جواب درس هشتم نگارش هشتم

در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۸ نگارش هشتم متوسطه اول با موضوع درس‌ «دگرگونه ببینیم و گونه گون بنویسیم»‌ قرار گرفته‌ است که شامل جواب فعالیت‌های نگارشی، ‌درست نویسی و حکایت نگاری می‌باشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات نگارش هشتم همراه باشید.

جواب صفحه ۹۰ نگارش هشتم

معلم، نموداری روی تخته کشید و گفت: «اکنون از شما دانش آموزان می‌خواهم، بگویید از چه زاویه‌هایی می‌توان به کفش نگاه کرد».

جواب صفحه ۹۰ نگارش هشتم

جواب فعالیت نگارشی صفحه ۹۱ نگارش هشتم

متن زیر را بخوانید و تفاوت نگاه دو شخصیت (پدر و پسر) را بنویسید.

یک بار پدر بسیار ثروتمندی پسرش را به روستایی برد تا او را با شیوه زندگی افراد آنجا آشنا سازد. آنان دو شبانه روز در مزرعه خانواده تهیدست و فقیری به سر بردند.
در راه برگشت، پدر از پسر پرسید: سفر چگونه بود؟
پسر گفت: عالی بود؛ پدر.
پدر گفت: زندگی مردم فقیر را دیدی؟
پسر گفت: آری، پدرعزیزم.
پدر پرسید: از آنان، چه آموختی؟
پسر گفت: ما گوسفند نداریم؛ ولی آنان چند گوسفند دارند. حوض خانه ما تا وسط باغ کشیده شده؛ اما رودخانه آنان بی پایان است. سراسر باغ ما را چراغ ها روشن می کنند، ولی شب های آنان را ستاره ها روشن می کنند. ما قطعه زمین کوچکی برای زندگی داریم، ولی کشتزار آنان بسیار گسترده است. ما تمام غذایمان را می‌خریم؛ آنان بیشتر نیازهای غذایی را خودشان پرورش می دهند…
با شنیدن حرف های فرزند، پدر سرش را به زیر انداخت و خاموش شد.
پسر افزود: پدرجان! از شما سپاسگزارم که به من نشان دادی، ما چقدر فقیریم.

پاسخ‌: پدر همه چیز را با پول نگاه می‌کند و فکر می‌کند همه چیز با پول حل می‌شود اما از نظر پسر ثروتمندی بدتر از فقیری است چون فقیری هم درها را بر روی تو باز می‌کند و تو را نسبت به آفریده‌های خداوند آگاه تر اما ثروت تو را مغرور و دنیا را بر تو کوچک می‌کند.

پاسخی دیگر: دو شخصیت پدر و پسر، هر کدام از دیدگاه و منظره خود قضیه نگاه می‌کنند، پسر از دیدگاه آرامش و وسعت، و پدر از دیدگاه ثروت، در واقع زندگی بیرونی هر دو یکی است، اما دیدگاه‌ها فرق می‌کند.

پاسخی دیگر: شاید به عقیده برخی، ثروت، سرآغاز خوشبختی باشد، اما اکثر ثروتمندان فقیرتر از انسان‌هایی هستند که در روستاها زندگی می‌کنند. زیرا تمام چیزهایی که به عنوان خوراک مصرف می‌کنند، مصنوعی و فاقد مواد مغذی طبیعی هستند. بنابراین، همه ثروتمندان سالم نیستند.

جواب صفحه ۹۲ نگارش هشتم

 یکی از خوشه‌های نمودار زیر را انتخاب کنید و از نگاه او، متنی دربارۀ اجتماعی» بنویسید.

جواب صفحه ۹۲ نگارش هشتم

متن درباره تامین اجتماعی از نگاه بیکار‌:

در جامعه امروزی، بیکاری به کسی اطلاق می‌شود که هیچ شغل یا کار مشخصی ندارد و در نتیجه از درآمد ثابتی برخوردار نیست. این افراد اغلب زندگی سخت و پرمشقتی دارند.

زمانی که شخصی بیکار است، برای تأمین معاش خود به روش‌های مختلفی روی می‌آورد. این روش‌ها شامل دست‌فروشی در چهارراه‌ها، واکس زدن کفش، کار نیمه‌وقت در میوه‌فروشی‌ها، یا انجام کارهای ساختمانی و کار در کارگاه‌هایی است که هیچ‌گونه بیمه‌ای برای آن‌ها وجود ندارد. در واقع، این افراد نیز به نوعی بیکار به شمار می‌روند، چرا که نیازهای آن‌ها تنها در کوتاه‌مدت تأمین می‌شود و برای آینده هیچ برنامه یا پشتوانه‌ای ندارند.

یک فرد بیکار همواره به این فکر می‌کند که اگر شغلی ثابت و دائمی داشت و درآمد مناسبی می‌کسبید، می‌توانست برای آینده‌اش برنامه‌ریزی کرده و زندگی خود را سامان دهد. او می‌توانست ازدواج کرده و صاحب خانواده شود، و برای دوران پیری و ناتوانی‌اش پس‌اندازی داشته باشد که او را از نیاز به دیگران بی‌نیاز کند.

فرد بیکار معمولاً افق دیدی وسیع‌تر از زمان حال دارد و دغدغه‌های بسیاری در ذهنش شکل می‌گیرد. این دغدغه‌ها ممکن است او را به مسیرهایی هدایت کند که بعضی از این مسیرها حتی او را به بیراهه ببرند. در چنین شرایطی، وظیفه دولت‌ها است که با توجه به امکانات مادی و معنوی جامعه، شغل‌های پایدار ایجاد کنند و جوانان را مشغول سازند. زیرا برای یک جوان، بهترین سرگرمی کار است و بیکاری می‌تواند او را به سمت کارهایی بکشد که نتیجه‌ای جز ناامیدی ندارد.

دولت‌ها باید با ایجاد بیمه بیکاری تا زمان یافتن شغل مناسب برای فرد بیکار، یا با ارائه وام‌های اشتغال‌زایی، بستر مناسبی را برای جوانان فراهم آورند. این اقدامات باعث می‌شود که جوانان از آینده خود نگران نباشند و در زمانی که به سن پیری و ناتوانی می‌رسند، از زندگی‌شان راضی و خرسند باشند. به امید آن روز.


متن درباره تامین اجتماعی از نگاه بیمار:

بیمار وارد بیمارستان تأمین اجتماعی می‌شود، جایی که جمعیتی فراوان حضور دارند، هر کدام با درد و مشکلی خاص.

فرد بیمار به پذیرش مراجعه کرده و به او نوبت سه ماه دیگر داده می‌شود. او اعتراض می‌کند و می‌گوید: «شاید تا سه ماه دیگر من از دنیا رفته باشم، چطور می‌توانم تا سه ماه دیگر تحمل کنم؟ مگر این بیمارستان از پول من و سایر افراد مانند من که هر ماه بیمه را پرداخت می‌کنیم تأمین نمی‌شود؟ پس چرا باید سه ماه منتظر بمانم؟»

برخی از افراد کادر پذیرش با بیماران برخورد خوبی دارند، اما برخی دیگر برخورد مناسبی ندارند. از سوی دیگر، بیماران توان پرداخت هزینه‌های بیمارستان‌های خصوصی را ندارند و مجبورند به بیمارستان‌های تأمین اجتماعی مراجعه کنند و سه ماه دیگر برای درمان خود منتظر بمانند. در این مدت، تنها امیدشان به خداست.

اکثر افرادی که تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی هستند، تفاوت چندانی بین هزینه‌های پزشکی تأمین اجتماعی و بیمارستان‌های آزاد نمی‌بینند، اما از این که هر ماه مبلغی به عنوان بیمه پرداخت می‌کنند و در مقابل خدمات مناسب و فوری دریافت نمی‌کنند، ناراضی هستند. آنها می‌پرسند: «این پول بیمه ما کجا می‌رود و صرف چه اموری می‌شود؟ چرا هر وقت به آن نیاز داریم، خدمات به موقع و در دسترس نیست؟ و هزاران سؤال دیگر که هیچ‌کس به آنها پاسخ نمی‌دهد.»

بیماران تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی اغلب از اقشار ضعیف و متوسط جامعه هستند که سال‌ها در تلاش بوده‌اند و حالا حق دارند از خدمات این سازمان استفاده کنند. در پایان، برای تمامی بیماران عزیز، آرزوی شفای عاجل داریم.


متن درباره بیمه تامین اجتماعی از نگاه حادثه دیده:

هر روز، از لحظه‌ای که از خواب بیدار می‌شویم تا زمانی که به رختخواب می‌رویم، با تهدیدات و رویدادهای مختلفی روبه‌رو می‌شویم که نیاز به خردمندی و تدبیر برای مواجهه با روزهای سخت و حفظ سلامتی دارد.

کارخانه جایی است که کارگر باید با دستگاه تولید دست و پنجه نرم کند. گاهی باید پشت دستگاه بنشیند و کار کند و گاهی باید بایستد. اگر کارگر لحظه‌ای غفلت کند، ممکن است دستش توسط دستگاه بریده شود یا پایش بلغزد و از روی دستگاه به زمین بیفتد و حوادثی از این قبیل رخ دهد. در هر صورت، این حوادث می‌تواند منجر به شکستگی اندام، دررفتگی و حتی قطع عضو شود.

در چنین شرایطی، اگر قربانی تحت پوشش تأمین اجتماعی باشد، این سازمان باید از او حمایت کرده و مستمری او را در نظر بگیرد تا کمک کند تا هزینه‌های درمانی‌اش تأمین شود.

در این موارد، میزان مستمری دریافتی فرد مصدوم قابل اعتراض نیست، زیرا این امر طبق قانون است و برای همه یکسان است. صرف‌نظر از تعداد اعضای خانواده، هزینه‌های فرد و دیگر شرایط، مبلغ مستمری برای تمام کارافتاده‌ها یکسان تعیین می‌شود. ممکن است مبلغ مستمری یا دیه‌ای که به فرد پرداخت می‌شود، به نظر برخی افراد زیاد باشد، اما هیچ هزینه‌ای نمی‌تواند جایگزین سلامتی و جان انسان شود.

سازمان تأمین اجتماعی، نهادی است که در هر شرایطی به افراد کمک می‌کند. با این حال، امیدوارم تعداد حوادث در محیط‌های کاری به حداقل برسد و این مشکلات به سرعت کاهش یابد.


متن درباره بیمه تامین اجتماعی از نگاه از کار افتاده‌:

حضرت محمد (ص) می‌فرماید: «اگر کسی برای نیکی کردن به خانواده‌اش از خانه بیرون رود و در راه برایش اتفاقی بیفتد که منجر به مرگ او شود، مانند کسی است که شهید شده است و سزاوار ثواب شهادت است.»

افرادی که به محل کار می‌روند، همیشه در معرض خطرات و آسیب‌هایی هستند که ممکن است حتی خارج از محیط کار برایشان پیش بیاید، مانند سکته مغزی، تصادفات و غیره. گاهی اوقات هم در محل کار اتفاقاتی همچون سقوط از ارتفاع، آسیب دست در دستگاه، انفجار دیگ بخار، سوختگی و … رخ می‌دهد که ممکن است منجر به از کار افتادگی شود و شخص دیگر قادر به انجام کار نباشد.

در چنین شرایطی، سازمان تأمین اجتماعی طبق قوانین و مقررات وارد عمل می‌شود و از فرد آسیب‌دیده حمایت کرده و مستمری ماهانه برای او در نظر می‌گیرد که تا پایان عمر به او و خانواده‌اش پرداخت می‌شود. البته این خدمات تا زمانی شامل فرد می‌شود که در زمان آسیب‌دیدن تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی باشد و حق بیمه را به‌طور ماهانه پرداخت کرده باشد.

سازمان تأمین اجتماعی ممکن است برای فرد آسیب‌دیده شغلی آسان‌تر از آنچه که قادر به انجام آن است، فراهم کند. همچنین، در صورتی که فرد اصلاً توانایی انجام کار نداشته باشد، تنها مستمری برای او واریز می‌شود. به هر حال، نوع خدمات در مواقع مختلف متفاوت است.

سازمان تأمین اجتماعی حافظ منافع تمامی افرادی است که به نوعی از کار افتاده تلقی می‌شوند و فرد آسیب‌دیده حداقل از نگرانی مخارج زندگی خود بی‌نیاز است و تنها درد ناشی از معلولیت را تحمل می‌کند، نه درد نیاز به دیگران.


متن درباره بیمه تامین اجتماعی از نگاه بازمانده:

در کشور ما سازمان‌هایی وجود دارند که به افراد نیازمند، مانند بی‌خانمان‌ها، زنان خانه‌دار و دیگر اقشار آسیب‌پذیر، کمک و پشتیبانی می‌کنند. یکی از این موسسات، موسسه تأمین اجتماعی است.

یک روز، با شنیدن صدای زنگ تلفن همراه، ناگهان قلب زن از جا کنده می‌شود. چه اتفاقی افتاده است؟ تا به امروز سابقه نداشته که همسرش از محل کارش به خانه زنگ بزند، و دلیل نگرانی او نیز همین است. با اضطراب تلفن را جواب می‌دهد و می‌شنود که همسرش در محل کار تصادف کرده و به بیمارستان منتقل شده است. از او می‌خواهند که با شناسنامه همسرش به بیمارستان مراجعه کند.

زن بچه‌هایش را نزد همسایه می‌گذارد و به بیمارستان می‌رود. تا رسیدن به بیمارستان، افکار منفی لحظه‌ای او را رها نمی‌کنند. به خود می‌گوید: «سانحه بدی نبوده، خوب می‌شود.» و در همین لحظه خود را جلوی درب بیمارستان می‌بیند. در حالی که همکاران همسرش در حال گریه هستند، تلاش می‌کنند او را آرام کنند.

حال پس از دست دادن شوهرش، دنیا به دور سر زن می‌چرخد. با خود می‌گوید: «چگونه فرزندانم را تربیت کنم که در آینده به آنها آسیبی نرسانند؟» درد از دست دادن همسرش او را از پا درآورده است. اما کمی بعد آرام می‌شود و به یاد می‌آورد که بچه‌ها منتظر او هستند.

باید کمر همت ببندد و به کمک تأمین اجتماعی و حقوقی که پس از مرگ همسر برایش باقی می‌ماند، به تنهایی زندگی را ادامه دهد. او خدا را شکر می‌کند که حداقل حقوق همسرش برقرار است و می‌تواند هر ماه حقوقی دریافت کند و با صرفه‌جویی، مخارج زندگی را تأمین کند.

برای یک بازمانده، تأمین اجتماعی همچون چتری بالای سر اوست که از باد و باران محافظت می‌کند. اگر این سازمان نبود، چه اتفاقی می‌افتاد؟ چه خانواده‌هایی که در مسیر زندگی بدون سرپناه نابود می‌شدند.

اگرچه هیچ پولی نمی‌تواند جای عزیز از دست رفته را پر کند و جای خالی آنها برای همیشه احساس می‌شود، اما امیدوارم سازمان‌هایی مانند تأمین اجتماعی، کمیته امداد و دیگر نهادها، دست حمایت به سوی افراد نیازمند و بازمانده دراز کنند تا شاید زندگی کمی روی خوش به آنان نشان دهد و در زیر مشکلات زندگی کمر خم نکنند.


متن درباره بیمه تامین اجتماعی از نگاه کارفرما:

در روابط کاری همیشه سه طرف وجود دارند: کارمند، کارفرما و تأمین اجتماعی. ممکن است رابطه این سه طرف هیچ‌گاه به طور کامل بهبود نیابد، زیرا کارفرما تمایل دارد به جای پرداخت هزینه‌های بیمه، بیشترین بهره را از کارگر ببرد و کمترین هزینه را بپردازد.

کارگران به دلیل ظلمی که در حقشان صورت می‌گیرد، به روش‌های مختلف از کار خود دست می‌کشند تا کار کمتری انجام دهند. این دو گروه همیشه از یکدیگر ناراضی هستند، اما چون هر دو به یکدیگر نیاز دارند، ارتباط خود را حفظ می‌کنند. چرا که بدون کارفرما هیچ کار و تولیدی وجود نخواهد داشت و اگر کارگری نباشد، کالا و خدماتی تولید نمی‌شود و جامعه رو به افول می‌رود.

در این میان، سیستم تأمین اجتماعی به عنوان واسطه‌ای عمل می‌کند که از منافع هر دو طرف حمایت می‌کند. بنابراین، با تصویب قانون کار، تکلیف همه روشن شد. هم کارفرمایان و هم کارگران مشمول تأمین اجتماعی هستند و هر کدام سهم خود را در این سازمان پرداخت می‌کنند تا حقوق هیچ‌کدام از طرفین پایمال نشود. در صورت بروز اختلاف بین این دو، تأمین اجتماعی با بی‌طرفی به حل و فصل موضوع می‌پردازد.

با این حال، کارفرما معمولاً از تأمین اجتماعی ناراضی است و سعی می‌کند تا حد امکان از تعامل با این سازمان اجتناب کند. حتی برخی از کارفرمایان برای فرار از بیمه کردن کارگران خود، از افراد بازنشسته استفاده می‌کنند تا مسائل بیمه‌ای آنان به سازمان تأمین اجتماعی ارجاع نشود.

با وجود تمام مشکلات و نارضایتی‌ها، تأمین اجتماعی یکی از بنیادی‌ترین سازمان‌هاست و در نهایت، کارفرمایان باید قوانین این سازمان را اعمال کنند. اجرای این قوانین به نفع تمام افراد، اعم از کارمندان و کارفرمایان است.


متن درباره بیمه تامین اجتماعی از نگاه مزد بگیر:

مزدبگیر در لغت به کسی اطلاق می‌شود که در ساعت معینی به محل کار می‌رود، برای مدت معینی کار می‌کند و بابت آن دستمزد دریافت می‌کند. این حقوق می‌تواند به صورت روزانه، هفتگی یا ماهانه باشد، که در کشور ما معمولاً به صورت ماهانه پرداخت می‌شود.

عموماً کارفرما انتظار دارد که کار به بهترین شکل ممکن و در قبال حقوق پرداختی انجام شود تا هم کارفرما و هم کارمندان از آن بهره‌مند شوند. به عنوان یک قاعده کلی، پرداخت‌کننده همیشه مقدار مشخصی را برای بیمه و مالیات کسر می‌کند. یک فرد مزدبگیر این کسری را با جان و دل می‌پذیرد زیرا آن را مانند پس‌انداز کردن می‌داند؛ پس‌اندازی برای زمانی که به آن نیاز داشته باشد.

انسان برای کاری که انجام می‌دهد مزد می‌گیرد و در مقابل آن بهایی نیز پرداخت می‌کند که همان پیر شدن، بالا رفتن سن و کاهش توان بدنی است. بنابراین، باید از اندوخته‌اش که همان کسرهایی است که از حقوقش صورت گرفته، استفاده کند.

او همیشه این کار را با رضایت کامل انجام می‌دهد و آن را به عنوان کمکی می‌داند که می‌تواند به آن تکیه کند و باقی عمر خود را با عزت و سربلندی سپری کند. زیرا زحمت کشیده و پولی را جمع‌آوری کرده است که می‌تواند از آن استفاده کرده و از خرج کردن آن برای گذراندن امور زندگی لذت ببرد.

بنابراین، مزدبگیران برای تأمین اجتماعی ارزش قائل هستند و به آن به عنوان پشتوانه‌ای محکم و پایدار نگاه می‌کنند.


متن درباره تامین اجتماعی از نگاه بازنشسته‌:

وقتی وارد کارخانه شد، جوان و سرحال بود، خوشحال از این که بالاخره پس از مدت‌ها دوندگی و انتظار، شغلی پیدا کرده و مشغول به کار شده است. حالا نگرانی‌ها و دغدغه‌هایش در مورد رفتار کارفرما و آینده شغلی‌اش بود. آیا از کارش راضی خواهد بود؟ آیا می‌تواند وظایف محوله را به درستی انجام دهد؟ آیا توان خواهد داشت که برای مدت طولانی پشت دستگاه بایستد یا خیر؟ و صدها سوال دیگر.

بالاخره شروع به کار می‌کند. روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرند، خسته و ضعیف‌تر می‌شود، اما همچنان ادامه می‌دهد. به روزهایی می‌اندیشد که پیر خواهد شد، بچه‌هایش بزرگ می‌شوند و هرکدام باید به سوی سرنوشت خود بروند. به این فکر می‌کند که با این حقوق چگونه می‌تواند زندگی فرزندانش را اداره کند. با خود می‌گوید: «خدا بزرگ است. خدا برکت می‌دهد.»

حالا پس از سال‌ها باید کار و دستگاه کارخانه را رها کند و در خانه بنشیند. باید بازنشسته شود و از زندگی در کنار خانواده‌اش لذت ببرد. اما نگرانی‌هایش هنوز ادامه دارند: «چطور می‌تواند هزینه‌های بیماری و مهمانی‌هایش را تأمین کند؟»

دوباره خدا را شکر می‌کند برای عروس و داماد و نوه‌هایش و می‌گوید: «خدا به او برکت داده است.» و واقعاً هم خداوند بزرگ به زندگی او برکت داده است، زیرا سی سال شب و روز در گرما و سرما بدون وقفه کار کرده است. حالا باید از مزد زحماتش بهره‌مند شود.

خدا را شکر می‌کند که اگرچه یک عمر زحمت کشیده و موهایش سفید شده و پشتش خم شده است، اما هنوز هم یک آب باریکه دارد که او را از دیگران بی‌نیاز می‌کند و محتاج هیچ‌کس نیست، جز خدای رحمان که به زندگی او، فرزندانش، سفره‌اش و درآمد ماهانه بازنشستگی‌اش برکت می‌دهد و او از کمبود پول رنج نمی‌برد.

خداوند همه بازنشستگان را که هیچ‌گاه دچار خستگی نمی‌شوند، عاقبت بخیر کند.

جواب نتیجه برسی و داوری صفحه ۹۳ نگارش هشتم‌

 یکی از نوشته‌های تمرین قبل را براساس معیار‌های زیر، ارزیابی کنید.

جواب نتیجه برسی و داوری صفحه ۹۳ نگارش هشتم‌

نوشته من دارای پیش‌نویس است و در آن از علائم نگارشی به‌درستی استفاده شده است. نویسنده به حاشیه‌گذاری و درست‌نویسی توجه کرده و متن بدون غلط املایی است. ساختار نوشته شامل بخش آغازین، میانه و پایانی به‌درستی رعایت شده است. همچنین، نویسنده با نگاهی متفاوت به موضوع پرداخته و شیوه خواندن متن رسا و روان است.

جواب درست نویسی صفحه ۹۴ نگارش هشتم

🔷 جمله‌های زیر را ویرایش کنید:

پاسخ‌:

🔸 با تلاش فراوان می‌توانستند، علوم بسیاری باندوزند.
با تلاش فراوان می‌توانستند، علوم بسیاری بیندوزند‌.

🔸 هرگز، فرصت امروزت را به فردا، مافکن‌.
هرگز، فرصت امروزت را به فردا، میفکن‌.

جواب حکایت نگاری صفحه ۹۵ نگارش هشتم

 حکایت زیر را بخوانید و بازنویسی کنید:

متن حکایت: به روزگار انوشیروان، روزی وزیرش، بزرگمهر، نزد وی آمد،. انوشیروان گفت: ای وزیر، همه چیز در عالم، تو دانی؟ بزرگمهر، خجل شد و گفت: نه، ای پادشاه. انوشیروان گفت: همه چیز، پس که داند؟ بزرگمهر گفت: همه چیز، همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاده‌اند.

پاسخ‌: در زمان حکمرانی انوشیروان پادشاه ایرانی انوشیروان وزیری دانا و دنیا دیده به نام بزرگمهر داشت یک روز انوشیروان بزرگمهر را فراخواند و وزیرش نیز نزد او آمد… انوشیروان گفت: ای وزیر، تو از همه چیز‌های دنیا آگاهی داری؟!
وزیرش، بزرگمهر خجالت زده شد و گفت: نه ای پادشاه. انوشیروان بار دیگر پرسید: پس همه چیز را در عالم چه کسی می‌داند؟!
بزرگمهر گفت: همه چیز را همگان می‌دانند و کسی به نام همگان هنوز از مادر متولد نشده (به دنیا نیامده نیامده) است.


پاسخی دیگر: روزی روزگاری در زمان های قدیم انوشیروان وزیرش را که نامش بزرگمهر بود فراخواند و وزیرش نیز نزد او آمد. انوشیروان گفت: ای وزیر، همه چیزی که در عالم وجود دارد تو از آن آگاهی داری؟!
وزیرش، بزرگمهر خجالت زده شد و گفت: نه ای پادشاه. انوشیروان باری دیگر پرسید: پس همه چیز را در عالم چه کسی می‌داند؟! بزرگمهر گفت: همه چیز را همگان می‌دانند و کسی به نام همگان هنوز به دنیا نیامده است.


پاسخی دیگر: در زمان حکمرانی انوشیروان، پادشاه ایران، وزیری دانا و خردمند به نام بزرگمهر در دربار حضور داشت. روزی انوشیروان او را فراخواند و بزرگمهر نزد پادشاه حاضر شد.
انوشیروان پرسید: «ای وزیر، آیا تو از همه چیزهای دنیا آگاهی داری؟»
بزرگمهر با شرمندگی پاسخ داد: «نه، ای پادشاه.»
انوشیروان دوباره پرسید: «پس چه کسی در جهان از همه چیز آگاه است؟»
بزرگمهر لبخندی زد و گفت: «همه چیز را همگان می‌دانند، اما کسی به نام همگان هنوز از مادر متولد نشده است.»


پاسخی دیگر: در روزگار انوشیروان؛ روزی وزیرش بزرگمهر به نزد او رفته‌‌. انوشیروان گفت ای وزیر تو همه چی در عالم می‌دانی‌؟
بزرگمهر خجالت زده شد و گفت: نه ای پادشاه..
انوشیروان گفت: پس چه کسی همه چی را می‌داند؟
بزرگمهر گفت: کسی که همه چیز را می‌داند هنوز از شکم مادری به دنیا نیامده هست یعنی کسی (انسانی) وجود ندارد که همه چیز را بداند.

سخن پایانی

اگر سوالی درباره جواب درس ۸ نگارش پایه‌ هشتم متوسطه اول با موضوع درس««دگرگونه ببینیم و گونه گون بنویسیم»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی می‌کنند.

جواب درس هفتم نگارش هشتم
📝 نمونه سوالات پایه هشتم متوسطه‌ی اول

توجه: دانش‌آموزان عزیز شما می‌توانید برای دسترسی آسان‌تر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *