جواب درس هشتم فارسی نهم

در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۸ فارسی نهم متوسطه اول با موضوع درس‌ «همزیستی با مام میهن»‌ قرار گرفته‌ است که شامل جواب خودارزیابی، گفت و گو و فعالیت نوشتاری می‌باشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات فارسی نهم همراه باشید.

جواب خودارزیابی صفحه ۶۲ فارسی نهم

۱- چرا میهن را به مادر تشبیه می‌کنند؟

پاسخ: چون همانند مادر گرامی، بزرگ و عزیز است و همتایی ندارد. زندگی فرزند وابسته به مادر است، زندگی مردم نیز وابسته به میهن است. فرزند بدون مادر پا به هستی نمی‌گذارد، ملت نیز بدون میهن، وجود خارجی ندارند. میهن و مادر هر دو فرزندان خود را در آغوش می‌کشند.


۲- به نظر شما منظور از دو سویه بودن رابطه مادر و فرزند چیست؟

پاسخ: چون هم مادر، فرزند را دوست دارد و به خاطر فرزند از جان و مال خود می‌گذرد و هم فرزند نسبت به مادر مهر و محبت دارد؛ بنابراین این رابطه دو طرفه است.


۳- یک جامعه همدل چه ویژگی‌هایی دارد؟

پاسخ: اعضای آن یک صدا هستند و با همه تفاوت‌های فکری که دارند، یک دل هستند. اعضای جامعه یکدل با هم، همفکری می‌کنند و برای پیشرفت جامعه برنامه ریزی می‌کنند و به سوی پیشرفت قدم بر می‌دارند.

جواب گفت‌‌وگو صفحه ۶۳ فارسی نهم

۱- شعری با محتوای همدلی و اتّحاد، انتخاب کنید و درباره آن، گفت‌وگو کنید.

پاسخ: برای زنده بودن، برای هم مردن، برای هم خندیدن، برای هم گریستن، برای هم جان دادن، برای هم سوختن، برای هم فدا شدن، برای هم مرهم گذاشتن، برای هم عقل کل شدن و … باعث سر زندگی و شادابی می‌شود. اگر تک تک افراد یک ملت به همین صورتی که در شعر آمده، با هم متحد باشند کسی یارای از بین بردن آن ملت را ندارد.

بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم ◈◈◈ انیس جان غم فرسوده و بیمار هم باشیم
شب آید شمع هم گردیم و بهر یکدگر سوزیم ◈◈◈ شود چون روز دست و پای هم در کار هم باشیم
دوای هم شفای هم برای هم فدای هم ◈◈◈ دل هم جان هم جانان هم دلدار هم باشیم
به هم یک تن شویم و یک دل و یک رنگ و یک پیشه ◈◈◈ سری در کار هم آریم و دوش بار هم باشیم
جدایی را نباشد زهره‌ای تا در میان آید ◈◈◈ به هم آریم سر بر گرد هم بر کار هم باشیم
حیات یکدگر باشیم و بهر یکدیگر می‌ریم ◈◈◈ گهی خندان ز هم گه خسته و افکار هم باشیم
به وقت هوشیاری عقل کل گردیم بهر هم ◈◈◈ چو وقت مستی آید ساغر سرشار هم باشیم


۲- نمونه‌هایی از همزیستی و همدلی اقوام ایرانی را در کلاس مطرح کنید.

پاسخ: کشور ایران با وجود داشتن قومیت‌های مختلف از جمله ترک، کرد، لر، گیلک، بلوچ و … که هر کدام زبان و آداب و رسوم و فرهنگ خاص خود را دارند و همچنین با وجود پیروان ادیان و مذاهب مختلف در کشور و … تاکنون شاهد هیچ اختلاف قومی، قبیله‌ای و مذهبی نبوده و نخواهد بود. مردم در اتفاق‌های ناگوار، با تمام وجودشان به هم دیگر کمک کرده‌اند.

جواب فعالیت‌های نوشتاری صفحه ۶۳ فارسی نهم

۱- ده واژه مهمّ املایی متن درس را بیابید و بنویسید.

پاسخ: جلوه‌های مهربانی، شوق انگیز، نظام اسلامی، لهجه و گویش و آیین، آبشخور، روی و رخساره، گزند اهرمن خویان، اقوام یک صدا، دریغ


۲- در گروه‌های اسمی مشخّص شده، هسته، وابسته و نوع آنها را بنویسید.

پاسخ:

الف) فرزندان در پرتوِ گرم و گوارای مادر، جان می‌گیرند.
پرتوِ: هسته
گرم و گوارای: وابسته پسین (صفت)
مادر: وابسته پسین (مضاف الیه)

ب) در همین دوران دفاع مقدّس، ایرانیان همه برای وطن، تن را سپر کرده‌اند.
همین: وابسته پیشین (صفت اشاره)
دوران: هسته
دفاع: وابسته پسین (مضاف الیه)
مقدّس: وابسته پسین (صفت)


۳- پیام عبارت زیر را بنویسید.

پاسخ: «ایران ما به گلستانی می‌ماند که در دل و دامان خود، عزیزکانی را می‌پروراند و شیره جان خویش در کامشان می‌دارد.»
انسان‌های آزاده با تمام وجود در دامان سرزمین عزیزمان رشد می‌کنند و حس انسان دوستی، وطن دوستی و غیرت را از پدران سرزمینشان به ارث می‌برند.


۴- جمله و بیت‌های زیر را از نظر رابطه تضاد معنایی واژه‌ها بررسی کنید و نتیجه را بنویسید.

تا کی آخِر چو بنفشه، سَرِ غفلت در پیش ◈◈◈ حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

پاسخ: خواب / بیدار

گر تکبّر می‌کنی، با خواجگان سِفله کن ◈◈◈ وَر تواضع می‌کنی با مردم درویش کن

پاسخ: تکبر / تواضع – خواجگان / درویش

به نزد مِهان و به نزد کِهان ◈◈◈ به آزار موری، نیرزد جهان

پاسخ: مهان / کهان

با آرامش آن آرمیده‌اند و در آشوبش بی‌قراری کرده‌اند.

پاسخ: آرامش / آشوب – آرمیده‌اند / بی‌قراری کرده‌اند.

معنی صفحه ۵۸ فارسی نهم‌

 مادران، دل به مهر فرزندان، گرم و تپنده می‌دارند و فرزندان در پرتو گرم و گوارای مادر، جان می‌گیرند و می‌پرورند و می‌بالند. این دو را پیوندها و آوندهایی به سرچشمه‌های یکتایی می‌رساند و خوشی و ناخوشی یکی را به دیگری پیوند می‌زند.

معنی و مفهوم: 

مادران، به عشق فرزندانشان زنده‌اند و فرزندان با نور محبت لذت‌بخش مادر، جان می‌گیرند و پرورش می‌یابند و رشد می‌کنند. رابطه‌های عمیقی این دو =(مادر و فرزند) را به اتّحاد و یگانگی می‌رساند و شادمانی و غمگینی‌شان را به هم وصل می‌کند.

واژه‌های مهم:
تپنده:
 لرزان، بی‌قرار، جنبان
پرتو: نور
گوارا: لذیذ، خوشمزه
جان: روان، روح
می‌پرورند: پرورش می‌یابند.
می‌بالند: رشد می‌کنند، افتخار می‌کنند.
آوند: لوله باریک در ساختمان گیاهان که مایعات غذایی برای تغذیه یاخته (سلول) در آن جریان دارد. (در اینجا به معنی ظرف و پیوند)
یکتایی: یگانگی
پیوند: ارتباط.

آرایه‌های ادبی:
دل به مهر کسی گرم و تپنده کردن:
 کنایه از مهر و علاقه فراوان
نغمه‌حروف (واج‌آرایی): «ن» و «د»
تضاد: خوشی، ناخوشی.


 مادر، گرامی گوهری است که در کارگاه آفرینش خدای مهربان، همتایی ندارد. از این روست که هر چیزِ گرانمایه را اگر بخواهند از راه همانندی، بزرگ بشمارند و عزیز بدارند، به مام یا مادر مانند می‌کنند.

معنی و مفهوم: مادر، مثل مروارید ارزشمندی است که در جهان آفرینش، مثل و مانندی ندارد (بی‌نظیر است). به همین سبب است که اگر بخواهند هرچیز با ارزشی را با تشبیه، بزرگ و با ارزش به حساب آورند، آن چیز را به مادر تشبیه می‌کنند.

واژه‌های مهم:
گوهر:
 سنگ قیمتی
گرامی‌گهر (گوهر گرامی): مروارید ارزشمند
همتا: همانند، نظیر
گرانمایه: ارجمند، با ارزش
عزیز: گرامی، ارجمند
مام: مادر
دانش زبانی: گروه اسمی «هر چیز گرانمایه» مفعول است؛ هر: صفت مبهم، چیز: هسته، گرانمایه: وابسته پسین (صفت بیانی)

آرایه‌های ادبی:
تشبیه
 (مادر: مشبّه؛ گوهر: مشبّه‌به)
کارگاه آفرینش: اضافه تشبیهی (آفرینش: مشبّه‌به؛ کارگاه: مشبّه)
نغمه‌حروف یا واج‌آرایی: تکرار حرف «م» (به مام یا مادر مانند می‌کنند)

معنی صفحه ۵۹ فارسی نهم‌

 ترکیب «مام میهن» را شنیده‌اید؛ از همان دست ترکیب‌های زبانی است که میهن را در پرورندگی و همزیستی به مام یا مادر همانند و هم‌نشین کرده است. از این دید، میهن، با همه هم‌پیوندان و باشندگانش، مادرانه رفتار می‌کند. در چشم میهن، همه … 

فرزندان این آب و خاک که زاد و بودنشان و ریشه وجودشان در خاک اینجاست، یکسان‌اند و هیچ رنگ و نژاد و لهجه و گویش و زبانی به دیده این مادر، بر آن دیگری برتری ندارد.

معنی و مفهوم: مهربان بودن مام میهن برای همه ساکنان خود (اقوام ایرانی).

واژه‌های مهم:
مام:
 مادر
پرورندگی: پرورش دادن
همزیستی: زندگی در کنار هم
دید: دیدگاه، نگاه و منظر
هم‌ پیوندان: وابستگان، داراندگان رابطه
باشندگان: جمعِ «باشنده»، حاضران، ساکنان
زاد و بود: زادگاه، مسکن و سرمایه
نژاد: اصل و نسب
لهجه: تلفظ متفاوت واژه‌ها در یک زبان
گویش: شاخه‌های یک زبان
مام میهن: ترکیب اضافی
یکسان: مسند
همان: صفت اشاره.

آرایه‌های ادبی:
تشخیص:
 چشم میهن، مادرانه رفتار کردنِ وطن با باشندگان
تشبیه: مانند مادر بودنِ میهن
کنایه: ریشه وجود در خاک داشتن: تعلق و وابستگی
مراعات نظیر: خاک، ریشه، آب – زبان، لهجه، گویش


 اگر به گلستانی درآیید، نمونه این گونه‌گونی و یگانگی را به چشم می‌بینید و به عقل در می‌یابید که به قد و قامت و رنگ و رخسار، اگرچه بسیارند؛ اما رگ و ریشه همه در یک خاک نهاده شده است و از یک آبشخور، مایه‌ور و سیراب می‌شوند. گلستان، مام میهن و گاهواره گل‌های رنگین است و خارها و گل‌ها، فرزندان این مادرند.

معنی و مفهوم: 
توجه به خاستگاه مشترک به عنوان یکی از مشترکات اقوام ایرانی و مهربان بودن مام میهن برای همه فرزندان خود (ایرانیان).

واژه‌های مهم:
درآیید:
 وارد شوید
گونه‌گونی: گوناگونی، مختلف بودن، تفاوت
یگانگی: اتحاد و یکی بودن
درمی‌یابید: متوجه می‌شوید
رخسار: چهره
آبشخور: سرچشمه، جایی که از آن می‌توان آبی گوارا نوشید
مایه‌ور: پرمایه، ارجمند
گاهواره: تخت‌خواب طفل
گروه‌های اسمی در نقش مسند: بسیار، مایه‌ور، مام میهن، فرزندان این مادر

آرایه‌های ادبی:
مراعات نظیر:
چشم، عقل، قد، قامت، رنگ، رخسار – ریشه، خاک، آب، خار، گل
تشبیه:
۱- مام میهن (اضافه تشبیهی: ترکیب اضافی که در آن تشبیه به کار رفته است؛ یعنی میهن به مام یا مادر تشبیه شده است؛
۲- تشبیه میهن به گلستان؛
۳- تشبیه گلستان به گاهواره گل‌های رنگین؛
۴- شبیه، فرزندانِ میهن به خارها و گل‌ها


 ایران ما با همه فراخنای فرهنگی و گستردگی جغرافیایی و گوناگونی گویش‌ها و رنگارنگی لهجه‌ها، به گلستانی می‌ماند که در دل و دامان خود، عزیزکانی را بی‌توجّه به رنگ و چهره، نوا و ناله می‌پروراند و شیره جان خویش در کامشان می‌دارد.

واژه‌های مهم:
فراخنا:
 گستردگی، وسعت
فرهنگ: مجموعه دانش‌ها، هنرها، علوم، آداب و رسوم و …
کام: دهان
می‌ماند: مانند و شبیه است (ادات تشبیه)

آرایه‌های ادبی:
تشبیه:
 ایران… به گلستانی می‌ماند.
کنایه: شیره جان خویش در کامشان می‌دارد؛ با تمام وجود، آنها را پرورش می‌دهد.


 این ستد و دادِ مادر – فرزندی و جان‌فشانی یکی برای دیگری، دو سویه است. اگر فرزند را ناخوشی و گزندی روی نماید، مادر بی‌خویش و ناخوش و ناآرام است و هرگاه مادر را اندوه و آسیبی فراگیرد، فرزندان نیز آرام و قرار ندارند و بی‌شکیب و به جان می‌کوشند تا آرام جای خانه را به آرامش بازآورند و خفاش‌خویان را از مهر رخ مادر، دور بدارند.

واژه‌های مهم:
سِتَد:
 ستاندن، گرفتن
داد: دادن
ستد و داد: داد و ستد، معامله، خرید و فروش در اینجا: رفتار رویارو و دو جانبه
جان‌فشانی: خود را فدا کردن، از خود گذشتگی
دوسویه: دو طرفه
ناخوشی: ناراحتی
گزند: آسیب، ضرر
روی نماید: رخ دهد، پیدا شود
بی‌خویش: آشفته و بی‌قرار
قرار: آرامش
شکیب: صبر، تحمل
به جان: با تمام وجود
آرامستان: جای آرامش
باز آورند: برگردانند
خفاش‌خو: کسی که رفتار، عادت و خصلتی مانند خفاش دارد، منظور دشمنان است.
مهر: خورشید
رخ: چهره، صورت
مسندها: دوسویه، بی‌خویش
ناخوشی: نهاد

آرایه‌های ادبی:

تضاد: داد، ستد – آرام، نا آرام

تشبیه: رخ مادر به مهر یا خورشید تشبیه شده است

کنایه:

به جان کوشیدن: با تمام وجود تلاش کردن
خوشی و ناخوشی: کنایه از همه وقت
جانفشانی: کنایه از خود را فدا کردن، از خود گذشتگی.


 در طول تاریخ، بارها دیده‌ایم که هرگاه دشمنان و بدخواهان، دست ستم به سوی این مهرآشیانِ وطن دراز کرده‌اند، همه فرزندان، از همه سوی ایران به هر رنگ و نشان، هم صدا فریاد برآورده‌اند و مشت‌ها را گره کرده‌اند و پشت به پشت هم بر بیگانه تاخته‌اند! در دوران هشت ساله دفاع مقدّس، ایرانیان همه برای وطن، تن را سپر کرده‌اند.

واژه‌های مهم:
بدخواه: دشمن
مهر: محبت، مهربانی
آشیان: آشیانه، لانه، خانه
تاخته‌اند: حمله کرده‌اند
بیگانه: ناآشنا، غریبه، در اینجا: دشمن
مقدّس: پاک

آرایه‌های ادبی:

مهرآشیان وطن: اضافه تشبیهی

کنایه:

دست درازی کردن: کنایه از زورگویی و ستمگری
پشت به پشت هم: کنایه از با تکیه بر همدیگر، با پشتیبانی و حمایت یکدیگر
مشتها را گره کردن: کنایه از نشان دادن خشم و غضب
تن را سپر کردن: تشبیه و کنایه از فداکاری و دفاع کردن.

مسلمانان، مسیحی، زردشتی و دیگران از چهار سوی ایران چون آذری، بلوچ، ترک، عرب، فارس، کرد، گیلک، لر، مازندرانی و… ایستاده‌اند و فریاد برآورده‌اند:

معنی صفحه ۶۰ فارسی نهم‌

قالب شعری: مثنوی (دوتایی)
سراینده: فردوسی توسی

واژه‌های قافیه:
بیت ۱: نشست – دست
بیت ۲: یزدان شناس – هراس
بیت ۳: ویران – شیران
بیت ۴: من – تن
بیت ۵: کشتن – دشمن

۱- همی‌خواهم از کردگار جهان / شناسنده‌ی آشکار و نهان

معنی: از خداوند بزرگ که آفریننده جهان است و پنهان و آشکار جهان را می‌شناسد، می‌خواهم.

واژه‌های مهم:
کردگار:
 آفریدگار
شناسنده: دانا، آگاه، مطلع
 آشکار و نهان: همه چیز
نیکنامی: خوشنامی
همی: در گذشته به جای «می»، «همی» به کار می‌رفت: همی‌خواهم: می‌خواهم (مضارع اخباری).

آرایه‌های ادبی:
تضاد(آشکار و نهان)


۲- که باشد ز هَر بد ، نگهدار‌تان / همه نیک نامی بُوَد یارتان

معنی: که از هر بدی و آسیب در امانتان نگه دارد و همیشه نیک نامی و یار و یاور‌تان باشد.

آرایه‌های ادبی:
تضاد(بد و نیک)

معنی صفحه ۶۱ فارسی نهم‌

۳- ندانی که ایران ، نشستِ من است / جهان سر به سر ، زیر دستِ من است

معنی: نمی‌دانی که ایران جایگاه، وطن و محل نشست من است و جهان هستی به طور کامل در اختیار و زیر دست من است.
نشستِ من: جایگاه نشستن ، مسکن
سر به سر: همه
(مفهوم بیت: من از همه قوی تر هستم)


۴- همه یکدلانند یزدان شناس / به نیکی ندارند از بد ، هراس

معنی: مردم ایران در هر قوم و قبیله‌ای که هستند، خدای یگانه را پرستش می‌کنند و با نیک نامی از بدی و پلیدی هراسی ندارند و یک دلند.

واژه‌های مهم:
هراس:
 ترس‌، نگرانی
یزدان: منظور خداوند

آرایه‌های ادبی:
تضاد(نیکی و بد)
«به» در مصراع دوم به معنایِ «در برابرِ ، در مقابلِ»
(مصراع دوم: به خاطرِ نیکی‌هایشان‌، از بدی نمی‌هراسند.)


۵- دریغ است ایران که ویران شود /  کُنامِ پلنگان و شیران شود

معنی: جای افسوس است از این که ایران از بین برود و آشیانه و جایگاه حیوانات درنده وحشی بشود.

واژه‌های مهم:
دریغ:
 افسوس، اندوه
ویران: نابود، خراب
کنام: آشیانه‌، بیشه‌، جایگاه حیوانات درنده

آرایه‌های ادبی:
تناسب(کنام، پلنگان و شیران)
پلنگان و شیران: استعاره از هر ویرانگری
در این بیت‌، تشبیه نداریم و استعاره آمده
جناس ناقص اختلافی در حرف اوّل(ایران و ویران)
واج آرایی حرف «ن»

نکته دستوری:
دریغ: مسند
ویران و کنام: مسند (البته می‌توان گروه اسمی) کنام پلنگان و شیران را گروه مسندی گرفت.


۶- چو ایران نباشد ، تن من مباد /  در این بوم و بر ، زنده یک تن مباد

 معنی: اگر قرار است که ایران نابود شود، از خدا می‌خواهم که من هم نیست و نابود شوم و هیچکس دیگری در این سرزمین، زنده نباشد.

آرایه‌های ادبی:
واج آرایی حرف «ن»
تن و من: جناس

نکته دستوری:
چو (= اگر): حرف ربط
مباد: فعل دعایی است
زنده: مسند
یک تن: نهاد


۷- همه سر به سر ، تن به کشتن دهیم / از آن به که کشور ، به دشمن دهیم

معنی: اگر همه ی ما (ایرانیان) خودمان را به کشتن بدهیم‌، بهتر از آن است که کشور خود را به دست بیگانگان بدهیم.

واژه‌های مهم:
سر به سر:
 همه
بِه: بهتر (واژه ی مخفّف) و از نظر دستوری (صفت برتر یا تفضیلی)

معنی شعر خوانی دور اندیشی صفحه ۶۴ فارسی نهم

این درس از کتاب مخزن الاسرار نظامی برگزیده شده است.

قالب شعری: مثنوی (دوتایی)
سراینده: نظامی گنجوی
واژه‌های قافیه:
بیت ۱: آزادگان – همزادگان
بیت ۲: پسر – سر
بیت ۳: دست – شکست
بیت ۴: سال – حال
بیت ۵: گفت – نهفت
بیت ۶: آشکار – شرمسار
بیت ۷: کودکی – یکی
بیت ۸: همرهان – نهان
بیت ۹: دشمن – من
بیت ۱۰: خبردار – کار
بیت ۱۱: دانایی – توانایی

ردیف: او (بیت ۴)/ نهند (بیت ۹)/ کرد (بیت ۱۰)/ است (بیت ۱۱)


۱-  کودکی از جمله آزادگان /  رفت برون با دو سه همزادگان

معنی: کودکی از خانواده‌ی انسان‌های نجیب و اصیل با دو سه نفر از هم سن و سال‌های خودش‌، برای بازی کردن‌، بیرون رفت‌.

واژه‌های مهم:
از جمله‌ی:
 از گروه‌، از مجموعه‌ی
 آزدادگان: ج آزاده‌، اصیل و نجیب‌، جوانمرد
همزادگان: ج همزاد‌، هم سن و سال

نکته دستوری:
کودکی: ساده («ی» در کودکی نکره است.)
آزادگان و همزادگان: جمع


۲-  پای چون در راه نهاد آن پسر /  پویه همی کرد و درآمد به سر

معنی: وقتی که آن پسر بچّه شروع به حرکت و دویدن کرد‌، با سر به زمین خورد.

واژه‌های مهم:
پویه کردن:
 دویدن‌، پوییدن
همی‌کرد: می‌کرد
درآمد به سر: با سر به زمین خورد.

آرایه‌های ادبی:
مراعات نظیر:
پا و سر
جناس: پسر و سر
کنایه: پای در راه نهادن و به سر در آمدن

نکته دستوری:
پویه: مشتق ( پوی + ه )


۳-  پایش از آن پویه در آمد ز دست /  مهر دل و مهره ی پشتش شکست

معنی: به هنگام دویدن ، کنترل خود را از دست داد و مهره‌ی کمرش شکست و علاقه‌اش به بازی از بین رفت.

واژه‌های مهم:
مهر:
 عشق و علاقه
مهره‌ی پشتش: ستون فقرات

آرایه‌های ادبی:
پا زدست درآمدن ، کنایه از بی‌اختیار شدن ، کنترل از دست رفت.
پا ، دست و دل: مراعات نظیر
مهر دل شکست: کنایه


۴-  شد نفس آن دو سه هم سال او / تنگ تر از حادثه ی حال او

معنی: به خاطر این حادثه ( زمین خوردن آن کودک ) آن دوستان هم سن و سالش‌، احساس ناراحتی و اندوه می‌کردند.

آرایه‌های ادبی:
تنگ شدن نفس:
 کنایه از احساس ناراحتی و اندوه کردن
حال و سال: جناس
نکته‌ی دستوری: دو سه هم سال: ترکیب وصفی ( دو و سه ، صفت پیشین شمارشی هستند.)
تنگ تر: صفت تفضیلی


۵- آن که ورا دوست ترین بود گفت /  در بن چاهیش بباید نهفت

معنی: نزدیک‌ترین دوستش گفت: باید او را در داخل چاهی عمیق‌، بیندازیم.

واژه‌های مهم:
ورا:
 و او را
بن: عمق ، ته
نهفت: پنهان کرد

نکته دستوری:
دوست ترین: صفت عالی
« ـَ ش » در چاهیش: مفعول
و را: مخفف او را


۶-  تا نشود راز چچو روز آشکار /  تا نشویم از پدرش شرمسار

معنی: تا این حادثه برای کسی آشکار نشود و ما پیش پدرش شرمنده نشویم.

آرایه‌های ادبی:
راز و روز:
 جناس
تکرار « ر »: واج آرایی
راز مانند روز: تشبیه

نکته دستوری:
چو: حرف اضافه و روز: متمم
آشکار: دو تلفّظی ( آشکار – آشِکار )
« ـَ ش »
در پدرش: مضاف الیه


۷-  عاقبت اندیش ترین کودکی / دشمن او بود از ایشان یکی

معنی: یکی از بچّه‌هایی که دشمن او بود‌، کودکی آینده نگر و زیرک بود.

واژه‌های مهم:
عاقبت اندیش
: آینده نگر

نکته دستوری:
عاقبت اندیش ترین: صفت عالی و از نظر ساخت‌، مرکّب است‌. ( پسوند « ترین »‌، در ساخت کلمه تأثیری ندارد.)


۸-  گفت: « همانا که درین همرهان / صورت این حال نماند نهان »

معنی: آن کودک آینده نگر گفت قطعا این موضوع در میان این دوستان همراه ، پنهان نمی‌ماند.
همرهان: مخفّف همراهان
درین: مخفّف در این‌، است.


۹-  چون که مرا زین همه دشمن نهند /  تهمت این واقعه بر من نهند

معنی: چون که از میان همه‌ی بچّه‌ها‌، مرا دشمن او می‌دانند‌، پس به من بد گمان می‌شوند.

واژه‌های مهم:
تهمت: گمان بد‌، افترا
واقعه: حادثه‌، اتّفاق


۱۰-  زی پدرش رفت و خبردار کرد /  تا پدرش چاره ی آن کار کرد

معنی: به سوی پدرش رفت و او را از ماجرا آگاه کرد تا این که پدرش برای آن کار‌، چاره‌ای بیندیشد.

واژه‌های مهم:
زی: به سوی

نکته دستوری:
زی ( به سوی ): حرف اضافه
« ـَ ش » در پدرش: مضاف الیه
خبردار: مرکّب


۱۱-  هر که در او جوهر دانایی است /  بر همه چیزش توانایی است

معنی: هرکسی که در او گوهر دانایی وجود دارد‌، توانایی انجام هر کاری را دارد‌.

واژه‌های مهم:
جوهر: گوهر

نکته دستوری:
زی ( به سوی ): حرف اضافه
« ـَ ش » در پدرش: مضاف الیه
خبردار: مرکّب


۱۲-  دشمن دانا که غم جان بود /  بهتر از آن دوست که نادان بود

معنی: دشمن دانایی که سبب غم و اندوه انسان باشد‌، از دوست نادان بهتر است.

آرایه‌های ادبی:
دشمن و دوست:
 تضاد
بیت ضرب المثل است‌.
تکرار « ن »: واج آرایی

نکته دستوری:
بیت از سه جمله تشکیل شده است.
در بهتر از آن دوست ، فعل « است » حذف شده
بهتر: صفت تفضیلی است که نقش مسندی دارد.

تاریخ ادبیات شعر خوانی دور اندیشی

نظامی گنجوی

شاعر/ نویسنده: نظامی گنجوی
قرن / سال: قرن ششم و اوایل قرن ۷
اثر/ آثار: مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر، اسکند رنامه
ویژگی/ اهمیت: شاعر نامدار ایرانی که داستان پردازی را در منظومه‌هایش به اوج رسانید.

سخن پایانی

اگر سوالی درباره جواب درس ۸ فارسی پایه‌ نهم متوسطه اول با موضوع درس««همزیستی با مام میهن»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی می‌کنند.

جواب درس هفتم فارسی نهم
جواب درس نهم فارسی نهم
📝 نمونه سوالات پایه نهم متوسطه اول

توجه: دانش‌آموزان عزیز شما می‌توانید برای دسترسی آسان‌تر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *