جواب درس هفتم نگارش هشتم

در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۷ نگارش هشتم متوسطه اول با موضوع درس‌ «با جانشین‌سازی، آسان تر بنویسیم»‌ قرار گرفته‌ است که شامل جواب فعالیت‌های نگارشی، ‌درست نویسی و تصویر نویسی می‌باشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات نگارش هشتم همراه باشید.

جواب صفحه ۸۰ نگارش هشتم

🔶 کدام یک از متن های زیر، با موضوع این درس (توصیف به روش جانشین سازی)، تناسب بیشتری دارد؟ دلیل انتخاب خود را توضیح دهید. 

جواب صفحه ۸۰ نگارش هشتم

پاسخ‌: قسمت (پ)‌؛ زیرا نویسنده خود را به جای سنگی قرار داده و از زبان او سخن می‌گوید.

پاسخی دیگر: قسمت (پ) با موضوع این درس تناسب بیشتری دارد. چون در این نوشته، نویسنده، می‌خواهد در مورد «سنگ» صحبت کند ولی به جای اینکه مستقیماً به مشخصات و سایر ویژگی‌های آن بپردازد، در ذهن خود، خود را به جای سنگ نشانده و سپس آن را با ویژگی‌های انسانی، معرفی می‌کند.

جواب صفحه ۸۱ نگارش هشتم

🔶🔶 یکی از موضوع های زیر را انتخاب کنید و درباره آنها متنی بنویسید.

اگر معلم نگارش بودید.
پروانه‌ای هستید که در تاریکی شب، شمعی روشن پیدا کرده‌اید.
قطره بارانی هستید که از ابری چکیده‌اید.

انشا درباره اگر معلم نگارش بودید هشتم

پاسخ‌:

اگر معلم نگارش بودم، سعی می‌کردم که کلاس‌هایم نه تنها برای دانش‌آموزان مفید باشد، بلکه جذاب و پرانرژی هم باشد. به‌عنوان یک معلم نگارش، باور داشتم که نوشتن یک مهارت است که باید پرورش یابد، و هر فردی می‌تواند با تمرین و تجربه در آن پیشرفت کند. هدف من این بود که دانش‌آموزان را به نوشتن علاقه‌مند کرده و آنها را تشویق کنم که افکار خود را به وضوح و زیبایی بیان کنند.

برای شروع، برنامه‌ریزی من به‌گونه‌ای بود که هم نوشتن خلاقانه و هم نوشتن علمی را پوشش می‌داد. در هر جلسه، از داستان‌های کوتاه و شعرهایی استفاده می‌کردم که ذهن بچه‌ها را باز کرده و آنها را ترغیب می‌کرد تا تخیل خود را به کار بیندازند. سپس به آنها یاد می‌دادم که چگونه ایده‌هایشان را به‌طور مرتب و منظم روی کاغذ بیاورند.

از تکنیک‌هایی مانند نوشتن آزاد و استفاده از جملات توصیفی و استدلالی استفاده می‌کردم تا دانش‌آموزان را تشویق کنم که خود را در قالب کلمات بیان کنند و عواطف خود را با دقت و وضوح به‌تصویر بکشند. در کنار این موارد، تمرکز زیادی هم بر روی دست‌نویس‌ها و اصلاحات گرامری داشتم تا دانش‌آموزان بتوانند متون خود را بدون خطا و با دقت بنویسند.

برای اینکه نوشتن را جذاب‌تر کنم، به استفاده از روش‌های تعاملی و پروژه‌محور علاقه داشتم. به‌عنوان مثال، از دانش‌آموزان می‌خواستم که گروهی با هم کار کنند و داستان‌هایی بسازند یا مقالاتی را به‌طور مشترک بنویسند. این‌گونه آنها هم‌زمان با هم یاد می‌گرفتند و از تجربیات یکدیگر استفاده می‌کردند.

در نهایت، از دانش‌آموزان انتظار داشتم که بعد از نوشتن هر متن، آن را به‌طور کامل بررسی و اصلاح کنند. این کار نه تنها به آنها کمک می‌کرد که مهارت نوشتاری خود را بهبود بخشند، بلکه آنها را با مفاهیم انتقاد و خودانتقادی آشنا می‌کرد. برای من، موفقیت در آموزش نگارش یعنی توانمند ساختن دانش‌آموزان به‌طور خلاقانه و آگاهانه در بیان ایده‌هایشان و درک ارزش نوشتن به‌عنوان یک ابزار قوی ارتباطی.

پاسخی دیگر:

اگر من معلم بودم، معلمی می‌شدم که هیچ‌گاه اجبار در کارش نداشت. به جای اینکه تمام وقت خود را صرف خواندن کتاب‌های درسی کنم، درس زندگی می‌دادم. زیرا به عقیده من، درس زندگی است که به درد انسان‌ها می‌خورد. درس‌هایی که روزی جایی در زندگی فردی به کار خواهد آمد.

مثلاً آداب معاشرت، که به‌تنهایی بیشتر از نیمی از بار این درس را به دوش می‌کشد. همین که بدانی چگونه با دیگران، بدون توجه به وضعیت مالی و ملاحظات سطحی، صحبت کنی و رفتار درست و شایسته‌ای داشته باشی، خود بزرگ‌ترین درسی است که می‌توانی بیاموزی.

همین که بتوانی محبت و مهربانی را با یک لبخند ساده به دیگران هدیه بدهی و تخم مهر را در دل هر کسی بکاری، همین که بتوانی دوست خوبی باشی یا پدر و مادر مهربانی شوی، همین که قدردان زحمات دیگران باشی و از هیچ‌کس انتظار نابجا نداشته باشی و از آنچه که داری قانع باشی اما دست از تلاش برای رسیدن به اهدافت برنداری، همه این‌ها بخش بزرگی از درس زندگی است.

اگر معلم بودم، علاوه بر ورق زدن کتاب‌ها و تدریس مطالب علمی، به تدریس این نوع زندگی نیز می‌پرداختم تا دیگران با دلی باز و روحی شاد زندگی کنند. تا انسان‌ها یاد بگیرند که در زندگی خود درگیر حاشیه‌ها نشوند، سرک به زندگی دیگران نزنند و از روی ظاهر هیچ‌کس را قضاوت نکنند.

آن زمان بود که نه تنها لبخند بر لب‌ها نقش می‌بست، بلکه یک لحظه شادی از دل‌ها گذر می‌کرد. حتی اگر آن لبخند از ته دل نبود، همین که لحظه‌ای از شادی در دل کسی جوانه می‌زد، بزرگ‌ترین دستاورد معلمی می‌شد.

پاسخی دیگر:

اگر من معلم نگارش بودم، موضوعاتی تخیلی برای نوشتن انشا به دانش‌آموزانم می‌دادم تا قدرت تخیل آن‌ها را بسنجیم و توانایی‌شان را در نوشتن تقویت کنم. برای من، معلم بودن در هر رشته‌ای شغلی ارزشمند است؛ چرا که می‌توانی با دانش‌آموزان در ارتباط باشی و آن‌ها را به انسان‌هایی خلاق و اندیشمند تبدیل کنی.

اگر روزی معلم نگارش می‌شدم، فضای کلاس را آن‌قدر جذاب و پرنشاط می‌کردم که زنگ انشا به لذت‌بخش‌ترین لحظه روز برای شاگردانم تبدیل شود. معلم بودن یک حس فوق‌العاده است که حتی فکر کردن به آن لبخند را بر لبانم می‌نشاند.

معلم نگارش بودن یعنی آمیختن عشق و علاقه با زنگ‌های خاطره‌انگیز انشا در کنار دانش‌آموزانی خوش‌ذوق و هنرمند. اگر معلم نگارش بودم، در زنگ انشا زمانی که نوبت خواندن متن هر دانش‌آموز می‌رسید، فضایی آکنده از سکوت و آرامش در کلاس ایجاد می‌کردم تا دانش‌آموزم با آرامش خاطر، انشای خود را با صدایی بلند و رسا بخواند.

هیچ‌گاه اجازه نمی‌دادم که دیگران انشای دانش‌آموزی را که برای خواندن روی سکو رفته است، مسخره کنند یا به او توهین کنند. به آن‌ها می‌آموختم که به نوشته‌ها و شخصیت دوستانشان احترام بگذارند تا فضای کلاس سرشار از عشق، احترام و محبت باشد.

جواب نتیجه برسی و داوری صفحه ۸۲ نگارش هشتم

 نوشته خود یا یکی از دوستانتان را، بر اساس معیارهای زیر، نقد کنید و نتیجه بررسی را بنویسید.

جواب نتیجه برسی و داوری صفحه ۸۲ نگارش هشتم

پاسخ‌: نوشته پیش‌نویس دارد ؛ نشانه‌های نگارشی رعایت شده ؛ نوشته بدون غلط املایی است‌؛ به درست نویسی و حاشیه گذاری توجه شده است. دارای بخش مقدمه(آغازین) – میانه(بدنه) و پایانی (نتیجه) است‌؛ نویسنده از شیوه جانشین سازی و انتقال حس یک نفر بهره برده است‌؛ شیوه خواندن شیوا و صحیح است.

جواب درست نویسی صفحه ۸۳ نگارش هشتم

🔷 جمله‌های زیر را ویرایش کنید.

🔸 تمام امورات تحصیلی را خودش پیگیری می‌کند.
پاسخ‌: تمام امور تحصیلی را خودش پیگیری می‌کند.

🔸 او در مراسمات رسمی، خوب سخنرانی می‌کند.
پاسخ‌: او در مراسم رسمی خوب سخنرانی می‌کند.

جواب تصویر نویسی صفحه ۸۴ و ۸۵ و ۸۶ نگارش هشتم

به دو تصویر زیر با دقت نگاه کنید؛ درباره تفاوت آنها بیندیشید و هر یک را در نوشته‌ای جداگانه توصیف کنید. معیار سنجش نوشته‌های شما تشخیص دوستانتان است. یعنی زمانی که نوشته‌هایتان را در کلاس می‌خوانید، آنها باید تشخیص دهند، هر نوشته مربوط به کدام تصویر است.

جواب تصویر نویسی صفحه ۸۴ و ۸۵ و ۸۶ نگارش هشتم

جواب صفحه ۸۵

تصویر اول

تابستان سوزان فرا رسیده است و باری دیگر عشایر به ناچار باید به ییلاق کوچ کنند. این گرمای بی‌رحم، طاقت‌فرساست و همه اعضای قبیله را کسل و بی‌رمق کرده است. اسب‌ها که دیگر رمقی برای ادامه مسیر ندارند، تشنه و ناتوان از حرکت شده‌اند. بزها و سایر حیوانات نیز از شدت خستگی قادر به پیشروی بیشتر نیستند و کند پیش می‌روند. گرمای سوزان حتی مرد پرابهت قبیله را نیز آزار می‌دهد، اما ذره‌ای از شکوه و عظمتش نمی‌کاهد. این پوست سیاه و سوخته‌ی مردمان قبیله، نشانه‌ای از تابستان‌های سوزان و بی‌رحم در بیابان‌ها است. مرد نمدی به سر و لباس‌های سیاه بر تن دارد، بی‌خبر از اینکه این لباس‌ها گرمای بیشتری جذب می‌کند و فشار مضاعفی بر او وارد می‌کند. در کنار همه این سختی‌ها، برای محافظت از قبیله و اهلش، تفنگی را نیز به همراه دارد تا در برابر تهدیدات احتمالی آماده باشد.

جواب صفحه ۸۶

تصویر دوم

فصل زمستان فرا رسیده است و عشایر باری دیگر در حال کوچ به قشلاق هستند. طبیعت خود را در پوششی سفید و بی‌نقص فرو برده است، گویی به استقبال سختی‌های این فصل رفته. گوسفندان و بزهای قبیله به خوبی با طبیعت هماهنگ شده‌اند و جلوتر از قبیله در حرکت‌اند، گویی که آن‌ها نیز می‌دانند که باید به کجا بروند. مرد قبیله در جامه‌ی سفید پوشیده است، استوار و پرابهت گوسفندان و بزها را هدایت می‌کند و در عین حال از خانواده‌اش محافظت می‌کند. اسب‌ها شاد و سرحال به نظر می‌رسند و در دل خود آرزوی رسیدن به بهار را دارند، گویی به دنبال روزهای گرم‌تر هستند.

پسر کوچک قبیله نیز از پدرش ابهت را به ارث برده است. از همان کودکی، احساس مسئولیت و جدیت در نگاهش موج می‌زند. او پا به‌پای پدرش در تلاش است تا از خانواده‌اش محافظت کند و مسئولیت‌های بزرگ‌تری را بر دوش بکشد. نوزاد نیز با خوشحالی بقیه همراه است. با کوبیدن دستانش به هم، شادی خود را به نمایش می‌گذارد، گویی که در این کوچ بزرگ، دنیای جدیدی را کشف می‌کند. گل‌های روی لباس محلی زنان با دقت دست‌به‌دست طبیعت داده شده‌اند و حالا سفیدپوش شده‌اند، هم‌صدا با طبیعت پیرامونشان.

در گوشه‌ای دیگر، تعدادی اسب با حمل مقداری وسایل در حرکت‌اند، همه چیز برای ادامه سفر آماده است. مرد برای محافظت از قبیله چوبی در دست دارد، نشان از آمادگی و هوشیاری برای مقابله با هر چالش احتمالی. این کوچ، نه تنها سفر به قشلاق، بلکه نماد پایداری و همبستگی قبیله است که در دل زمستان، همچنان با قدرت و استقامت به حرکت ادامه می‌دهد.


پاسخی دیگر:

تصویر اول

آنچه در تصویر بالا تداعی می‌شود، زندگی عشایری است که با اسب‌ها و دام‌های خود در حال حرکت‌اند. این تصویر به وضوح نمایانگر سبک زندگی این مردمان است که اغلب در ذهن ما به عنوان افرادی مهربان و باصفا شناخته می‌شوند. مردانی را می‌بینیم که پیاده در حال حرکت هستند و زنان و کودکان سوار بر اسب‌ها می‌باشند، که خود نمادی از همبستگی و انسجام در خانواده و قبیله است.

عشایر هر ساله از مناطق سرد به مناطق گرم، یا به اصطلاح از قشلاق به ییلاق کوچ می‌کنند. در این تصویر، فصل کوچ نمایان است و دام‌ها آماده شده‌اند تا برای استراحت زمستانی عازم شوند. سگ‌های گله نیز همواره یار و همراه این مردمان هستند و در جلوی گله در حال حرکت‌اند تا از دام‌ها در برابر خطرات احتمالی، نظیر حملات گرگ‌ها، محافظت کنند.

در یکی از این تصاویر، مردی را می‌بینیم که اسلحه‌ای بر دوش دارد؛ احتمالاً برای دفاع در برابر راهزنان یا حیوانات وحشی و درنده مانند ببر، پلنگ، شیر و غیره. این تصویر همچنین شتاب و عجله‌ای را نشان می‌دهد که شاید به این دلیل است که این گروه از عشایر از قافله عقب مانده‌اند و باید با سرعت به سایر اعضای قبیله ملحق شوند. زیرا عشایر همواره به صورت دسته جمعی کوچ می‌کنند و این هماهنگی در حرکت، جزئی از فرهنگ آن‌هاست.

عشایر واقعاً مردمانی مهربان، سلحشور، خونگرم، هنرمند و عاری از دغدغه‌های روزمره هستند. آنان سادگی را مایه مباهات خود می‌دانند و کار را عامل عزت و شرف خود می‌شمارند. دور از زرق و برق‌های جامعه صنعتی، آن‌ها در دنیای خود مشغول زندگی هستند و زندگی‌شان سرشار از مهر و محبت، همبستگی و تلاش است. این مردمان، سخت کوشی و زندگی در کنار یکدیگر را با هیچ چیز دیگری عوض نمی‌کنند و به این سبک زندگی افتخار می‌کنند.

تصویر دوم

آنچه در تصویر پایین می‌بینم، بی‌ارتباط با تصویر بالا نیست، زیرا در اینجا نیز مردی را می‌بینیم که با لباس سفید در کنار یک اسب ایستاده است، که احتمالاً او داماد است و این مراسم به طور ویژه به مراسم عروس‌بران مربوط می‌شود. در این مراسم، خانواده و اقوام داماد برای بردن عروس به خانه او آمده‌اند و زنانی را می‌بینیم که با لباس‌های شاد و محلی در مراسم حضور دارند.

این تصویر نمایانگر فصل کار و کوشش است. مراسم عروس‌بران معمولاً در فصل گرما برگزار می‌شود، جایی که همگی آماده‌اند تا یکدیگر را در این روز خاص همراهی کنند. یکی از چیزهایی که در این مراسم مشهود است و به نوعی جزئی از لوازم اصلی زندگی این مردم به حساب می‌آید، اسب است. در واقع، اسب یکی از همراهان همیشگی این مردمان است و هر خانواده حداقل یک یا چند اسب دارد که برای اهداف مختلف از آن‌ها استفاده می‌کنند. اسب‌ها در مراسم عروسی، مراسم عزا، کوچ و حتی شکار نقش دارند و یکی از نمادهای این زندگی سنتی و عشایری به شمار می‌روند. در برخی مسابقات نیز ممکن است از این حیوان نجیب استفاده شود.

این تصویر نشان می‌دهد که اوضاع و احوال مرتب است و همه چیز به خوبی پیش می‌رود. مردم از کوچ برگشته‌اند، گوسفندان خود را به قیمت خوبی فروخته‌اند و اکنون لباس‌های نو پوشیده‌اند تا به استقبال سال نو بروند. این تصویر نمادی از خوشبختی، تلاش و همبستگی است که در این مراسم‌ها تجلی می‌یابد و نشان از زندگی ساده اما سرشار از شادی و سنت‌های دیرینه دارد.


پاسخی دیگر:

تصویر اول

گله‌ی گوسفندها با همراهی سگ‌گله‌ای که جلودار گله است، در بیابان بی‌آب و علف در حرکت است، و این کاروان با رهبری صاحبان خود که سوار بر اسب‌ها هستند، در مسیر خود پیش می‌روند. یکی از مردان نوزاد کوچکش را به کول خود بسته است تا او را از آسیب‌های مسیر محفوظ نگه دارد، در حالی که دو نفر دیگر نوزاد را در آغوش گرفته‌اند. مردی دیگر که با لباس بختیاری خود و اسلحه‌ای که بر دوشش آویزان است، جلو‌دار و رهبر کل کاروان را بر عهده گرفته است. او آماده است تا در صورت خطر، مانند حمله‌ی گرگ‌ها یا دزدان، از کاروان و گله‌ی خود محافظت کند.

این کاروان نه به قصد تفریح یا گردش، بلکه به‌عنوان بخشی از سفر یا مهاجرت به مقصد خود در حرکت است. بار و بندیل‌های خود را حمل می‌کنند و از میان دشت‌های وسیع و بیابان‌های سخت و کوهستان‌های صعب‌العبور گذر می‌کنند. تمام سختی‌های راه را برای رسیدن به مقصد خود تحمل می‌نمایند، چرا که این سفر و کوچ جزئی از زندگی آنهاست و هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع آنها شود. این کاروان نمادی از مقاومت، صبر و استقامت است که در برابر دشواری‌های طبیعی و تهدیدات احتمالی ایستادگی می‌کند.

تصویر دوم

تصویر شماره دوم دو زن را نشان می‌دهد که سوار بر اسب هستند و لباس‌های زیبا و خوش‌رنگی بر تن کرده‌اند. هر کدام فرزند خود را در آغوش گرفته‌اند، گویی که در این سفر دشوار، محبت و مراقبت از نسل‌های آینده را همزمان به دوش می‌کشند. مرد خانواده به همراه پسر بزرگ خود که در آینده جایگزین او خواهد شد، به همراه پدر خود جلوتر از دیگران راه می‌روند. این مرد با اسب، خر، بز، گوسفند و بره‌های خود در حال حرکت است و بار و بندیل خود را به دقت حمل می‌کند.

این تصویر نمایانگر یک کوچ عظیم است که نه تنها در مسیر مهاجرت یا سفر است، بلکه به معنای انتقال سنت‌ها، ارزش‌ها و میراث نسل‌ها از پدر به پسر نیز می‌باشد. مرد خانواده و پسر بزرگش در پیشاپیش کاروان حرکت می‌کنند، آماده برای ایستادگی در برابر سختی‌های پیش‌رو و پذیرش مسئولیت‌های بزرگ‌تری که در آینده بر دوش آنها خواهد بود. در این کوچ، به همراه جانوران و بارها، تلاش برای حفظ زندگی ساده و سرشار از محبت در دل بیابان‌ها و دشت‌ها ادامه دارد.

سخن پایانی

اگر سوالی درباره جواب درس ۷ نگارش پایه‌ هشتم متوسطه اول با موضوع درس««با جانشین‌سازی، آسان تر بنویسیم»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی می‌کنند.

جواب درس ششم نگارش هشتم
جواب درس هشتم نگارش هشتم
📝 نمونه سوالات پایه هشتم متوسطه‌ی اول

توجه: دانش‌آموزان عزیز شما می‌توانید برای دسترسی آسان‌تر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *