جواب درس چهارم نگارش نهم

در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۴ نگارش نهم متوسطه اول با موضوع درس‌ «فضا و رنگ نوشته را تغییر دهیم»‌ قرار گرفته‌ است که شامل جواب فعالیت های نگارشی، بررسی و داوری،‌ حکایت‌نگاری و درست نویسی می‌باشد. در ادامه با ما از بخش ‌پاسخ سوالات نگارش نهم همراه باشید.

جواب فعالیت نگارشی صفحه ۵۳ نگارش نهم

نوشته‌های زیر را بخوانید و نوع فضا و رنگ (طنز – غیر طنز) هر کدام را مشخص کنید. 

پاسخ: 

جواب فعالیت نگارشی صفحه ۵۳ و ۵۴ نگارش نهم

جواب فعالیت نگارشی صفحه ۵۴ نگارش نهم

صفحه ۵۴ درس چهارم نگارش پایه نهم

جواب صفحه ۵۵ نگارش نهم

۲- از میان موضوع های زیر، یکی را بر گزینید، یک بار با فضای «غیر طنز» و بار دیگر با فضای «طنز» درباره آن بنویسید.

پاسخ: 

 تلفن همراه
 ربات پیشخدمت
 درد دل یک موش آزمایشگاهی
 ماهی در حوض قالی
 سایه آدم
 انتقال خون
 کمک به همسایه ها
 ایستادن توی صف

‌تلفن همراه

انشای غیر طنز
در این عصر ارتباطات، انسان‌ها به ابزارهایی نیاز دارند تا بتوانند کارهایشان را به سرعت انجام دهند و در وقت خود صرفه‌جویی کنند. یکی از این ابزارها تلفن همراه است که با آن می‌توان به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کرد بدون اینکه بخواهیم مسافتی طولانی را طی کنیم. اگر مطلبی را ندانیم و کسی هم نباشد که از او بپرسیم، می‌توانیم با جستجو کردن آن در اینترنت گوشیمان، کمتر از یک دقیقه جوابمان را پیدا کنیم. تلفن همراه با امکانات متنوع خود هم می‌تواند ما را با تکنولوژی آشنا کند و پیشرفت بدهد و هم اگر استفاده نابجا از آن شود، به جای پیشرفت، پسرفت ایجاد می‌کند.

این تلفن همراه انقدر کارایی دارد که خیلی از کارهای ما را انجام می‌دهد؛ از ماشین حساب گرفته تا حل کردن سوالاتمان. اما باید مواظب کارآیی‌های زیاد تلفن همراه باشیم چرا که استفاده بیش از حد از آن هم می‌تواند ما را تنبل کند هم خلاقیت را از ما دور کند و به جای پیشرفت، عقب ماندن باعث شود.

انشای طنز
شب، زنگ ساعت را برای صبح کوک کرده بود تا من به کار و بارم برسم. صدایش را هم صدای جیغ خواهر کوچک‌ترم گذاشته بودم تا از خواب نباشم. صبح شده و خورشید رخش را در آسمان نمایان کرده بود و صدای جیغ‌های خواهرم، فضای اتاق را فراگرفته بود.
فریادی سر داده و می‌گفتم: ساکت شو! بگذار حداقل یک روز بخوابم! اما او کماکان به جیغ‌هایش ادامه می‌داد. از جایم بلند شدم تا با بغل گرفتنش آرامش کنم، اما معلوم نبود کجا پنهان شده است.
زیر میز، زیر تخت، پشت پنجره، داخل حمام، زیر بالشت… همه جا را با عصبیب تمام گشته و با پیدا نشدنش روی تخت نشسته و حالت بغض به خود گرفتم. با به دنبال گرفتن صدای جیغ، به گوشی ام داخل دستم رسیده و به این پی بردم که این جیغ‌های روی اعصاب، تقصیر خوم و تلفن همراهم بوده.
بیدار شده بودم تا به کارم بروم، اما نتیجه‌اش این بود که سراسر اتاق را با جیغ‌های خواهر کوچک‌ترم آکنده کرده بودم. حقیقتاً خُم می‌تواند آدم را بیدار کند.

پاسخی دیگر: 

متن غیر طنز:
موبایل، وسیله‌ای برای ارتباط راحت‌تر در مسافت‌های طولانی است. این ابزار زندگی بشر را آسان‌تر کرده و می‌توان گفت که اگر روزی بدون تلفن همراه بمانیم، کمتر از چند ساعت جایی گیر می‌کنیم که راه حل آن استفاده از تلفن همراه است. این وسیله پر مصرف و سودآور برای ما و نسل‌های آینده است. وقتی به نحوه زندگی انسان‌های پیش از ما بدون تلفن همراه فکر می‌کنیم، پاسخی در ذهن نمی‌یابیم.

متن طنز:
موبایل همان وسیله‌ای است که می‌تواند مایه عذاب جان باشد، همان چیزی که می‌تواند جان به لبش کند! درست است که تو کار خاصی هم نمی‌کنی و در شبکه‌های مجازی می‌چرخی، اما باز هم مادر یا پدرت چیزی برای حرص دادن پیدا می‌کنند و می‌گویند: «صفحه گوشی سوراخ شد بچه…»، «کور شدی دیگه بسه» و از این قبیل غرهای پدرانه-مادرانه‌ای که می‌تواند خون را به جوش بیاورد.


ایستادن درس صف

انشای غیر طنز

قبل از اینکه به کلاس برویم، معمولاً در صف ایستاده‌ایم. ایستادن در صف هم قوانینی دارد که عمل کردن به آن باعث ایجاد نظم و هماهنگی صف می‌شود. با همین ایستادن منظم در صف، ورزش می‌کنیم تا با حال خوش تری وارد کلاس درس شویم.

هرچند هر از گاهی از ایستادن در صف خسته می‌شویم، ولی با ورود به کلاس و گفت‌وگو کردن با دوستانمان، خستگی به یکباره از تنمان بیرون می‌رود. برای مرتب کردن صف‌هایمان انتظامات مدرسه تلاش می‌کنند و خود ما هم سعی می‌کنیم نظم صف را بهم نزنیم.

بدون ایستادن در صف، مدرسه چهره‌ای مغشوش و آشفته پیدا می‌کند و مدیر و ناظمی که روی سکو می‌ایستد و شروع به سخنرانی می‌کند، با دیدن آشفتگی مدرسه نمی‌تواند سخنش را با آرامش آغاز و به اتمام برساند. پس ایستادن در صف خیلی مهم است.

در صف که می‌ایستیم، دانش‌آموزان هر کلاس از هم تفکیک می‌شوند و به ترتیب وارد کلاس‌شان می‌شوند بدون هیچ شلوغی. حتی ایستادن در صف می‌تواند نشانه‌ای از اتحاد دانش‌آموزان هر کلاس باشد. پس ایستادن در صف را دست کم نگیریم.

ایستادن در صف، یک تجربه مشترک برای ما دانش‌آموزان است و به ما کمک می‌کند که به عنوان یک توده، رفتار کنیم و نه به عنوان افراد مجزا. این تجربه، همچنین کمک می‌کند که ما از نظم و ترتیب پیروی کنیم و در اجتماع زندگی کنیم.
بنابراین، ایستادن در صف یک موضوع مهم و قابل توجه است که باید آن را جدی بگیریم و تلاش کنیم تا به بهترین نحو ممکن در صف‌ها رفتار کنیم.

انشای طنز

روزها که در صف می‌ایستم، بخصوص زمانیکه آفتاب بی رحمانه می‌سوزد، احساس می‌کنم مثل تخم مرغ پخته شده در تابه داغ هستم. از مدیر و معاون گرفته تا آبدارچی مدرسه هم هر کدام باید یک بار بلندگو را در دست مبارکشان بگیرند و سخنرانی کنند.

خلاصه ما در روزهای آفتابی، آب پز می‌شویم و روزهای سرد زمستان هم قندیل می‌بندهیم. البته ناگفته نماند که بیشتر وقت‌ها مهربانی می‌کنند و ما را به کلاس می‌فرستند. این روزها اینقدر علم پیشرفت کرده است که علت بسیاری از بیماری‌ها کشف شده؛ شاید در آینده هم علتش را ایستادن بیش از حد ما در دوران مدرسه بدانند.

یک بار ورزش همگانی داشتیم و از اداره برای دیدن ورزشمان به مدرسه آمدند. ما هم برای این مسابقه منطقه‌ای کلی تلاش کرده بودیم و چند ماهی را در هوای سرد و گرم به تمرین پرداخته بودیم. خلاصه روز مسابقه هوا آفتابی بود و چندساعت در صف ایستاده بودیم.

ورزش که شروع شد خیلی خوب پیش رفتیم. اواخر ورزشمان بود که یکهو از بعضی از صف‌ها چند نفر غش می‌کردند و از حالت عمودی، افقی می‌شدند! آن روز نمی‌دانستیم بخندیم یا دوستانمان را که از شدت گرما غش کرده بودند را از زمین جمع کنیم.

بالاخره ایستادن در صف هم همچین مزایایی دارد! شاید این تجربه غش کردن در ورزش همگانی ما را به یاد ایستادن در صف‌ها و اثرات آن بر بدنمان بیاورد. اما هرچند که خسته کننده باشد، ولی ایستادن در صف یک تجربیه مشترک برای ما دانش‌آموزان است که نشان می‌دهد حتی وقتی احساس خستگی می‌کنیم، هنوز هم باید تلاش کنیم و به بهترین نحو ممکن رفتار کنیم.

بنابراین، ایستادن در صف نه تنها فقط یک تجربهٔ مشترک است، بلکه همچنین یک فرصت برای یادگیری و رشد است.

جواب نتیجه بررسی و داوری صفحه ۵۶ نگارش نهم

به نوشته دوستانتان با دقت گوش دهید و آن را برپایه معیارهای زیر، ارزیابی کنید. نتیجه ارزیابی خود را بنویسید.

جواب نتیجه بررسی و داوری صفحه ۵۶ نگارش نهم

پاسخ: 

نوشته دوست من پیش نویس خوبی داشت و به طور کلی ساختار مناسبی را دنبال می‌کرد.
نگارش تمیز و با رعایت اصول نگارشی بود. واژگان به کار رفته مناسب و املا نیز صحیح بود. دوست من در استفاده از طنز و جدی بودن متناسب با موضوع نوشته موفق عمل کرده بود. نوشته مقدمه، میانه و پایان مشخصی نداشت ؛ وست من در جاهایی از روش‌های پرورش فکر مانند پرسش و پاسخ یا ارائه مثال استفاده کرده است که باعث جذابیت بیشتر نوشته شده است.

جواب درست نویسی صفحه ۵۷ نگارش نهم

جمله‌های زیر را ویرایش کنید:

یقینا با شما ممکن است به ورزشگاه بیایم.
پاسخ: ممکن است با شما به ورزشگاه بیایم، یقینا با شما به ورزشگاه می‌آیم.

 مطمئن هستم این هفته، شاید خبر خوبی به شما برسد.
پاسخ: مطمئن هستم این هفته خبر خوبی به شما می‌رسد‌، شاید این هفته خبر خوبی به شما برسد.

جواب انشای آزاد صفحه ۵۸ نگارش نهم

درون یک فضا پیما را که روی کره ماه، فرود آمده، تصور کنید و تصویر ذهنی خود را بنویسید.

پاسخ:

مقدمه: نور مهتابی از پنجره‌های کوچک فضانوردخانه به داخل می‌تابد، سایه‌های بلند و کشیده ای بر روی دیوارهای فلزی سفیدرنگ می‌اندازد. هوا در فضاپیما سنگین و ساکت است، فقط صدای خفیف گردش فن‌ها و تپش قلب من را می‌شنوم.

بدنه انشا: در مقابل من، یک صفحه نمایش بزرگ با نقشه ماه و موقعیت دقیق ما روشن است. خورشید غروب کرده و آسمان خارج از پنجره‌ها به رنگ بنفش و آبی مایل به سیاه درآمده است. در آن میان، زمین، یک کره آبی و سبز رنگ بسیار کوچک، مانند یک توپ در تاریکی فضا شناور است.

در گوشه ای، کیسه خواب‌های جمع شده و ابزارهای فضانوردی به طور منظم‌، مرتب شده اند. بوی فلزی و کمی دود از محفظه سوخت هنوز در هوا باقی مانده است.

من به سمت پنجره می‌روم و با دستم روی شیشه سرد آن می‌کشم. درست بیرون، صحرای خاکستری ماه، بی‌نهایت و خاموش، تا افق دیده می‌شود. کوه‌های دور، سایه‌ای بلند و عجیب بر روی سطح ماه انداخته‌اند.
این سکوت، این بی‌کرانی، این احساس تنهایی در برابر عظمت کیهان، هر چیزی را که فکر می‌کردم می‌دانستم به چالش می‌کشد.

نتیجه‌گیری: من اینجا هستم، در ماه، یک قدم کوچک برای انسان، اما یک جهش بزرگ برای من.


مقدمه: بعد از تمام شدن کارها، سوار یک سفینه فضایی شدیم تا بتوانیم با چشمان خود ماه درخشان را ببینیم. پس از خداحافظی با دوستانمان در ایستگاه زمینی، درهای سفینه ما بسته شد و پنج نفر که بودند سوار شدند. کمربندمان را بستیم و محکم نشستیم؛ سفینه فضایی با آخرین سرعتش از زمین بلند شد و مسیری مستقیم به آسمان طی کرد.


بدنه انشا: در آن لحظه نمی‌دانستیم باید چشمانمان را ببندیم یا باز نگه داریم حتی اگر چشمانمان را هم باز می‌کردیم، آنقدر سفینه فضایی سریع بود که نمی‌توانستیم چیزی را از شیشه ببینیم! صدای داد و هوارمان سفینه را پر کرده بود. هم با شنیدن این صداها خنده‌مان می‌گرفت هم تلاش می‌کردیم کمی از ترسمان بکاهیم.

چون اولین سفرمان به فضا بود و ما نمیدانستیم با چه صحنه هایی روبه رو خواهیم بود. هدفمان یک سفر تحقیقاتی روی کره ماه بود. نمیدانیم چه قدر طول کشید که آرام آرام سرعت سفینه فضایی کم شد. سفینه فضایی پس از طی کردن مسیری، بالاخره در ایستگاه کره ماه فرود آمد.

از شیشه‌های سفینه که به بیرون نگاه می‌کردیم، آسمان زیباتر از همیشه به نظر می‌رسید. در سفینه را باز کردیم و در حالیکه در فضای جو، معلق بودیم، خودمان و سفینمان را روی کره ماه دیدیم. قیافه‌مان این بار دیدنی‌تر بود. می‌توانستیم پاهایمان را بالا بگیریم بدون آن که پایین بیفتیم. خلاصه قبل از شروع تحقیقاتمان، دقایقی را بازی کردیم.

تا به حال کره ماه را اینطور واضح و شفاف ندیده بودیم! اصلا آن کره‌ی ماهی که ما از زمین به آن نگاه می‌کردیم کلی با این فرق داشت. شب‌ها که از زمین که به ماه نگاه می‌کردیم، آن را تکه‌ای گرد و گاهی هلال می‌دیدیم که مانند خورشید به زیبایی می‌تابد و درخشان است. اما حالا که در روی همان ماه درخشان بودیم، تمامش چاله و چوله بود. سفینمان هم در گوشه‌ای از این ناهمواری‌های کره ماه فرود آمده بود.

شهاب سنگ‌ها با گذرشان شیشه‌ی فضاپیمایمان را درخشان می‌کردند. با لباس سفید فضایی خندیدنی‌تر به نظر می‌رسیدیم. هر از گاهی هم نمی‌دانیم چه چیزهایی دور و برمان می‌چرخیدند اما پایین نمی‌افتادند چون در فضا نیروی گرانشی وجود نداشت که چیزی هم پایین بیفتد. همه چیز در آسمان و معلق بود.

نتیجه‌گیری: چند روزی را در کره ماه ماندیم و سپس سوار سفینه فضاییمان شدیم و راهی زمین شدیم. شاید بهترین سفر، سفر به فضا آنهم سفر به کره‌ی ماه باشد.


مقدمه: همه جا ساکت است. انگار کسی نیست اطراف را ببینم، یا حتی گیاهی پیدا نمی‌شود. اما انگار تنها‌م. من در فضاپیمایی که روی کره ماه فرود آمده‌ام، هستم. نیمی از ماه تاریک و نیمی دیگر روشن است، چاله‌های ماه مانند سوراخ‌های بزرگی از پنیر است که فضاپیما بر آن جای گرفته است.

بدنه: کم‌کم آماده می‌شوم تا بتوانم ماه را بیشتر ببینم. از فضاپیما بیرون می‌روم، در کره‌ی سرد ماه قدم می‌گذارم. نیمه‌ی روشن ماه رو به خورشید است و نور خود را از خورشید می‌گیرد.

می‌توانم روی کره‌ی ماه، زمین را ببینم. چقدر از دور زمین کوچک و زیباست. دلم تنگ شده است. دور و اطرافم را سنگ‌ها فرا گرفته‌اند. لباسم بسیار سنگین است.

اما نمی‌توانم از آن خلاص شوم. کاش در این حوالی گلی بود! همچنان قدم می‌زنم تا ماه را بیشتر ببینم‌. ماه کره‌ای زیباست که شب‌ها نوری بر زمین می‌تاباند. هر چند نور خود را از خورشید می‌گیرد، اما در نبودن خورشید، شب تیره و تار را بر ما روشن می‌کند.

اما نیمه تاریک ماه بسیار ترسناک است. حالا دیگر باید به فضاپیما باز گردم، وقتی که به فضاپیما باز می‌گردم دوباره با تنهایی خود روبه رو می‌شوم، سکوتی حذن ­انگیز فضا را آکنده است. در داخل فضاپیما به صفحه چراغ ­های روشن خیره می‌شوم و امیدوار هستم که به زمین بازگردم.

نتیجه‌گیری: آری دلم برای سرزمینم و خانواده ام بسیار تنگ شده است. در گوشه‌ی از فضاپیما به عکس خانواده‌ام تنها چیزی که دارم خیره می‌شوم و در عالم رویا آن‌ها را در جلوی چشمانم تصور می‌کنم.

سخن پایانی

اگر سوالی درباره جواب درس ۴ نگارش پایه‌ نهم متوسطه اول با موضوع درس««فضا و رنگ نوشته را تغییر دهیم»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی می‌کنند.

جواب درس سوم نگارش نهم
جواب درس پنجم نگارش نهم
📝 نمونه سوالات پایه نهم متوسطه اول

توجه: دانش‌آموزان عزیز شما می‌توانید برای دسترسی آسان‌تر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *