جواب درس دوم نگارش هفتم
در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۲ نگارش هفتم متوسطه با موضوع درس «بخشهای نوشته» قرار گرفته است که شامل جواب فعالیت های نگارشی، درست نویسی و حکایت نگاری میباشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات نگارش هفتم همراه باشید.
جواب صفحه ۲۹ و ۳۰ نگارش هفتم
اکنون، برای ایجاد تنوع و لطیف شدن فضای کلاس، همان انشاء را برایتان میخوانم و از شما میخواهم، در حین شنیدن، بخشهای اصلی آن (موضوع، بخش آغازین، بخش میانی و بخش پایانی) را مشخص کنید.


جواب فعالیت های نگارشی صفحه ۳۱ نگارش هفتم
نوشته زیر را بخوانید و ویژگیهای هر بخش را مشخص کنید.

جواب صفحه ۳۲ نگارش هفتم
موضوعی را انتخاب کنید و درباره آن متنی بنویسید. سعی کنید هر بخش (موضوع، آغاز، میانه و پایان) نوشته شما ویژگیهای لازم را داشته باشد.
موضوع: علم و دانش
بخش آغازین
در زندگی ما انسانها آموختن و یادگیری بعضی از مسائل بسیار حیاتی و لازم است که علم و دانش یکی از دغدغههای مهم آن است.
بخش میانی
زندگی را فرض کنیم که در آن نه علم باشد و نه دانشی، همه افراد بیسواد و نادان باشند و توانایی انجام هیچ کاری را نداشته باشند وزندگی تنها در حد امرار معاش و زنده ماندن میگذرد. در آن صورت دیگر نه ماشین، یخچال، کامپیوتر و گوشیهای موبایل و نه هیچکدام از این وسایلی که امروز برای بهتر و راحت زندگی کردن ما وجود دارد اختراع و کشف نمیشد. همچنان مردم زیادی با کوچکترین بیماری میمردند؛ زیرا که هیچگونه پیشرفتی در پزشکی و جراحی کسب نمیکردیم.
انسانهای باهوش همیشه در لحظه به لحظهی زندگیشان سعی در آموزش و آموختن و پیشرفت و ترقی دارند زیرا که میداند هرچه علم انسان بالاتر باشد راه موفقیت او هموارتر خواهد بود و آسودهتر به هدف زندگیشان دست پیدا میکند. آموختن علم و دانش از همان لحظهی تولد شروع پیدا میکند و تا لحظه مرگ ادامه دارد؛ زیرا انسان هرلحظه در حال آموختن میباشد، چه از نظر درسی و کتاب و اختراع و آزمایش و چه از نظر فراگیری تجربه و درس زندگی.
آموختن علم و دانش فواید بسیار زیادی دارد، چه برای خود انسان و چه برای دیگران و این آموختن به او کمک میکند تا گامهای زندگیاش را باهدف و برنامهریزی بردارد تا درنهایت به موفقیتهای ذهنی و هدف وجودی خود دست پیدا کند و این موضوع اوج آرزوی بشری میباشد.
بخش پایانی
ما بهعنوان دانشآموز وظیفهداریم در این مراحل زندگی که فرصت خواندن درس راداریم به نحو احسن از آن استفادهی کامل را ببریم و با تصمیم درست و تعیین هدف درست گامهای زندگی و پلههای ترقی را طی کنیم تا درنهایت به آرامش ابدی و وجودی دست پیدا کنیم.
موضوع: نوجوانی
بخش آغازین
دورهی نوجوانی زیباترین دوره زندگی یک انسان است. زمانی که استعدادهای او شکوفا میشود و خود را برای زندگی و هدف مهمتری آماده میکند. دوران نوجوانی همچون ایستادن بر نوک قلهای است که تنها با اندکی سهل انگاری میتوان سقوط کرد.
بخش میانی
دوران نوجوانی را نباید بیهدف سپری کرد چرا که موفقیتهای بزرگ در آینده هر شخص ریشه در اهداف بزرگ او در دوره نوجوانیاش دارد. نوجوان همچون گلی تازه شکفته است که اگر از خود و افکارش مراقبت نکند به زودی پژمرده میشود.
یک نوجوان باید از کمترین امکاناتش بیشترین استفاده و لذت را ببرد تا مبادا در افکار خویش دچار کمبود شود و شخصیتی متزلزل داشته باشد. دوران نوجوانی حساسترین دوران نیازمندی به یک دوست خوب است. دوستی که پا به پا با انسان همراه باشد و برای رسیدن به اهداف والایش او را یاری کند و چه بسا نوجوانانی که با انتخاب دوست ناباب چنان ضربهای به روحیه و شخصیتشان وارد میشود که گاهی جبران ناپذیر است.
تاج نوجوانی که بر سر انسان گذاشته میشود َفر و شکوهش بسیار بیشتر از همیشه میشود و گاهی ممکن است این فر و شکوه با غروری بی جا همراه شود به هرحال داس دروگر زمان این تاج را کمکم برمیدارد و پیری را جایگزین میکند.
بخش پایانی
در زمان کوتاه نوجوانی علاوه بر استفاده بهینه و مفید از عمر و وقت خود باید زندگیمان را سرشار از مهر و محبت و شادی کنیم تا مبادا رنگ افسردگی بر چهرهمان نقاشی کشد. دوران نوجوانی زیباترین و هیجان انگیز ترین دوران زندگی است. یادمان باشد بهترین استفادهها را از آن کنیم.
موضوع: درخت
بخش آغازین
درختان فایدههای زیادی دارند مانند تصفیه کردن هوا میوه سایه و ازجمله چوب آن. از چوب درخت میتوان وسایل زیادی تهیه کرد، مثل در پنجره، میز، صندلی و حتی مداد و کاغذ. این وسایلی است که میشود از چوب درخت ساخت.
بخش میانی
بعضیها میگویند که نباید درخت را قطع کرد، این درست است چون طبیعت آن زیبایی را از دست میدهد، دیگر اکسیژن کم میشود و گاز کربن دی اکسید در هوا پخش میشود، ولی اگر درخت را قطع نکنیم نمیتوان وسایل چوبی را ساخت.
بیایید پیشنهاد من را بشنوید، من میگویم که باید درختها را قطع کرد اما بهاندازه و در کنار قطع درختان، درخت هم بکاریم. اینگونه هم طبیعت و اکسیژن داریم، هم وسایل چوبی. خلاصه ما از درختان استفادههای دیگری هم میکنیم، مثال هر خانوادهای یک خانه دارد و در هر خانه یک باغچه و در هر باغچه درختان و گیاهانی روئیدهاند و هر درخت و گیاه به اندازه خود اکسیژن تولید میکند، به علاوه هر درخت میوه و هر گیاه مواد خوراکی تولید میکند، به اینگونه غذایمان و هوای پاکیزه را به دست میآوریم.
بخش پایانی ما باید به محیط زیست احترام بگذاریم و در حفظ و نگهداری آن برای نسلهای بعدی کوشا باشیم.
موضوع: مادر
بخش آغازین
بوی خدا میدهد، دعاهایش گیرایی خاصی دارد انگار سالیان زیادی است که با خدا دوست است.
بخش میانی
مادر برای همه آدما مهمترین فردی است که در زندگی دارند، همه مادر را دوست دارند و هیچکس نیست که بگوید من مادرم را دوست ندارم.
شاید به زبانشان بگویند اما در قلبشان اینطور نیست فقط کافی است آنها را چند ساعت از مادرشان دور کنید تا متوجه شوید عشق به مادر یک عشق خاص است.
مادر بودن کار سختی است کسی که بیدلیل با آدم مهربان است و زمان هایی که بیحوصله هستی در کنارت مینشیند و به حرفهایت گوش میدهد و دلداریات میدهد.
کسی که از جوانیاش دست کشیده تا بچههایش را بزرگ کند قطعاً جزو آدمها نمیشود قرارش داد بهتر است بگویم فرشته است.
شاید واقعاً فرشته است که خدا بهشت را در زیر پایش قرار داده و شاید هم از فرشتهها بالاتر باشد.
خدا مادر را آفریده تا مانند یک معلم دلسوز، یک دوست مهربان به ما فداکاری و زندگی کردن و راه درست را نشان دهد.
کلمه مادر چهار حرف است اما خودش یک دنیاست.
بخش پایانی کلمات کوچکتر از آن هستند تا بتوانند مادر را، آنطور که شایستهی زحمات اوست توصیف کنند، در یک کلمه مادر یعنی امید زندگی کردن.
موضوع: زمستان
بخش آغازین
فصلی پر از سفیدیهای زیبا و دوست داشتنی، درست است که اکثراً سرما را دوست ندارند اما سرمای زمستان چیز دیگری است.
بخش میانی
زمستان، چهارمین فصل سال، یادآور عناوین بسیار و خاطره انگیزگی است. دانههای سفید برف، قالب پیچیده شده در کاموای مادربزرگ، بخار چای داغ روی کرسی، خندههای زیرکی با بچههای فامیل، برف بازی و شادی از ته دِل آن لحظه، بخارهای خارج شده از دهان و هزاران چیز دیگر که کلی خاطره برای تو در ذهنت میسازد؛ زمستان فصل خاطرههاست فصل سرد دوستداشتنی.
درست است که کسی سرما را زیاد دوست ندارد حالا چه سرمای هوا و چه سرمای موجود در کلام بعضیها، اما سرمای زمستان از آن سرماهاست که دلنشین است سرمایی دوستداشتنی که شاید باعث بیماریات شود اما آن هنگام همه تو را مقصر میدانند نه سرما را…! و شاید به نظرم زمستان است که فصل کاملی است چون همه درختها و طبیعت گویی میمیرند و ۳ ماه بعد میبینی که زنده میشوند و این چقدر شبیه زندگی آخرت آدمهاست.
بخش پایانی
و چه بهتر که از این فصل درس زندگی بگیریم و پی به این ببریم که هیچچیز ماندنی نیست و ما هم نمیمانیم و روزی بار سفر میبندیم…
جواب صفحه ۳۳ نگارش هفتم
بر اساس معیارهای زیر، نوشته خود را با نوشته یکی از دوستانتان مقایسه کنید و نتیجه بررسی را بنویسید.

پاسخ:
آغاز انشای دوستم از آغاز انشای من دقیقتر بود و نوشته هردو ما منسجم بود، طبقهبندی ذهن و نوشته در آن به درستی رعایت شده بود و مخاطب را به فکر وا میداشت، علائم نگارشی در نوشته من کاملا رعایت شده بود؛ اما نوشته دوستم غلط داشت.
جواب درست نویسی صفحه ۳۴ نگارش هفتم
جملههای زیر را ویرایش کنید:
مربی، دستیارش را صدا زد از آن خواست بچهها را برای تمرین آماده کند.
پاسخ: مربی، دستیارش را صدا زد و از او خواست بچهها را برای تمرین آماده کند.
این دوچرخه را دوست دارم؛ زیرا او دوچرخه دوران کودکی من است.
پاسخ: این دوچرخه را دوست دارم؛ زیرا آن دوچرخه دوران کودکی من است.
جواب حکایت نگاری صفحه ۳۵ نگارش هفتم
۱- نخست، اصل حکایت و سپس شکل بازنویسی شده آن را بخوانید و با هم مقایسه کنید.
پاسخ:
متن اصلی حکایت، به نثر کهن است و جملات کوتاه و ساده و متن مختصر و مفید است و داستان در کوتاهترین شکل ممکن به پایان میرسد؛ اما در متن باز نویسی شده جملات طولانی و در عین حال بسیار ساده و روان نوشته شدهاند؛ همچنین نویسنده با شاخ و برگ دادن به موضوع اصلی، تصویر داستان را برای مخاطب ترسیم نموده است.

جواب صفحه ۳۶ نگارش هفتم
اکنون براساس نمونه پیشین، حکایت زیر را به نثر ساده امروزی بازنویسی کنید.
پاسخ: (ما برای شما چند متن زیبا در همیار آماده کردهایم. از یکی موارد زیر استفاده کنید.)
پاسخ:
روزی در یکی از روزهای زیبای فصل بهار، به همراه تعدادی از دوستانم به صحرا رفتیم. در مکانی خوش آب و هوا اتراق کردیم و سفرهای پهن کردیم. ناگهان سگی از دور به ما نزدیک شد. یکی از دوستان، پاره سنگی به سمت او انداخت. سگ، سنگ را بو کرد و بلافاصله برگشت. دوستانم سگ را صدا زدند اما او توجهی نکرد و به راه خود ادامه داد. یکی از دوستانم گفت: «میدانید این سگ چه گفت؟» او ادامه داد: «این بدبختان که از روی گرسنگی سنگ میخورند، از سفره آنان هم توقعی نیست».
پاسخ دیگر:
روزی در فصل بهار با عدهای از دوستان تصمیم گرفتیم که برای گشت و گذار و هوا خوری و تماشای سبزه زار و صحرا و جنگل به بیرون از خانه برویم. در یک جای سرسبز و خوش آب و هوا ماندیم و زیرانداز و سفرهی غذای خود را پهن کردیم و نشستیم. سگی از دور ما را دید و به سمت ما آمد تا که شاید به او غذایی بدهیم و او را از گرسنگی نجات بدهیم. یکی از دوستان که در جمع ما نشسته بود تکه سنگی را از زمین برداشت و مانند نانی که جلوی سگ میاندازند، به طرف سگ انداخت، سگ جلو آمد و سنگ را بو کرد و زمانی که متوجه شد غذا نیست و سنگ است خیلی سریع راه آمده را بازگشت.
دوستانم دوباره و دوباره سگ را صدا زدند اما سگ توجهای نکرد و به راه خود ادامه داد. یکی دیگر از دوستان که این ماجرا را دیده بود گفت: آیا متوجهی برخورد سگ شدهاید و دانستید که سگ به ما چه چیزی را گفت؟ همگی گفتند: نه متوجه نشدیم! آن مرد گفت: آن سگ با خود گفت اینها آدمها بدبختی هستند که از خسیسی و گرسنگی به جای غذا، سنگ میخورند و از سفره و غذای آنها هیچ توقعی نمیتوان داشت.
پاسخ دیگر:
در یک روز بهاری، با چند نفر از دوستانم برای دیدن و لذت بردن از دشت و کویر بیرون رفتیم. در حال صرف شام در یک مکان خوش آب و هوا بودیم که سگی از دور ما را دید و به سمت ما آمد. یکی از دوستان سنگی به سمت او پرتاب کرد. سگ بوی سنگ را حس کرد و بلافاصله برگشت. سگ را صدا زدند، اما او توجهی نکرد و نرفت. یکی از دوستان گفت: «میدانید این سگ چه گفت؟» او ادامه داد: «این بیچارهها که برای گرسنگی سنگ میخورند، از سفرهشان انتظاری ندارم.»
سخن پایانی
اگر سوالی درباره جواب درس ۲ نگارش پایه هفتم متوسطه با موضوع درس««بخشهای نوشته»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی میکنند.
✅ جواب درس اول نگارش هفتم
✅ جواب درس سوم نگارش هفتم
📝 نمونه سوالات پایه هفتم متوسطه اول
توجه: دانشآموزان عزیز شما میتوانید برای دسترسی آسانتر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.
نظرات کاربران