جواب درس چهارم فارسی نهم

در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۴ فارسی نهم متوسطه اول با موضوع درس‌ «هم‌نشین»‌ قرار گرفته‌ است که شامل جواب خودارزیابی، گفت و گو و فرصتی برای اندیشیدن می‌باشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات فارسی نهم همراه باشید.

جواب خودارزیابی صفحه ۳۳ فارسی نهم

۱- در متن درس، چه کسانی به عنوان مشاوران خوب، معرّفی شده‌اند؟

پاسخ: پدر، مادر، معلمان دلسوز، مربیان با تجربه


۲- به نظر شما چرا سعدی، پسر نوح (ع) را با سگ اصحاب کهف، مقایسه کرده است؟

پاسخ:

سعدی به تأثیر هم‌نشینی اشاره دارد و اینکه اگر انسان از خانواده مهمی هم باشد، دوست و همنشین بد می‌تواند او را از آن خانواده دور کند. همچنین می‌خواهد تأثیر هم نشین خوب را نیز یادآور شود اگر انسان خانواده و تبار والایی هم نداشته باشد، به واسطه هم نشینی با انسان‌های خوب و ارزشمند، ارزشمند و والا می‌ِشود، چون هم نشینی تأثیر خود را می‌گذارد.


۳- چرا باید از معاشرت با هم نشین بد، پرهیز کرد؟

پاسخ: هم نشینی و معاشرت با انسان‌های بد، اگر چه تأثیر مستقیمی بر ما ندارد اما تأثیر غیر مستقیم دارد.

جواب گفت‌ و گو صفحه ۳۴ ‌فارسی نهم

۱- درباره آیات، روایات و داستان‌ها و اشعار دیگری که درباره دوستی و دوست‌یابی دوره نوجوانی شنیده یا خوانده‌اید، گفت‌ و گو کنید.

پاسخ:

بزرگان و سخن‌سرایان درباره دوست و دوستی مطالب فراوانی را بیان فرموده‌اند. بزرگان در زمینه دوست و دوست‌یابی هم عقیده‌اند. آنها دوست را نعمت و ارزش و احترام دوست را بر خود واجب می‌دانند. توصیه به داشتن دوست خوب می‌کنند و از داشتن دوست بد بر حذر می‌دارند.

بیا تا قدر همدیگر بدانیم ◈◈◈ که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

چو مؤمن آیینه مؤمن یقین شد ◈◈◈ چرا با آیینه ما رو گردانیم؟

کریمان جان فدای دوست کردند ◈◈◈ سگی بگذار ما هم مردمانیم

غرض‌ها تیره دارد دوستی را ◈◈◈ غرض‌ها را چرا از دل نرانیم

مولوی

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد ◈◈◈ نهال دشمنی بر کن که رنج بی‌شمار آرد

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است ◈◈◈ با دوستان مروت، با دشمنان مدارا

حافظ


۲- درباره بیت زیر، گفت‌ و گو کنید و نتیجه را به کلاس گزارش دهید.

دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟ ◈◈◈ اَبری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

پاسخ:

ذوق و شوقی که انسان از آمدن و دیدن یار غایب خود دارد شادابی و خوشحالی خاصی را به ما منتقل می‌کند و مانند ذوق و شوق موجوداتی است که در بیابان زندگی می‌کنند و ابر بارانی بر آنها می‌بارد. لذت دیدن دوست غایب شاید یکی از لذت بخش‌ترین اتفاق‌های دنیا باشد. لذتی که نمی‌توان آن را با هیچ چیز دیگر جایگزین کرد.

جواب فعالیت‌ های نوشتاری صفحه ۳۵ فارسی نهم

۱- حرف‌های جدول را به گونه‌ای به هم بپیوندید که واژه‌هایی از متن درس به دست آید.

پاسخ:

جواب فعالیت‌ های نوشتاری صفحه ۳۵ فارسی نهم

حروف‌های پشت سرهم جدول: طریقت، ذوق، مصائب، خصال
حروف‌های جدا از هم جدول: خصلت، سلامت، واقع، خوب و…


۲- کلمه مناسب را با توجّه به جمله، انتخاب کنید.

پاسخ:

الف) تنهایی یکی از …سنگین‌ترین… مصائب است. (سنگین، سنگین‌تر، سنگین‌ترین)
ب) میهن ما …زیباتر… از هر کشور دیگر جهان است. (زیبا، زیباتر، زیباترین)


۳- دو نمونه پرسش اِنکاری از درس‌های پیشین بیابید و بنویسید. 

پاسخ:

‌دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟ ◈◈◈ اَبری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد‌
‌چو بفروختی از که خواهی خرید؟ ◈◈◈ متاع جوانی به بازار نیست‌


۴- مفهوم کلّی حکایت زیر را در یک بند بنویسید.

یکی از بزرگان، پارسایی را گفت: «چه گویی در حقِّ فلان عابد که دیگران در حقِّ وی به طعنه، سخن‌ها گفته‌اند».
گفت: «بر ظاهرش، عیب نمی‌بینم و در باطنش، غیب نمی‌دانم». (گلستان سعدی)

پاسخ:

درباره دیگران زود قضاوت نکنیم، حرف‌های دیگران را ملاک قضاوت خود قرار ندهیم. روی عیب‌های دیگران تکیه نکنیم و…

جواب فرصتی برای اندیشیدن صفحه ۴۰ فارسی نهم

۱- هلن کلر پس از بیماری به وسیله کدام یک از حواس پنج گانه خود با جهان خارج ارتباط داشت؟

پاسخ: با حرکات اشاره به وسیله دستش


۲- منظور کلر از این جمله‌ها «در این راه بارها به عقب می‌لغزیدم، کمی جلو می‌رفتم سپس امیدوار می‌شدم» چیست؟ 

پاسخ:

یعنی من در این راه با مشکلاتی روبرو می‌شدم و به زمین می‌افتادم، اما دوباره تلاشم را می‌کردم و رو به جلو حرکت می‌کردم و بعد از آن به خود امیدوار می‌شدم.


۳- نویسنده چه چیزهایی را برای خود نور خورشید و بهشت دانسته است؟

پاسخ:

کتاب: نور خورشید
ادبیّات: بهشت

معنی صفحه ۳۰ فارسی نهم

🔹 مصاحبت با یک دوست خوب و شکیبا، همچون وزش نسیم دل انگیزی است.

معنی: هم نشینی با یک دوست خوب و بردبار، مثل یک وزش نسیم دل انگیز می‌باشد و روح ما را صفا می‌دهد.

واژه های مهم:
پیوند:
 ارتباط
رویارو: برابر، مقابل
خرسندی: خوشحالی، رضایت
مصاحبت: هم صحبتی، هم نشینی
شکیبا: صبور
دلانگیز: دلخواه، گیرا، مطلوب
صفا: پاکی

نکته های ادبی:
مصاحبت با یک دوست خوب به نسیم دل انگیزی تشبیه شده است.


دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟ ◈※◈ اَبری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

معنی: آیا می‌دانی که دیدن دوست و یار گم شده چه ذوق و خوشحالی دارد؟ لذت آن مثل ابری است که در بیابان بر موجودات تشنه‌ای می‌بارد.

دانش زبانی:
بیت از چهار جمله تشکیل شده است. (بعد از ابری فعل «است» حذف شده)

آرایه ادبی:
شوق حاصل از دیدن یار غایب، تشبیه شده است به حاصل از باریدن باران بر تشنه ای در بیابان
تکرار « ر » و « ب » : نغمه حروف ابر و باریدن «مراعات نظیر»


🔹 انسان بی‌دوست، همواره غمگین است؛ به بیان دیگر تنهایی، یکی از سنگین ترین مصائب است. «ذوقی چنان ندارد، بی‌دوست زندگانی.»

معنی: انسانی که دوستی ندارد همیشه غمگین ناراحت است، به زبان دیگر، یکی از سخت ترین مشکلات، بدون دوست بودن است. زندگی بدون دوست و یار زندگی، ذوق و شوق ندارد و لذت بخش نیست.

واژه‌های مهم:
شبکه:
 مجموعه‌ای از افراد و اجزا که کار واحدی انجام می‌دهند، خطوط سیمی یا لوله‌ای که به منظور انتقال اخبار یا مواد نفتی به کار می‌رود.
مفید: با ارزش
مصائب: جمع مصیبت، بلا‌ها.

معنی صفحه ۳۱ فارسی نهم

🔹 آنچه در شناخت افراد به ما یاری می‌رساند، مشورت با پدر و مادر، معلمان دلسوز و مربیان با تجربه است که ما را از دام و چاه این راه آگاه می‌سازد و آسیب های این مسیر را نشان می‌دهد. چه بسیارند کسانی که لاف دوستی می‌زنند اما در حقیقت گرگ‌هایی در جامه گوسفندان هستند. 

واژه‌های مهم:
افراد: جمع مکسر (مفرد آن: فرد)، کسان، اشخاص
آسیب: صدمه، زخم
مسیر: راه
لاف : گزاف گفتن، سخن
بیارزش، ادعای واهی
جامه: لباس

نکته‌های ادبی:
راه و چاه: جناس ناقص اختلافی
چاه: منظور گمراهی است.
گرگ در جامه گوسفند: مثل است و کنایه از ظاهر فریبنده داشتن
تشبیه: در عبارت « کسانی که لاف دوستی می‌زنند» به «گرگ‌هایی در جامه گوسفندان» تشبیه شده‌اند.


مار بد جانی ستاند از سلیم ◈※◈ یار بد آرد سوی نار مقیم

معنی: مار بد‌(‌خطر‌ناک‌) جان انسان سالم (‌سلیم‌) را می‌گیرد اما دوست بد انسان را سوی آتش‌(‌نار‌) جاویدان‌(‌مقیم‌) می‌برد.

آرایه ادبی:
مار بد و یار بد: نهاد، فاعل
جان و انسان( انسان در مصرع دوم می‌باشد و در شعر حذف شده است): مفعول
سلیم: متمم
نوع افعال( ستاند و آرد ): مضارع اخباری
مقیم و سلیم: ردیف قافیه ندارد پس شعر یا نیمایی و یا مثنوی است.

معنی صفحه ۳۲ فارسی نهم

🔹 تاُثیرگذاری هم‌نشین بر مَنش و کردار انسان چنان مهم و عمیق است که رسول اکرم (صلّی اللّه علیه و آله) می‌فرمایند: «انسان بر دین و آیین دوست و هم نشین خود است».

واژه‌های مهم:
منش:
 خوی، عادت، خصلت
کردار: رفتار
صلی الله علیه و آله: سلام و درود خدا بر او و خاندانش
آیین: روش، دین


 نشین با بدان که صحبت بد ◈※◈ گرچه پاکی ، تو را پلید کند

معنی: با انسان‌های بد، کمتر هم نشینی و دوستی کن، چون که انسان‌های بد، پاک بودن تو را آلوده می‌کنند.
آرایه ادبی:
این بیت یک تمثیل است.
تضاد بین پلید و پاک
تکرار «ب» در مصراع اول: نغمه‌ی حروف


 آفتاب ارچه روشن است او را ◈※◈ پاره ای ابر،ناپدید کند

معنی: اگر چه آفتاب روشن و تابان است، تکه ابر کوچکی می‌تواند آن را ناپدید کند.

آرایه ادبی:
مراعات نظیر :آفتاب و ابر
تشبیه: انسان پاک به آفتاب و همنشین بد به پاره ابر تشبیه شده است.
(مفهوم: هرچند که ما پاک باشیم؛ اما همنشینی با انسان‌های بد باعث ناپدید شدن نیکی‌ها و خوبی‌های ما می‌شود.‌)


🔹 «هر که با بدان نشیند، اگر نیز طبیعتِ ایشان در او اثر نکند، به طریقتِ ایشان متّهم گردد».

معنی: هر‌کسی که با انسان‌های بد هم نشینی کند، اگر حتی خودش مثل آن‌ها نشود و عمل نکند، متهم به عمل کردن به شیوه و راه و روش آنان می‌شود.

آرایه ادبی:
سجع بین نشیند، نکند و گردد


پسر نوح با بدان بنشست ◈※◈ خاندان نبوتش گم شد

معنی: پسر نوح به دلیل هم نشینی و دوستی با انسان بد، نسبت پیامبری و مقام و مرتبه خود را از دست داد.

آرایه ادبی:
مراعات نظیر بین نوح و نبوّت
تلمیح به داستان حضرت نوح (ع)


سگ اصحاب کهف، روزی چند ◈※◈ پی نیکان گرفت و مردم شد!

معنی: سگ اصحاب کهف به علت هم نشینی و همراهی با انسان‌های خوب و نیک، دارای ویژگی‌های انسانی شد.

دانش زبانی:
در مصرع دوم «مردم» اسم جمع نیست گاهی در گذشته بر خلاف امروز به معنی مفرد انسان به کار می‌رفت و فعل آن هم به صورت مفرد بود‌.

آرایه ادبی:
تملیح به داستان اصحاب کهف


 هم نشین تو از تو ، به باید ◈※◈ تا تو را عقل و دین بیفزاید(در کتاب نیست)

معنی: هم نشین و دوست تو باید از خودت بهتر و برتر باشد، تا این که چیزی را به عقل و دینت اضافه کند.

دانش زبانی:
به: بهتر (صفت تفضیلی)

معنی کلمات درس چهارم فارسی نهم

پیوند: برقراری ارتباط عمیق: در اینجا به معنی مهم و ریشهای
 رویارو: رو به رو صلی الله علیه و آله: درود خدا بر او خاندانش باد
 همدلی: متحد بودن، دلسوزی دین : آیین
 خرسندی: رضایت، خوش حالی صحبت بد: هم نشین بد
 مصاحبت: همنشینی و هم صحبتی پلید: آلوده
 شکیبا: صبور طبیعت ایشان: خلق و خوی آن‌ها
 دل‌انگیز: روح انگیز، دوست داشتنی طریقت: راه و روش
 صفا: پاکی و بی آلایش بودن خاندان: طایفه و ایل و تبار
 غایب: دور از نظر نبوت: رسالت، پیامبری
 ذوق: اشتیاقاصحاب کهف: یاران غار
 کنونی: فعلی نیکان: انسان‌های خوب
 گسترده: فراگیر زمینه: دلایل اولیه
 در پی: به دنبال گرایش : تمایل
 مصائب: (جمع مصیبت) بلا و گرفتاری‌ها عامل: سبب ساز
لاف زدن: ادعا کردن همدم: رفیق، دوست
لاف دوستی می‌زنند: ادعای دوستی می‌کنند. نیکوخصال: با رفتارهای پسنده
 جامه: لباس از تو به باید ← به: بهتر
 میگریز: فرار کن، بگریز متعالی: بلند پایه
 مَنِشکردار: اخلاق بیفزاید: افزایش دهد.
 معاشرت: رفت و آمد، دوستی

معنی کلمات دریچه های شکوفایی فارسی نهم

شکوفایی: رشد و پیشرفت بی‌قرار: ناآرام
 درک: فهمیدن متوقع: زیاده خواه
 معجزه: امر خارق العاده شرح: توضیح
 بهره‌گیری: استفاده دریافتم که: فهمیدم
 قابلیت: استعداد و امکانات عینا دقیقاً
 ایالت: استان مصاحبت: همنشینی
 محروم: بی‌بهره مصمم شدم: تصمیم جدی گرفتم.
 عَشَقه: نام گیاهی کوشیدم: تلاش کردم.
 لکنت: گرفتگی وسیع کرد: گسترش داد.
 دیری نپایید: طولی نکشید. واداشت: مجبور کرد.
 خزانی زرین: پاییزی طلایی مزایا: جمع مزیت، قابلیت و برتری
 سپری شدند: گذشتند فراهم: تهیه
 ملال انگیز: ناراحت کننده موانع: جمع مانع
 بهبود: خوب شدن تحقق یافت: به دست آمد، حاصل شد
 تدریجا: کم کم سابق: گذشته
 وقایع: جمع واقعه، اتفاق‌ها مواجه: رو به رو
 رخ داد: پیش آمد افسرده: غمگین
 تکلم: صحبت بازمی‌یافتم: دوباره کسب می‌کردم.
 بیهوده: بی‌فایده می‌لغزیدم: لیز می‌خوردم.
 می‌جنباندم: تکان می‌دادم نمایان: آشکار
 مغموم: غم زده، غمگین فنون: جمع فن
 تردید: شک در حین: هنگام
 تعلیم: آموزش دادن بردباری: صبوری
 نزد: پیش فراغ بلاآسودگی خاطر
 بامداد: ابتدای صبح تأنی: درنگ و آرامش
 هجی کردن: کلمه‌ای را حرف به حرف بررسی کردن موعود: وعده داده شده
 مزارع: جمع مزرعه نقایص: جمع نقص، ایرادها
 مواهب: جمع موهبت، نعمت‌ها دلپذیر: دوست داشتنی
 اشتیاق: علاقه‌ی فراوان بازنداشته: جلوگیری نکرده
 معلومات: دانسته‌ها جذبه: ابهت
 افزوده: اضافه سرور: شادی
 طفل: کودک (جمع: اطفال) به نحوی: به شکلی، به صورتی
 مفاهیم: جمع مفهوم ادراک: درک کردن
 تا چه حد: تا چه اندازه نهفته: پنهان
 لوح: تخته برباید: بدزدد
 قرائت: خواندن آنِ واحد: یک لحظه‌ی مشترک
 بدخو: بد اخلاق حواس: جمع حس

آرایه های ادبی دریچه های شکوفایی فارسی نهم

چشمان و گوش‌های مرا بست: کنایه از نابینا و ناشنوا شدن
ظلمتی مرا گرفته بود ← ظلمت: استعاره از نابینایی
 دست‌هایم هر حرکتی را می‌دید: حس آمیزی
تاریکی و بیخبری ← تاریکی: استعاره از نا آگاهی
 کلید زبان: اضافه‌ی تشبیهی
 درختان، گل‌ها، میوه و…: تناسب
 سرم را گرم کنند: کنایه از مشغول کاری کردن
 زندان خاموشی: اضافه‌ی تشبیهی
 شب و روز کوشیدم ← شب و روز: مجاز از تمام مدت
 حساب، جغرافیا، علوم طبیعی و زبان: تناسب
 از سر راه برداشتم: کنایه از برطرف کردن
بلندی: استعاره از سختی‌ها
 افق نامحدود: استعاره از آینده‌ی پیش رو
 امتحانات دیوهای زندگی من بودند: تشبیه اسنادی
پشت دیوها را ← دیو: استعاره از امتحانات
 پشت کسی را به خاک رساندن: کنایه از شکست دادن
 کتاب مانند خورشید: تشبیه
 ادبیات بهشت موعود: تشبیه ادبیات به بهشت
 ناشنوایی چیزی را برباید: تشخیص

سخن پایانی

اگر سوالی درباره جواب درس ۴ فارسی پایه‌ نهم متوسطه اول با موضوع درس««هم‌نشین»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی می‌کنند.

جواب درس سوم فارسی نهم
جواب درس پنجم فارسی نهم
📝 نمونه سوالات پایه نهم متوسطه اول

توجه: دانش‌آموزان عزیز شما می‌توانید برای دسترسی آسان‌تر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *