند ← کنایه از زیر پا گذاشتن و رعایت نکردن قانون
معنی شعر صفحه ۱۱۷ فارسی هفتم
۱- ماه، فرو ماند از جمال محمد (ص) ◆◆◆ سرو، نباشد به اعتدال محمد
معنی: ماه به زیبایی پیامبر (ص) نیست و سرو مثل او خوش قامت و زیبا نمیباشد.
آرایههای ادبی:
فروماند: حیران میشود
جمال: زیبایی
ماه: نماد زیبایی
سرو: نماد راست قامتی و خوش قامتی
اعتدال: میانه وری و تناسب، هماهنگی
فرو ماندن ماه ← تشخیص + کنایه از ناچیز و ناتوان شدن
ماه ← نماد زیبایی
سرو ← نماد بلندی و راست قامتی
۲- آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی ◆◆◆ آمده مجموع در ظلال محمد
معنی: تمام پیامبران گذشته (آدم، نوح و …) در سایه و پناه پیامبر (ص) جمع شدهاند.
آرایههای ادبی:
مجموع: همه
ظلال: جمع ظلل ، سایهها
آدم و نوح و … ← مجاز از تمام پیامبران الهی
مراعات نظیر ← آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
خلیل ← لقب حضرت ابراهیم «اشاره به مقام بالای پیامبر »
۳- سعدی، اگر عاشقی کنی و جوانی ◆◆◆ عشق محمد، بس است و آل محمد
معنی: ای سعدی، اگر جویای عشق و محبت و شادابی و جوانی هستی، کافی است که عاشق محمد (ص) و خاندانش باشی.
آرایههای ادبی:
آل: خاندان
سعدی ← تخلص
مراعات نظیر← عاشق، عشق، جوانی
مخالف و متضاد درس ۱۳ فارسی هفتم
بزرگوار ≠ خوار
تجمل ≠ سادگی
تند خویی ≠ خوش اخلاق
سخن درشت ≠ سخن نرم
گشاده رو ≠ عبوس
مجموع ≠ متفرق
ستایش ≠ نکوهش
محزون ≠ شاد
حکایت چراغ فارسی کلاس هفتم
| سبو : کوزه سفالی | دوش : شانه |
| از بهر : برای | کوردل : کند فهم و نادان |
| تاریک اندیش : گمراه، فردی با افکار منفی و بد | – |
نابینایی در شب، چراغ به دست و سبو بَر دوش، بر راهی میرفت.
معنی: فرد نابینایی در تاریکی شب ، درحالی که چراغی در دست گرفته بود و کوزه ای بر دوشش گرفته بود از راهی می رفت .
سبو: کوزه
دوش: کتف ، شانه
آرایههای ادبی:
نابینایی: نا نکره دارد. (نا + بی + نایی)
در شب: متمم قیدی
بر راهی: بر: حرف اضافه / راهی: متمم
می رفت: فعل ماضی
یکی او را گفت: تو که چیزی نمیبینی چراغ به چه کارت میآید؟
معنی: یکی به او گفت: تو که نابینا هستی و چیزی را نمی توانی ببینی چراغ به چه دردت میخورد .
آرایههای ادبی:
یکی او را گفت: را: حرف اضافه
او: متمم
نمی بینی: فعل
تو: نهاد
چیزی: مفعول
چراغ: نهاد
به: حرف اضافه
چه: متمم
کارت: ت: مضاف الیه
به کارآمدن: به درد خوردن
گفت: چراغ از بهر کوردلانِ تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند.
معنی: گفت چراغ را بری خودم نیاوردهام بلکه به خاطر انسان های کوردل و کج فهم است که به من برخورد نکنند و کوزه سفالی مرا نشکنند.
از بهر: بخاطر
کوردل: نادان ، بی بصیرت ، کسی که حقیقت را درک نمی کند
تاریک اندیش: کسی که فکر و اندیشه تاریک دارد ،بداندیش
آرایههای ادبی:
گفت: علامت نقل قول دارد (کل جمله مفعول است)
از: فعل اسنادی
چراغ: نهاد
از بهر: حرف اضافه
کوردلانِ تاریک اندیش: متمم
تا به من تنه نزنند: متمم مسندی
نزنند: فعل مضارع
نشکنند: فعل مضارع
آنها: نهاد
کوردلانِ کنایه از ظاهر بین و کندفهم
سبوی مرا: م: مضاف الیه
پیام حکایت: علم و دین و آگاهی مانند چراغی است که نه تنها برای یافتن راه درست برای هر فردی کار میکند، بلکه با آگاه ساختن دیگر افرادِ متوهم و ناآگاه، از آسیب به فرد هم جلوگیری میکند. مثلِ چراغی که دیگران را وادار کرد مرد نابینا را ببینند و کوزه او را نشکنند.
مخالف کلمات حکایت چراغ فارسی هفتم
کوردل ≠ بصیر
نابینا ≠ بصیر، بینا
تاریک اندیش ≠ روشن اندیش
سخن پایانی
اگر سوالی درباره جواب درس ۱۳ فارسی پایه هفتم متوسطه با موضوع درس««اُسوه نیکو»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی میکنند.
✅ جواب درس دوازدهم فارسی هفتم
✅ جواب درس چهاردهم فارسی هفتم
📝 نمونه سوالات پایه هفتم متوسطه اول
توجه: دانشآموزان عزیز شما میتوانید برای دسترسی آسانتر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.
نظرات کاربران