جواب درس دهم فارسی هفتم

در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۱۰ فارسی هفتم متوسطه با موضوع درس‌ «کلاس ادبیات»‌ قرار گرفته‌ است که شامل جواب خودارزیابی، کار گروهی، فعالیت نوشتاری و معنی متن و کلمات می‌باشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات فارسی هفتم همراه باشید.

جواب خودارزیابی صفحه ۹۳ فارسی هفتم

۱- معلّم، برای تشویق نیما چه کرد؟

پاسخ: به او کتابی داد تا مطالعه کند.

۲- دکتر حسابی و دکتر کاظمی آشتیانی چه خصوصیات مشترکی داشتند؟ 

پاسخ: هردو به خواندن قرآن و شعر و ادبیات و مطالعه علاقه‌مند بودند و برای سرافرازی کشور تلاش کردند.

۳- به نظر شما چرا دکتر حسابی، با «علم بدون عمل» مخالف بود؟

پاسخ: زیرا علم بدون عمل مثل زنبور بی‌عسل است و سودی ندارد. هم چنین کسی که از علم خود در زندگی بهره نمی‌برد، در زندگی ناموفق خواهد بود و تنها عمل است که پس از کسب علم می‌تواند موجب ترقی و تکامل شود.

جواب گفت و گو صفحه ۹۵ فارسی هفتم

۱- با راهنمایی معلّم خود در مورد ویژگی‌های شعر نیمایی، گفت‌وگو کنید.

پاسخ: شعر نیمایی سبکی از شعر معاصر فارسی است که نخستین نمونه‌ی شعر نو در ادبیات فارسی است و برآمده از نظریه‌ی ادبی نیما یوشیج شاعرِ معاصر ایرانی است؛ تحولی که نما یوشیج انجام داد در دو حوزه‌ی فرم و محتوای شعر کلاسیک فارسی بود.


۲- دیوان پروین را به کلاس بیاورید و در مورد یکی از شعرهای او صحبت کنید.

پاسخ:

شنیده‌اید که آسایش بزرگان چیست *** برای خاطر بیچارگان نیاسودن
بکاخ دهر که آلایش است بنیادش *** مقیم گشتن و دامان خود نیالودن
همی ز عادت و کردار زشت کم کردن *** هماره بر صفت و خوی نیک افزودن
ز بهر بیهده، از راستی بری نشدن *** برای خدمت تن، روح را نفرسودن
برون شدن ز خرابات زندگی هشیار *** ز خود نرفتن و پیمانه‌ای نپیمودن
رهی که گمرهیش در پی است نسپردن *** دریکه فتنه‌اش اندر پس است نگشودن

جواب فعالیت نوشتاری صفحه ۹۵ فارسی هفتم

۱- زمان فعل‌های زیر را مشخّص کنید.

پاسخ:

خواهم رفت  آینده
می‌نویسند  حال
گرفته بودی  گذشته
شنیدیم  گذشته
نشسته بودید  گذشته
آمدند  گذشته 


۲- پیام، قافیه و ردیف را در «قطعه زیر» بنویسید.

پاسخ:

برزگری پند به فرزند داد *** کای پسر این پیشه پس از من توراست
هر چه کُنی کشت، همان بدْرَوی *** کار بد و نیک چو کوه و صداست

پیام این قطعه: هرچه بکاری درو میکنی؛ نتیجه‌ی اعمال و رفتار ما به خودمان بر خواهد گشت.

قافیه: را / صدا
ردیف: است


۳- با توجّه به متن درس، جای خالی را با کلمه مناسب، پرکنید.

پاسخ:

– معلّم با همان لحن گرمش ادامه داد: «خیلی عالی است.»
– اگر با او همسفر می‌شدی در طول راه تلاوت زیبای قرآن او را می‌شنیدی.


۴- در متن زیر غلط‌های املایی را پیدا کنید و شکل درست آنها را بنویسید.

پاسخ: مهم این است که در مقابل سختی‌ها تصلیم نشد. اگر انسان در برابر دشواری‌ها بایستد، بر آن چیره می‌شود، البتّه باید سبر و تاقت را از دست نداد و هیچ گاه ناسپاسی نکرد.

تسلیم – صبر – طاقت

معنی کلمات درس ۱۰ فارسی هفتم

چشم دوختنکنایه از نگاه کردن
جاذبهگیرایی‌، جذابیت
دستپاچگیعجله‌، شتاب زدگی
جرئتشجاعت
لحنآهنگ
مندیشنیندیش
پاسیقسمتی یا بخشی از زمان
پاسی ازشبقسمتی ازشب
مردم چشممردمک چشم
تحسینآفرین گفتن
نوابغجمع نابغه‌، باهوش و زیرک
نظیرهمانند
فراغتآسودگی
پرواترس
تلاوتخواندن
چمیدنبا ناز راه رفتن
زنده دلانهوشیاران
روحیه دادنکنایه از امیدواری و شجاعت ایجاد کردن
بی‌نظیربی‌مانند، بی‌همتا
وارداتکالاهایی که از خارج کشور به کشور آورده می‌شود.
آراستهزیبا و مرتب شده
لبریزپر و انباشته
معظمبزرگوار
پژوهشگرجستجوگر
نویدمژده
صالحدرستکار
چشم از جهان فرو بستفوت کرد

معنی صفحه ۸۶ فارسی هفتم‌

کلاس ساکت ساکت است. معلّم ادبیات، نظام وفا، مشغول خواندن یک شعر فرانسوی است. نیما با کنجکاوی به دهان معلّم چشم دوخته و با تمام وجود در جاذبه‌های شعر غرق شده است. معلّم، خواندن را تمام می‌کند و با قدم‌های شمرده پشت میزش می‌رود و می‌نشیند. دوست دارد تأثیر شعر را بر شاگردانش ببیند. با دقّت همهٔ کلاس را از نظر می‌گذراند و ناگهان نگاهش روی چهرهٔ نیما می‌ماند. برقی در عمق چشم‌های این نوجوان شهرستانی وجود دارد که همیشه او را به خود جذب می‌کند امّا این بار آن برق بیشتر به چشم می‌آید.

آرایه‌های ادبی:
ساکت ساکت:
 آرایه تکرار
به دهان معلم چشم دوخته است: کنایه از نگاه کردن
برقی در عمق چشم های این نوجوان شهرستانی: کنایه از چشمان پر شوق از یادگیری
غرق در جاذبه‌های شعر: کنایه از توجه

دانش زبانی:
ساکت:
 مسند
نظام وفا: بدل

🔹 – خوب علی جان! مثل اینکه حرفی برای گفتن داری؟
نیما ناگهان به خود می‌آید. هنوز گیج و غرق زیبایی شعر است. با دستپاچگی می‌گوید: «ها؟ بله! زیبا بود؛ گمان کنم شاعر آن ویکتور هوگو باشد!»

آرایه‌های ادبی:
نیما ناگهان به خود میآید:
 کنایه از جمع شدن حواس
غرق زیبایی شعر: کنایه از توجه زیاد
دستپاچگی: کنایه از با عجله و باشتاب

🔹 – آفرین بر تو پسر باهوش! از کجا فهمیدی؟
نیما با غرور ادامه می‌دهد: «قبلاً آن را خودم ترجمه کرده‌ام».
– خوب، که این طور! به هر حال ما همه مشتاقیم ترجمهٔ تو را بشنویم.
نیما بر می‌خیزد و با دست‌هایی لرزان کاغذی را پیش رویش می‌گشاید و شروع به خواندن می‌کند.

معنی صفحه ۸۷ فارسی هفتم‌

لرزشی در صدای او احساس می‌شود ولی کم‌کم جای خود را به حرارت و شور و نشاط می‌دهد. نیما نوشته‌اش را می‌خواند و می‌نشیند.

آرایه‌های ادبی:
حرارت و شور و نشاط:
 مراعات نظیر

دانش زبانی:
قبلا:
 قید
مشتاق: مسند
کم کم: قید مکرر
نوشته: مفعول

🔹 – آفرین، آفرین، خیلی خوب بود، آقای علی اسفندیاری!
نیما از خجالت سرخ شده است و سر به زیر دارد. کلاس که تمام می‌شود، معلّم صدایش می‌زند.
– علی جان تو بمان.

آرایه‌های ادبی:
از خجالت سرخ شده است و سر به زیر دارد:
 کنایه از خجالت کشیدن
آفرین: تکرار

دانش زبانی:
آقای علی اسفندیاری:
 منادا
علی جان: منادا

🔹 معلّم کتابی را از کیفش در می‌آورد و می‌گوید: «بگیر؛ این کتاب را با دقّت بخوان. راستی، شعر فارسی چطور؟ هیچ مطالعه می‌کنی؟»
نیما جواب می‌دهد: «بله، از نظامی زیاد می‌خوانم».
معلّم با همان لحن گرمش ادامه می‌دهد: «خیلی عالی است، نظامی در آرایش صحنه‌های شعرش استاد بی‌نظیری است. شنیده‌ام خودت هم شعر می‌گویی. یادت باشد از شعرهایت حتماً برایم بیاوری. دلم می‌خواهد سرت را بالا بگیری و با صدای بلند، برایم شعر بخوانی».

آرایه‌های ادبی:
لحن گرم:
 حس آمیزی و کنایه از صدای دلنشین

دانش زبانی:
راستی:
 قید

🔹 نیما پس از اندکی درنگ، چنین خواند:
نام بعضی نفرات
رزقِ روحم شده است.
معنی:
 یاد بعضی نفرات باعث آرامش روحم است.

آرایه‌های ادبی:
رزق روحم شده است:
 کنایه از روحم را تقویت میکند و آرامش می‌دهد.

🔹 وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
معنی:
 موقع دلتنگی از آنها کمک می‌خواهم.

آرایه‌های ادبی:
دست دارم:
 کنایه از کمک خواستن
دلتنگی: کنایه از ناراحتی

🔹 جرئتم می‌بخشد
روشنم می‌دارد.
معنی:
 یاد آنها به من جرات می‌بخشد، مرا آگاه می‌کند.

دانش زبانی:
به من جرات می‌بخشد:
 من: متمم
من را روشن می‌دارد: من: مفعول

معنی صفحه ۸۸ فارسی هفتم‌

🔹 پروین از کودکی کوشا و اهل تفکّر بود. در یازده سالگی با اشعار فردوسی، نظامی، مولوی و ناصرخسرو آشنا شد. این کودک آرام و با استعداد، با راهنمایی و کمک پدرش، سرودن شعر را آغاز کرد. پدر از پروین، همچون مرواریدی در صدف، با دقّت مراقبت می‌کرد.

آرایه‌های ادبی:
فردوسی، نظامی، مولوی و ناصرخسرو:
 مراعات نظیر
همچون مرواریدی در صدف: تشبیه

دانش زبانی:
کوشا و اهل تفکر:
 مسند
آرام و با استعداد، دقت، با راهنمایی و کمک پدرش: قید

معنی صفحه ۸۹ فارسی هفتم‌

🔹 پدر، گاهی قطعه‌هایی زیبا از شعرهای عربی، ترکی، فرانسوی و انگلیسی را ترجمه می‌کرد و پروین را تشویق می‌کرد تا آنها را به صورت شعر درآورد. گاهی شعری از شاعران قدیم ایران به او می‌داد تا قافیه‌هایش را تغییر بدهد و در سرودن شعر تجربه بیندوزد.

آرایه‌های ادبی:
عربی، ترکی، فرانسوی و انگلیسی:
 مراعات نظیر

🔹 پروین اعتصامی اوّلین شعرهایش را در هفت یا هشت سالگی سروده است. بعضی از این شعرها به اندازه‌ای زیبا، جالب و پرمعنا هستند که خواننده را به شگفتی وا می‌دارند. برخی از زیباترین شعرهایش را در نوجوانی و در یازده تا چهارده سالگی سروده است. شعر «ای مرغک» او در دوازده سالگی سروده شده است.

دانش زبانی:
زیبا، جالب و پرمعنا:
 مراعات نظیر

معنی شعر مرواریدی در صدف فارسی هفتم

۱- ای مرغک خُرد، ز آشیانه / پرواز کن و پریدن آموز

معنی: ای پرنده کوچک، از لانه‌ات پرواز کن و پرواز کردن را بیاموز.

واژه‌های مهم:
مرغک خُرد: 
پرنده کوچک

آرایه‌های ادبی:
ای مرغک:
 تشخیص
مرغک، آشیانه، پرواز، پریدن: مراعات نظیر


۲- تا کی حرکات کودکانه؟ / در باغ و چمن چمیدن آموز

معنی: تا چه زمانی می‌خواهی کارهای بچه گانه انجام دهی؟ به باغ و گلزار برو.

واژه‌های مهم:
چمیدن: راه رفتن با ناز و غرور

آرایه‌های ادبی:
تا کی حرکات کودکانه:
 پرسش انکاری


۳- رام تو نمی‌شود زمانه / رام از چه شدی؟ رمیدن آموز

معنی: روزگار طبق خواسته‌ی تو عمل نمی‌کند، برای چه تسلیم روزگار شدی؟ بلند شو و حرکت کن و تکاپو کردن را یاد بگیر.

واژه‌های مهم:
زمانه: روزگار
رام: مُطیع
رمیدن: فرار کردن

آرایه‌های ادبی:
رام نشدن زمانه:
 تشخیص
رام شدن: کنایه از مطیع شدن


۴- مَنْدیش که دام هست یا نه / بر مردم چشم، دیدن آموز

معنی: از ترس گرفتار شدن تکاپو و حرکت را ترک نکن. برو و ببین و تجربه کن.

واژه‌های مهم:
مندیش:
 فکر نکن (مَیَندیش)
مردم چشم: مردمک چشم

آرایه‌های ادبی:
مردم( مردمک چشم)
: متمم/ دیدن: مفعول


۵- شو روز به فکر آب و دانه / هنگام شب آرمیدن آموز

معنی: روزها در پی کسب روزی و رفع احتیاجات خود باش و شب‌ها استراحت کن.

واژه‌های مهم:
شو:
 برو
آرمیدن: استراحت کردن

آرایه‌های ادبی:
روز و شب:
 تضاد
آب و دانه: تناسب


🔹 پروین و سروده‌هایش آنقدر شگفت‌انگیز بودند که بزرگ‌ترین شاعران روزگار، او را تحسین و تشویق می‌کردند. محمّدحسین شهریار، شاعر بزرگ روزگار ما، هنگامی که سروده‌های دورهٔ نوجوانی پروین را می‌خواند، می‌گفت:

آرایه‌های ادبی:
شاعر بزرگ روزگار ما:
 بدل
تحسین و تشویق: مترادف


به راستی که یکی از نوابغ ادب است / میان شاعره‌ها تاکنون نظیرش نیست

معنی: به درستی که پروین یکی از شاعران نابغه ادبیات فارسی است و در بین زنان شاعر فارسی تا به امروز مانند او نیامده است.

آرایه‌های ادبی:
است:
 فعل اسنادی
نیست: فعل غیر اسنادی

معنی زندگی حسابی صفحه ۹۰ فارسی هفتم

🔹 دکتر محمود حسابی دوران کودکی را با سختی و فقر گذرانده بود، به طوری که یادآوری خاطرات آن روزها ناراحتش می‌کرد ولی همواره می‌گفت: «مهم این است که در مقابل سختی‌ها تسلیم نشد. اگر انسان در برابر دشواری‌ها بایستد، بر آنها چیره می‌شود، البتّه باید صبر و طاقت را از دست نداد و هیچ‌گاه ناسپاسی نکرد».

آرایه‌های ادبی:
در برابر دشواری ها بایستد:
 کنایه از مقاومت کردن

دانش زبانی:
دکتر:
 شاخص
سختی و فقر: مسند
صبر و طاقت: مترادف


🔹 پروفسور حسابی، هر وقت از خواندن و پژوهش فراغت می‌یافت، به باغبانی می‌پرداخت و در زمان مناسب از بیل زدن باغچه و یا خالی کردن آب حوض خانه‌اش هم پروایی نداشت.

دانش زبانی:
پروفسور:
 شاخص

معنی صفحه ۹۱ فارسی هفتم

 استاد حسابی، خود حافظ قرآن بود و فرزندانش را از کودکی به یادگیری و انجام واجبات دینی تشویق می‌کرد. حتّی آنان را به تلاوت آیات به شیوهٔ صحیح و درک کامل معانی آنها وا می‌داشت و علاوه بر دانش اندوزی، به یادگیری امور فنّی مانند بنّایی، جوش‌کاری و نجّاری فرا می‌خواند و خود نیز برای ساخت برخی از قطعات صنعتی، تا پاسی از شب کار می‌کرد. او حدود هشت ماه هر روز به یک تراش‌کاری می‌رفت و برای ناهار به یک بیسکویت راضی می‌شد تا بتواند قطعات مورد نظر را بسازد و کشور را از واردات بی‌نیاز کند. او راه شکوفایی و استقلال کشور را در تلاش و کوشش افراد جامعه می‌دانست و با علم بدون عمل، مخالف بود.

آرایه‌های ادبی:
بنایی و جوشکاری و نجاری:
 مراعات نظیر

دانش زبانی:
ستاد:
 شاخص
تلاش و کوشش: مترادف


🔹 دکتر حسابی به زبان و فرهنگ و ادب فارسی نیز عشق می‌ورزید و آثار بیشتر بزرگان شعر و ادب را با دقّت مطالعه می‌کرد. دیوان حافظ را به خوبی می‌خواند و از آن لذّت می‌برد و معتقد بود که یک ایرانی نباید غزل حافظ را غلط بخواند و یا نادرست بفهمد.

آرایه‌های ادبی:
زبان و فرهنگ و ادب فارسی:
 مراعات نظیر
عشق ورزیدن: کنایه از دوست داشتن

دانش زبانی:
دکتر:
 شاخص
غلط و نادرست: مترادف


🔹 دل‌بستگی استاد به شعر و ادب تا اندازه‌ای بود که سر در خانه‌اش را به این بیت سعدی آراسته بود که امروز نوازشگر دیدگان رهگذران و مشتاقان آن استاد است:

آرایه‌های ادبی:
دلبستگی:
 کنایه از علاقه
نوازشگر دیدگان: تشخیص

معنی شعر به جان زنده دلان

۱- «به جان زنده‌دلان، سعدیا، که ملک وجود / نیرزد آنکه دلی را ز خود بیازاری»

معنی: ای سعدی به جان انسان‌های شاد و عاشق تو را قسم می‌دهم که این دنیا ارزش ندارد که کسی را آزار بدهی.

واژه‌های مهم:
زنده دلان:
 انسان‌های عاشق و شاد
مُلک وجود: دنیا

معنی فرزند صالح انقلاب صفحه ۹۲ فارسی هفتم

🔹 سعید، هنوز سال‌های دبستان را پشت سر نگذاشته بود که با شور و علاقه، مطالعه کتاب‌های مختلف را شروع کرد. ساعت‌ها می‌نشست و تا کتابی را به پایان نمی‌رساند، رها نمی‌کرد.

آرایه‌های ادبی:
پشت سر نگذاشته بود:
 کنایه از سپری نکرده بود.

دانش زبانی:
هنوز:
 قید


🔹 در دوره دبیرستان، نمایشنامه «ابوذر» را همراه با دوستانش اجرا کرد. او به پیامبر (ص) و یارانش عشق می‌ورزید و می‌کوشید؛ این شخصیت‌ها را به هم سنّ و سال‌هایش بشناساند.
هجده ساله بود که معلّم هنرستان شد و به دانش‌آموزانش که شانزده یا هفده ساله بودند، درس می‌داد. همه او را استاد جوان می‌خواندند. او و شاگردانش تقریباً هم سنّ و سال بودند!

دانش زبانی:
همه:
 نهاد
او: مفعول
استاد جوان: مسند


🔹 جان و دل سعید با صدای دل‌نواز قرآن، آشنا بود. در خلوت، قرآن زمزمه می‌کرد و بسیاری از آیات را به حافظه سپرده بود. اگر با او همسفر می‌شدی در طول راه، تلاوت زیبای قرآن او را می‌شنیدی. ورزش می‌کرد و به فوتبال علاقه‌مند بود. همیشه دوست داشت ایران را در همه مسابقات پیروز و سربلند ببیند.

آرایه‌های ادبی:
دلنواز:
 کنایه از خوشایند
به حافظه سپرده بود: کنایه از حفظ کرده بود.


🔹 شاگردانش می‌گویند: «به دو چیز علاقه‌مند بود، قرائت قرآن و مشاعره. وقتی دیگران در مشاعره می‌ماندند، سعید ادامه می‌داد. ذهن او لبریز سروده‌های زیبا بود».

دانش زبانی:
در مشاعره می‌ماندند:
 شعری به ذهنشان نمی‌رسید.

معنی صفحه ۹۳ فارسی هفتم

🔹 سال‌ها در جبهه‌ها، دلیرانه شرکت کرد. به رزمندگان روحیه داد و با همه توان از اسلام و ایران دفاع کرد و از آن پس به عنوان پژوهشگری نوآور و علمی، افتخار آفرین شد.

آرایه‌های ادبی:
پژوهشگر، نوآور و علمی:
 مراعات نظیر

دانش زبانی:
سال‌ها، جبهه‌ها، دلیرانه:
 قید


🔹 دکتر سعید کاظمی آشتیانی، دانشمند بزرگ روزگار ما، در دی‌ماه ۱۳۸۴ چشم از جهان فروبست. مقام معظّم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای، در وصف این پژوهشگر فداکار نوشتند: «شهید سعدی کاظمی آشتیانی در زمینه سلول‌های بنیادی پیش آهنگ بودند. وی یکی از فرزندان صالح انقلاب و از رویش‌های مبارکی بود که آینده درخشان علمی را در کشور خود، نوید می‌دهند».

آرایه‌های ادبی:
چشم از جهان فرو بست:
 کنایه از فوت کرد.

دانش زبانی:
دانشمند بزرگ روزگار ما:
 بدل

مخالف و متضاد درس ۱۰ فارسی هفتم

باهوش ≠ کُند ذهن
جاذبه ≠ دافعه
جذب ≠ دفع
جرئت ≠ ترس
درنگ ≠ شتاب
دست‌پاچگی ≠ آرامش
عمق ≠ سطح
کنجکاوی ≠ بی تفاوتی
خُرد ≠ بزرگ
رام شدن ≠ رَمیدن
کوشا ≠ تنبل
استقلال ≠ وابستگی
بی نیاز ≠ محتاج
چیره ≠ مغلوب
صحیح ≠ غلط
فقر ≠ ثروت
کامل ≠ ناقض
مخالف ≠ موافق
ناسپاسی ≠ سپاس گزاری
واردات ≠ صادرات
آشنا ≠ غریبه، بیگانه
جوان ≠ پیر
خلوت ≠ شلوغ
سربلند ≠ سرافکنده
فداکار ≠ خودخواه
نوآور ≠ مقلد

معنی شعر گل و گل فارسی هفتم

۱- شبی در محفلی با آه و سوزی / شنیدستمْ که مرد پاره دوزی

معنی: شنیده ام شبی در مجلسی یک پیرمرد پینه دوز با آه و ناله

دانش زبانی:
مرد پاره دوز:
 ترکیب وصفی
شنیدستم: شنیده‌ام

۲- چنین می‌گفت با پیر عجوزی / «گِلی خوشبوی در حمام روزی

معنی: به پیرزنی می‌گفت:«یک روز در حمام دوستی

آرایه‌های ادبی:
گلی خوشبوی در حمام روزی:
 تضمین

دانش زبانی:
پیر عجوز، گل خوشبو:
 ترکیب وصفی

۳- رسید از دست محبوبی به دستم»

معنی: به من یک گل خوشبو داد.

آرایه‌های ادبی:
رسید از دست محبوبی به دستم:
 تضمین

مفهوم هر سه خط: یک شب در مجلسی شنیدم که پیرمرد کفش دوزی با پیر زنی حرف می‌زد و گفت: روزی در حمام گل خوشبویی را یارم به دستم رسید.

۴- گرفتم آن گِل و کردم خمیری / خمیری نرم و نیکو چون حریری

معنی: من با آن گل خمیری درست کردم که مانند پارچه ابریشمی نرم و لطیف بود.

آرایه‌های ادبی:
چون حریری:
 تشبیه

۵- معطر بود و خوب و دلپذیری / «بدو گفتم که مشکی یا عبیری

معنی: آنقدر آن خمیر خوشبو بود که به او گفتم تو عطر هستی یا دارویی خوشبو

آرایه‌های ادبی:
مشک و عبیر و بو و معطر:
 مراعات نظیر
بدو گفتم(به گل گفتم): تشخیص

دانش زبانی:
دارای ۴ جمله (مشکی و عبیری هر کدام یک جمله محسوب می‌شوند)

۶- که از بوی دلاویز تو مستم»

معنی: که من از بوی دل انگیز تو سرحال و مست هستم.

مفهوم هر سه خط: آن گل را گرفتم و با آن خمیری درست کردم که مانند ابریشم نرم بود. آن گل خیلی خوشبو بود. پرسیدم تو مشکی یا عبیر که بوی تو مرا مست کرده است.

۷- همه گِل‌های عالم آزمودم / ندیدم چون تو و عبرت نمودم

معنی: من همه‌ی گل های سرشور جهان را امتحان کرده‌ام اما مثل تو ندیده‌ام که خوشبو باشد.


۸- چو گِل بشنید این گفت و شنودم / «بگفتا من گِلی ناچیز بودم

معنی: گل زمانی که حرف مرا شنید گفت: «‌من گلی بیارزش بودم.

آرایه‌های ادبی:
گل شنید و گفت:
 تشخیص

دانش زبانی:
گل ناچیز:
 ترکیب وصفی
همه گل‌های عالم: مفعول
تو: متمم


۹- و لیکن مدتی با گُل نشستم»

معنی: ولی مدتی با یک گل همنشین شدم.

دانش زبانی:
گل:
متمم

مفهوم هر سه خط: من گِل‌های زیادی دیده‌ام ولی گِلی مانند تو ندیدم و از عطر تو تعجب می‌کنم. وقتی گِل این حرف مرا شنید گفت: من گِل ناچیزی بودم، ولی مدتی با گُل هم نشین شدم.

۱۰- گُل اندر زیر پا گسترده پر کرد / مرا با همنشینی مفتخر کرد

معنی: او گلبرگ های خود را روی زمین انداخت و افتخار همنشینی را به من داد.

آرایه‌های ادبی:
گل اندر زیر پا گسترده پر کرد:
 کنایه از گل خود را فدا کرد.

دانش زبانی:
اندر: صورت کهن (در)


۱۱- چو عمرم مدتی با گُل گذر کرد / «کمال همنشین در من اثر کرد

معنی: و چون مدتی از عمرم را با او گذراندم خوشبویی آن گل به من نیز منتقل شد.


۱۲- و گرنه من همان خاکم که هستم»

معنی: وگرنه من همان خاک بیارزش و ناچیز باقی مانده بودم.

مفهوم هر سه خط: گُل خودش را زیر پای من گسترد و به من افتخار همنشینی داد. وقتی بخشی از عمرم را با گل سپری کردم، صفات خوب و عطر هم نشین در من اثر کرد و من خوشبو شدم. و گرنه من همان خاکی که هستم که بودم و تغییری نکرده‌ام.

سخن پایانی

اگر سوالی درباره جواب درس ۱۰ فارسی پایه‌ هفتم متوسطه با موضوع درس««کلاس ادبیات»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی می‌کنند.

جواب درس نهم نگارش هفتم
جواب درس یازدهم نگارش هفتم
📝 نمونه سوالات پایه هفتم متوسطه‌ اول

توجه: دانش‌آموزان عزیز شما می‌توانید برای دسترسی آسان‌تر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *