جواب درس سوم نگارش هفتم

در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۳ نگارش هفتم متوسطه با موضوع درس‌ «طبقه‌بندی موضوع»‌ قرار گرفته‌ است که شامل جواب فعالیت های نگارشی، انشا، درست نویسی و مَثَل می‌باشد. در ادامه با ما از بخش ‌پاسخ سوالات نگارش هفتم همراه باشید.

جواب فعالیت های نگارشی صفحه ۴۱ نگارش هفتم

نوشته زیر را بخوانید و موضوع کلّی و ریز موضوع‌های آن را با رسم نمودار نشان دهید.

موضوع: شگفتی دنیای جانوران

بخش آغازین 
در دنیا عجایب و شگفتی‌های زیادی وجود دارد. یکی از شگفتی‌های جهان خلقت، جانوران هستند. جانوران، گونه‌های مختلفی دارند.

بخش میانی 

بند ۱ – با موضوع پرنده‌ها: پرندگان، جانورانی هستند که پرواز می‌کنند. پَرو بال برای پرندگان، مهم‌ترین عضو است. پرها اگرچه ظریف‌اند، قوی نیز هستند. پر و بال پرندگان که در زمان پرواز، گسترده می‌شوند، در زمان سرما، لحافی گرم و پوشنده و در وقت خطر سپری برای مخفی شدن پرنده است. برخی از پرندگان، مثل تیر پرواز می‌کنند. بعضی دیگر به راحتی تغییر جهت می‌دهند و عدهای نیز در آب شیرجه می‌زنند. شتر مرغ، بزرگترین پرنده است و نمی‌تواند پرواز کند و مرغ مگس خوار به اندازه سر انگشت است و کوچکترین پرنده جهان است.

بند ۲ – با موضوع خزندگان: خزندگان هم موجودات عجیبی هستند. آن‌ها به روی زمین می‌خزند. بدنشان فلس دارد و معمولا تخم می‌گذارند. بزرگترین خزنده، «تمساح»، به طول هفت‌متر و کوچکترین آن‌ها، مارمولک خانگی است که تنها ۱۸ میلی‌متر طول دارد.

بند ۳ – با موضوع آبزیان: آبزیان، به جای زندگی در خشکی، در آب زندگی می‌کنند. آن‌ها به جای شش، آبشش دارند؛ به همین خاطر می‌توانند در زیر آب نفس بکشند. ماهی‌ها یکی از انواع این آبزیان هستند.

بند ۴ – با موضوع دوزیستان: دوزیستان، جانورانی هستند که قادرند هم در آب و هم در خشکی زندگی کنند. آن‌ها در نوزادی ابتدا، آبشش دارند؛ امّا به تدریج با رشد کردن، صاحب یک جفت شش می‌شوند و در خشکی، نفس می‌کشند.

بخش پایانی این گونه گونی و شگفتی خلقت جانوران، یکی از نشانه‌های قدرت خداوند است و برای ما درس‌ها و حکمت‌های زیادی دارد.

جواب انشا صفحه ۴۲ نگارش هفتم

با استفاده از روش طبقه بندی کردن موضوع، متنی با یکی از موضوع های زیر بنویسید.

موضوع: خانه

بخش آغازین 
خانه، سرپناهی برای زندگی؛ جایی که در آن زندگی می‌کنیم، می‌خوابیم و ما را از باران و سرما و گرما و چیزهای این چنینی حفظ می‌کند.

بخش میانی 
خداوند متعال همه چیز را آفریده و عقل استفاده از آن را به انسان داده تا بتواند در مدت کوتاهی که زنده است با رفاه و آسایش بیشتری زندگی کند. اما خانه تنها شامل در و دیوار و سقف نمی‌شود؛ خانه وسایل هم دارد و اگر کسی در آن زندگی نکند و نفس نکشد، دیگر خانه نیست بلکه خرابه‌ای است. اگر بوی غذا در آن نپیچد، خانه‌ای برای زندگی کردن نیست. اگر خانه نباشد، سرپناهی برای زندگی نخواهی داشت و باید در سرمای سرد زمستان و گرمای گرم تابستان بیرون بمانی و روی تکه‌ای کارتون یا هر چیز دیگری بخوابی. هنگام بارش باران، اول از همه تو خیس می‌شوی و سرما می‌خوری. نبود خانه، زندگی را سخت‌تر از سخت می‌کند.

بخش پایانی 
و حال باید شکر‌گزار خدا باشیم گه حداقل سقفی روی سرمان است و با افرادی مثل مادر و پدر و خواهران و برادرانمان زندگی می‌کنیم و سرپناهی برای زندگی روزمره خود داریم و در برابر هر بلای طبیعی آسیب کمتری می‌بینیم.


موضوع: عینک

بخش آغازین 
عینک ، وسیله‌ای برای استفاده‌ی افراد کم بینا یا دارای اختلال در چشم‌، ولی گاهی تمامی افراد چه تیز بین و چه تار بین نیازمند استفاده از عینک هستند.

بخش میانی 
شاید بپرسید چرا و چه نوع عینکی‌!؟‌، عینک مخصوص افراد دوربین یا نزدیک‌ بین‌؟ فریمش باید گرد باشد یا مستطیلی؟ هیچ‌کدام ، عینک‌هایی نامرئی! عینک‌هایی از جنس دوری از زود قضاوت کردن‌، بصیرت‌، خوش‌بینی و آینده‌ نگری و غیره…

عینک‌هایی به قیمت استفاده‌ی خوب از مغز‌، عینک‌هایی که افراد اندیشمند و پرهیزگار کلکسیون دار آن‌ها هستند‌، عینک‌هایی که دید شما را نسبت به دنیا و جامعه تغییر خواهند داد‌، عینک‌هایی که به قول سهراب سپهری باعث می‌شود جوری دیگر ببینید.

یکی از این عینک‌ها باعث دوربینی بدی‌های مردم و نزدیک بینی خوبی‌های آن‌ها و باعث ایجاد پیوند دوستی قوی‌تر می‌شود‌‌، دیگری باعث عاقبت به خیری به‌ وسیله‌ی دور اندیشی و آینده‌نگری می‌شود و بی‌شک هرکدام از این عینک‌ها به ارزش باطنی انسان خواهند افزود‌.

اما از یاد نبریم که برخی عینک‌ها نه تنها به ما کمکی نمی‌کنند بلکه باعث کوری ما خواهند شد‌، عینک‌هایی با برند‌ها‌ی بدبینی‌، عجله‌، ترس و غرور و غیره ولی خوبی این عینک‌ها مخصوصا عینک‌هایی با ویژگی مثبت‌، ‌ماندگاری و خراب نشدن آن‌ها است که تا عمر دارید با شماست و اختیار انتخاب آن‌ها در دستان خود خود شماست.

بخش پایانی 
از قدیم گفته‌اند که اگر عینک‌های متناسب چشم خود را نزنیم یا در کودکی برای تفریح عینک پدر و مادر خود را استفاده کنیم باعث ضعیف شدن چشمان ما می‌شود‌، پس نباید به جهان پیرامون خود از دیدگاه فردی دیگر نگاه کنیم و در برخی اوقات حسرت زندگی آن‌ها را بخوریم.


موضوع: کلاغ

بخش آغازین 
همه ما حیوانی را می‌شناسیم که که در ادبیاتمان از سیاهی یادش می‌کنیم و به شومی و نحسی می‌شناسیمش و در عین حال باهوش‌ترین می‌دانیمش! کلاغ!

بخش میانی 
بند ۱:
کلاغ‌ها موجودات عجیبی‌اند! می‌گویند هر قار قار آن‌ها معنای خاصی دارد و تنها خودشان می‌فهمند که چه می‌گویند! بعضی صدا‌هایشان هشدار است بعضی تقلید صدا و بعضی ارتباط برقرار کردن با دوستانشان‌! کلاغ بخاطر عمر طولانی‌ای که دارد نقش پررنگی در ادبیات ما ایفا کرده است.

بند ۲: اما بعضی‌ها کلاغ را نماد شومی می‌دانند و اعتقاد بر این دارند که هرکس صبح هنگام بیدار شدن صدای کلاغ را بشنود، مرگش نزدیک است. شیطان پرستان معتقدند کلاغ چشمان شیطان است‌.
اما با این همه کلاغ‌ها باهوش‌ترین پرندگان‌اند‌. مثال در افسانه‌ها گفته شده که انسان‌ها تشییع جنازه و دفن را از کلاغ‌ها آموخته‌اند! بر خالف ایران در هر کشور کلاغ سمبل یک چیز است در چین نماد حق شناسی از والدین در یونان نماد خورشیدی و در ژاپن پیک الهی است‌.

بند ۳: کلاغ در داستان‌ها بیشتر اسطوره هوش و فراست است اما در بیشتر داستان‌ها دیده‌ایم که برای مثال زدن حرص و طمع از کلاغ مایه می‌گذراند. کنایه‌های بسیاری هستند که با کلمه زاغ یا همان کلاغ ساخته شده‌اند. مثال زاغ دل یعنی سیاه دل یا زاغ طبع یعنی زشت خویی یا زاغ چهر یعنی سیاه روی!

بخش پایانی 
کلاغ بودن کار هر کسی نیست‌! چون یک انسان نمی‌تواند هم شوم باشد هم عاقل هم نحس باشد هم با فراست‌! کلاغ بودن دل بی‌کران می‌خواهد که بتوانی پا بگذاری روی همه چیز و سفر کنی به هر کجا که می‌خواهی‌!‌ به ناکجا آباد‌! کلاغ بودن کار هر کسی نیست!

جواب صفحه ۴۳ نگارش هفتم

نوشته‌هایی را که در کلاس خوا‌نده شد بر پایه سنجه‌های زیر، بررسی و نقد کنید.

جواب صفحه ۴۳ نگارش هفتم

پاسخ:

آغاز انشای دوستم از آغاز انشای من دقیق‌تر بود و نوشته هر دوی ما منسجم بود‌، طبقه بندی‌ ذهن و نوشته در آن به درسی رعایت شده بود و مخاطب را به فکر وا می‌داشت، علائم نگارشی در نوشته من کاملا رعایت شده بود؛ اما نوشته دوستم غلط داشت.

جواب درست نویسی صفحه ۴۴ نگارش هفتم

جمله‌های زیر را ویرایش کنید:

پروانه در میان گل‌ها چرخیدند؟
پاسخ: پروانه‌ها در میان گل‌ها چرخیدند.

ملکه با زنبورهای عسل به سمت باغ گل ها پرواز کردند.
پاسخ: ملکه با زنبورهای عسل به سمت باغ گل‌ها پرواز کرد.

دانش آموز و معلم، در کلاس مهارت‌های نوشتاری می نوشت.
پاسخ: دانش آموز و معلم، در کلاس مهارت‌های نوشتاری می‌نوشتند.

جواب مثَل صفحه ۴۵ نگارش هفتم

متن مثل نویسی یک دست صدا ندارد نگارش هفتم
‌نوشته زیر را بخوانید، اصل ضرب‌المثل را با شکل گسترش یافته آن مقایسه کنید.

ضرب المثل: «یک دست، صدا ندارد»

صاحب خانه، هم‌ رزمانش را برد توی یک اتاق و گفت‌: «شماها اینجا راحت ترید». یک نفر از آن‌ها آواز می‌خواند و بقیه دست می‌زدند. صاحب خانه، هر چند وقت یکبار، به جمع آن‌ها سر می‌زد و برایشان چای و شیرینی می‌آورد. مردی گوشه اتاق، کنار حاج داوود نشسته بود و به در و دیوار نگاه می‌کرد. صاحب خانه، توی اتاق سر کشید و چشمش به مرد ساکت افتاد و به او گفت: «اخوی، اگه با ما قهری، چرا اومدی عروسی پسرم؟»
همه برگشتند و به مرد ساکت نگاه کردند. حاج داوود گفت : «از همرزمان قدیمه». صاحب خانه، گفت: «خیلی خوش اومدن؛ امّا اینجا که دیگه جبهه نیست، اینجا عروسی پسر منه، اگه دست نزنید و شاد نباشید ناراحت می‌شم». مرد ساکت از جایش بلند شد و گفت : «خیلی دلم می‌خواست دست بزنم؛ ولی حیف که‌: یه دست صدا نداره!»
همه به آستین چپ مرد که آویزان بود، نگاه کردند.

پاسخ:

نویسنده به شیوه بسیار زیبایی این ضرب المثل را گسترش داده است بدین گونه که خواننده تا انتهای متن در انتظار گنجاندن ضرب المثل در دل آن می‌باشد و با خود می‌گوید چگونه نویسنده می خواهد این ضرب المثل را در دل متن جای دهد.

جواب صفحه ۴۶ نگارش هفتم

نوشته زیر را بخوانید و اصل ضرب المثل را با شکل گسترش یافته آن مقایسه کنید.

ضرب المثل‌: «هر که بامش بیش‌، برفش بیشتر»

پاسخ:

در گذشته مرد فقیری زندگی می‌کرد که با کارگری در کارخانه‌ای امرار معاش می‌کرد. مرد فقیر همیشه حسرت ثروت صاحب کارخانه را می‌خورد.
صاحب کارخانه به بیماری سختی مبتلا شد و زمان مرگش فرا رسید. از آنجا که صاحب کارخانه هیچ وارثی نداشت و مرد فقیر درستکار ترین شخص در کارخانه بود، صاحب کارخانه تصمیم گرفت تا کارخانه را به او بسپارد و راهی دیار باقی شود.
مرد فقیر با وجود اینکه از مرگ صاحب کارخانه ناراحت شده بود، اما بسیار از تصمیم صاحب کارخانه خوشنود شد و از مدیریت کارخانه استقبال کرد.
مدتی گذشت و مرد فقیر با مشکلات فراوان مدیریت کارخانه رو به رو شد به طوری که گاهی از زندگی جدیدش خسته می‌شد و آرزو می‌کرد به زندگی ساده سابقش برگردد.
روزی یکی از دوستان صمیمی مرد فقیر برای عرض تبریک نزد او آمد و به او تبریک گفت. اما مرد فقیر که از وضعیت پر تنش فعلی‌اش بسیار خسته بود، به او گفت: ای رفیق بیچاره من، خوشبختی برای شماست. آن زمانی که کارگر کارخانه بودم فقط به فکر اندکی درآمد برای خانواده خودم بودم، ولی اکنون باید به فکر صدها کارگر باشم که هر کدامشان از من انتظارهای مختلفی دارند.‌


پاسخ دیگر:

در زمان قدیم، پادشاهی زندگی می‌کرد که فرزند و جانشینی نداشت. در هنگام بیماری و نزدیک شدن زمان مرگ، پادشاه وصیّت کرد که اولین نفری که وارد شهر شد را به عنوان پادشاه جدید معرفی کنند.

فردای آن روز، گدایی از دروازه شهر وارد شد و مردم و وزیران دستور شاه را اجرا کرده و او را بر تخت پادشاهی نشاندند.
بعد از گذشت مدتی، شاه جدید که هرگز تجربه پادشاهی را نداشت، با وزیران و زیردستانش دچار مشکل شد و به ناچار بخشی از قدرت را به آن‌ها واگذار کرد.

در یکی از روزها، یکی از دوستان پادشاه جدید که بسیار با او صمیمی بود، برای دیدار و عرض تبریک نزد پادشاه آمد.
پادشاه جدید در پاسخ تبریک دوستش گفت: ای رفیق بیچاره من، اکنون حال تو بسیار بهتر از حال من است. من در گذشته فقط غم نانی داشتم و حالا غم جهان را بر دوش می‌کشم.

دوستش در پاسخ گفت: هر که بامش بیش برفش بیشتر.

نتیجه‌گیری:

آدم‌ها هر چقدر از لحاظ مالی قوی‌تر باشند، به همان میزان باید سختی‌ها و مسئولیت‌های بیشتری را نیز تحمل کنند.

سخن پایانی

اگر سوالی درباره جواب درس ۳ نگارش پایه‌ هفتم متوسطه با موضوع درس««طبقه‌بندی موضوع»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی می‌کنند.

جواب درس دوم نگارش هفتم
جواب درس چهارم نگارش هفتم
📝 نمونه سوالات پایه هفتم متوسطه‌ اول

توجه: دانش‌آموزان عزیز شما می‌توانید برای دسترسی آسان‌تر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. ماهان گفت:

    خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ممنون