جواب درس دوم فارسی هفتم
در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۲ فارسی هفتم متوسطه با موضوع درس «چشمههای معرفت» قرار گرفته است که شامل جواب گفت و گو کنید، فعالیت و فعالیت در خانه میباشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات فارسی هفتم همراه باشید.
جواب خودارزیابی صفحه ۲۱ فارسی هفتم
۱- در کلاس طبیعت چه زیباییهایی را میتوان درک کرد؟
پاسخ: عظمت و جلال و جاذبه خالق را میتوان درک کرد.
۲- این ابیات از بوستان سعدی با کدام بخش از درس ارتباط دارد؟
به فصل خزان در نبینی درخت / که بیبرگ ماند ز سرمای سخت
بر آرد تهی دستهای نیاز / ز رحمت نگردد تهی دست باز
همه طاعت آرند و مسکین نیاز / بیا تا به درگاه مسکین نواز
چو شاخ برهنه بر آریم دست / که بیرنگ از این بیش، نتوان نشست
پاسخ:
بر روی سبزهها و کشتههای سیراب، درختان سرسبز باغ و صحرا را دیدم که شاخهی دستهای خویش را به آسمان بر افراشته بودند و دعا میکردند.
۳- نمونههای دیگری از زیباییهای آفرینش را بیان کنید.
پاسخ: سبزهها و کشتههای سیراب، درختان سرسبز، باغ شاد و خرم، صحرا
جواب گفت و گو صفحه ۲۲ فارسی هفتم
۱- گفت و گوی جویبار و درخت تشنه را به صورت نمایشی اجرا کنید.
شخصیتها
- جویبار: نماد زندگی و شادابی
- درخت تشنه: نماد نیاز و انتظار
صحنهگذاری
- محل اجرا: یک فضای طبیعی یا کلاس درس با دکوراسیون ساده که نمایانگر طبیعت باشد.
- نورپردازی: نور ملایم برای ایجاد حس آرامش.
دیالوگها
جویبار: (با لحن شاد و پرانرژی) سلام درخت عزیز! چقدر خوشحالم که در کنار تو هستم. من همیشه در حال حرکت هستم و آب را به دور دستها میبرم.
درخت تشنه: (با لحن ملایم و اندکی غمگین) سلام جویبار! خوشحالم که تو را میبینم. اما من اینجا ایستادهام و به آب نیاز دارم. سالهاست که تشنهام.
جویبار: (با نگرانی) چرا تشنهای؟ مگر باران نباریده است؟
درخت تشنه: (با حسرت) باران کم است و من به آب تو نیاز دارم تا بتوانم رشد کنم و میوه دهم.
جویبار: (با محبت) نگران نباش! من سعی میکنم تا جایی که میتوانم به تو کمک کنم. بگذار از خودم برایت بریزم.
درخت تشنه: (با امید) واقعاً؟ اگر تو آب مرا تامین کنی، دوباره جوانه میزنم و زندگی به من بر میگردد.
پایان نمایش
- جویبار: (با شور) پس بیایید با هم همکاری کنیم! من آب را به تو میرسانم و تو با آن زندگی را به ارمغان میآوری.
- درخت تشنه: (با شکرگزاری) سپاسگزارم، جویبار! با هم میتوانیم زیبایی را به این دنیا برگردانیم.
نکات اجرایی
- حرکات بدنی: جویبار باید با حرکات نرم و روان به جلو برود، در حالی که درخت باید ایستاده و محکم باشد.
- احساسات: هر شخصیت باید احساسات خود را از طریق لحن صدا و حرکات بدنی منتقل کند.
این نمایش میتواند به دانشآموزان کمک کند تا مفهوم همکاری و اهمیت منابع طبیعی را بهتر درک کنند.
۲- دربارهی لحن و شیوهی بیان انواع جمله، گفت و گو کنید.
پاسخ:
برای خواندن جملات، توجه به نوع جمله بسیار مهم است و باید لحنی متناسب با آن انتخاب شود. به عنوان مثال، زمانی که میخواهیم یک جمله پرسشی را بیان کنیم، باید لحن بیان ما پرسشی باشد. این لحن با زمانی که قصد داریم یک جمله خبری بگوییم، متفاوت است و نیاز به دقت و توجه خاصی دارد.
جواب فعالیت نوشتاری صفحه ۲۲ فارسی هفتم
۱- کلمهها و ترکیبهای مهم املایی درس را بنویسید.
پاسخ:
خستگی ناپذیر – طبیعت – غرق – معرفت – زلال – عظمت – غرقه شکوه – اعجاز – کشتزار – سرسبز – صحرا – نشاط – ساقه – حق شناس – نهال – وداع – معصوم – تلخیص – چشمهی معرفت – نوجوانان امیدوار ذرتها – کلاس شگفت آفرینش – روح مذاب – جوی مزرعه – کودکان پر نشاط گل بوته
۲- برای هر کلمه، یک هم خانواده بنویسید.
پاسخ:
اعجاز ← عجز، معجزه
غرق ← غریق، اغراق
نقطه ← نقاط
معصوم ← عصمت
۳- در متن زیر چند غلط املایی وجود دارد؛ آنها را پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید.
پاسخ:
کودکان پر نشاط گل بوتهها و نوجوانان امیدوار زرّتها در گوش نسیم عامین میگفتند و من با قرور و مهربانی و خشنودی، باغ و سحرا را تماشا میکردم.
پاسخ:
زرتها: ذرّتها
عامین: آمین
قرور: غرور
سحرا: صحراگ
جواب درک و دریافت صفحه ۲۹ فارسی هفتم
۱- به نظر شما کدام یک از شخصیتهای داستان، اهمّیت بیشتری دارد، چرا؟
پاسخ:
به نظر من آزاد مهمترین شخصیت داستان بود چون به کژال کمک کرد و دختر نوزادش روناک را از دست گرگ نجات داد و خودش زخمی شد.
۲- اگر شما به جای نویسنده بودید، داستان را چگونه تمام میکردید؟
پاسخ: من اگر جای نویسنده این داستان بودم داستان را به خوبی و خوشی تمام میکردم.
معنی صفحه ۱۸ فارسی هفتم
بند ۱ صفحه ۱۸ 👇
در یکی از سالهای نوجوانی که کنجکاوی خستگیناپذیری داشتم، برای فراگرفتن و فهمیدن و به ویژه برای کشف کردن، سری به طبیعت روستا زدم.
مفهوم: در یکی از سال که نوجوان بودم کنجکاوی بیش از حد و سیر نشدنی داشتم، برای آموختن و فهمیدن و به خصوص برای دریافتن، نگاهی به طبیعت روستایمان انداختم.
واژههای مهم:
کنجکاوی: پرسشگری
کشف کردن: پیدا کردن
آرایه ادبی:
( نوجوانی، کنجکاوی، خستگی ناپذیری ) و ( فراگرفتن، فهمیدن، کشف کردن ) مراعات نظیر دارند.
سر زدن : کنایه از دیدار و بازدید
بند ۲ صفحه ۱۸ 👇
با نگاههای کنجکاوانه و تشنه، به درس بزرگ طبیعت مینگریستم، گوش میدادم، چشم میدادم، دل میدادم و روحم چنان غرق فهمیدن بود که از هیجان میلرزید.
مفهوم: با نگاههای جستجوگر و مشتاق، به طبیعت که چون درس بزرگی میباشد، نگاه میکردم. با دقّت زیاد گوش میدادم؛ نگاه میکردم؛ علاقه نشان میدادم و روحم چنان غرق فهمیدن و درک کردن بود که از شدت هیجان میلرزید.
آرایه ادبی:
نگاههای کنجکاوانه: دقیق
نگاههای تشنه: تشخیص
درس بزرگ طبیعت: تشبیه
گوش، چشم، دل، روح: مراعات نظیر یا تناسب
گوش و چشم دادن: بادقت گوش دادن و با دقت نگاه کردن
دل دادن: عاشق شدن و کنایه از با تمام وجود توجه کردن
روحم چنان غرق فهمیدن بود: روح و جانم لبریز درک کردن بود.
روحم از هیجان میلرزید: تشخیص
احساس میکردم هم اکنون چشمههای معرفت از درون من سر باز خواهند کرد و آبهای زلال و سرد و گوارای فهم و دانایی در من خواهد جوشید.
مفهوم: احساس میکردم همین الآن معرفت و علم (دانایی) مانند چشمه از درونم بیرون
خواهد ریخت؛ (جاری خواهد شد) و فهم و دانایی مانند آبهای صاف و سرد و گوارا در من خواهد جوشید. (تمام وجودم از معرفت و شناخت خدا لبریز خواهد شد)
آرایه ادبی:
چشمههای معرفت از درون من سر باز خواهند کرد: تمام وجود پر از معرفت و شناخت خدا خواهد شد.
آبهای زلال و .. فهم و دانایی: تشبیه
آب، سرد، زلال، گوارا: مراعات نظیر
کلاس شگفت آفرینش: تشبیه
عظمت و جلال: ترادف
چشمههای معرفت: تشبیه
سر باز کردن: جاری شدن
امّا یقین دارم که در کلاس شگفت آفرینش و زیبایی طبیعت، عظمت و جلال و جاذبهٔ خالق را با همهٔ وجودم لمس میکردم.
مفهوم:
بدون شک باور دارم که در معجزه آفرینش و زیبایی طبیعت که همانند کلاس درس میباشد، درسِ بزرگی، شکوه و کشش آفریننده آن را با تمام وجود لمس میکردم.
بند ۳ صفحه ۱۸ 👇
غرقهٔ شکوه و اعجاز زیبایی خلقت بودم
مفهوم: در شکوه، عظمت و معجزه زیبایی آفرینش غرق شده بودم. ( محو تماشای خلقت )
آرایه ادبی:
غرقه: محو، مبهوت
نوازش… آب، جوشش چشمهها!
مفهوم: آب بود که به پاهایم رسیده بود و پاهایم را نوازش می داد.
آرایه ادبی:
نوازش لطیف آب: تشخیص
آب، جوشش، چشمه، لطیف، خنکی: تناسب
آب، این روح مُذاب امید و زندگی، تازه نفس، جوان، زلال و نیرومند با گامهای استوار و امیدوار شتابان میرفت تا خود را به دهان خشک زمین و صدها کشتزار سوخته و نگاههای پژمردهٔ هزاران درخت تشنه برساند و در رگهای خشکیدهٔ جویهای مزرعه و کوچهباغهای مرده، جاری گردد.
مفهوم:
آب، که مانند روحِ ذوب شده امید و زندگی میباشد، شاداب، جوان، صاف و نیرومند با قدمهای محکم و امیدوار با شتاب و عجله میرفت تا خود را به زمینهایی که مانند دهان خشک هستند و صدها مزرعه و نگاههای افسرده هزاران درخت تشنه برساند و در جوی و نهر خشک شده مزرعه و کوچه باغهای بیجان، جاری گردد.
آرایه ادبی:
روح مذاب: اشاره به جاری و روان بودن آب که مانند روح، صفت زندگی بخشی دارد.
تشبیه: آب به روح
آب میرفت: تشخیص
دهان خشک زمین: تشخیص
نگاههای پژمردهی درختان: تشخیص
درخت تشنه: تشخیص
رگهای خشکیده جویهای مزرعه: تشبیه
کوچه باغهای مرده: تشخیص
معنی صفحه ۲۰ فارسی هفتم
بند ۱ صفحه ۲۰👇
🔹 سال دیگر که به روستا برگشتم، بر روی سبزهها و کشتههای سیراب، درختان سرسبز باغ و صحرا را دیدم که شاخهٔ دستهای خویش را به آسمان بر افراشته بودند و دعا میکردند و کودکان پرنشاطِ گل بوتهها و نوجوانان امیدوار ذرّتها در گوش نسیم، آمین میگفتند.
مفهوم:
سال بعد که به روستایمان برگشتم، روی سبزهها باغچههای پر آب، درختان سرسبز و زیبای باغ و دشت را نگاه کردم که شاخههای خود را مانند دست به سوی آسمان بالا برده بودند و دعا میکردند و جوانههای تازه و شاداب بوتههای گل و ذرّتهای نورَس و تازه رسیده در گوش نسیم، آمین میگفتند.
آرایه ادبی:
سبزهها و کشتههای سیراب: تشخیص
شاخهی دست: اضافه تشبیهی
دعا میکردند: تشخیص
اشاره به بیت مولوی:
این درختانند همچون خاکیان *** دستها بر کردهاند از خاکدان / با زبان سبز و …
گوش نسیم: تشخیص
آمین: درخواست اجابت دعا
آمین میگفتند: تشخیص
و من با غرور و مهربانی و خشنودی، باغ و صحرا را تماشا میکردم و در درختها و بوتهها مینگریستم.
مفهوم: و من با خود نمایی و مهربانی و خرسندی، باغ و دشت را مشاهده کردم و به درختها و بوته نگاه میکردم.
آرایه ادبی:
باغ و صحرا و درخت و بوته : تناسب
گویی با هریک از آنان آشنایی دیرینه دارم و با همهٔ ساقههای سرسبز، رفیق و خویشاوندم.
مفهوم: انگار هر کدام را از دیر وقت میشناختم و با تمامی شاخههای سرسبز و زیبا دوست هستم.
آرایه ادبی:
رفاقت و خویشاوندی با ساقهها: تشخیص
این نخستین باری بود که در برابر این همه عظمت و بزرگی و در میان این همه آفرینش خداوند، خود را که هنوز نوجوان بودم، بزرگ حس میکردم.
مفهوم: این اولین دفعهای بود که در برابر این همه شکوه و بزرگی و در برابر این همه نعمتهای خداوند، خود را که هنوز نوجوان بودم، احساس میکردم بزرگ شدهام.
آرایه ادبی:
عظمت و بزرگی: مترادف
بند ۲ صفحه ۲۰👇
از صحرا باز میگشتم و نسیم، مانند مادری مهربان و آدابدان که به کودکان خویش، حقشناسی و ادب میآموزد،
مفهوم:
از دشت بر میگشتم و نسیم که مانند مادری مهربان و مؤدب به کودکان خود درس حق شناسی و ادب میآموزد،
آرایه ادبی:
نسیم مانند مادری مهربان: تشبیه
ادب میآموزد: تشخیص
کودکان: استعاره از گیاهان
سرهای نهالهای جوان و بوتههای نوزاد خویش را به نشانهٔ احترام و وداع با من خم کرده بود
مفهوم: سر شاخههای درختان جوان و بوته های تازه روییده خود را به نشانه احترام و خداحافظی با من خم کرده بود
آرایه ادبی:
کودک، جوان، نوزاد: تناسب
تشبیه: نهالها به نوجوان و بوتهها به نوزاد
احترام و وداع نهالها: تشخیص
خم شدن سر بوتهها برای وداع: تشخیص
و من در آخرین نقطهٔ دید که اندک اندک صحرا از نظرم ناپدید میشد، بار دیگر سرم را برگرداندم و با تکان دادن دستهایم به احساسات خاموش امّا سرشار از پاکی و صفای این طبیعت و سبزههای معصوم پاسخ میگفتم و به خالق آنها میاندیشیدم و این بیت «سعدی» را زمزمه میکردم:
مفهوم:
و من در دورترین نقطه که کم کم دشت به چشمم نمیآمد، دوباره سر خود را برگرداندم و با حرکت دادن دستانم به عواطف خاموش اما لبریز از پاک بودن و روشنی این طبیعت و سبزههای بیگناه جواب میدادم و به آفرینندهی آنها فکر میکردم و این بیت سعدی را با خودم میخواندم:
آرایه ادبی:
سبزههای معصوم : تشخیص
تشبیه: برگ سبز درختان به کتابی برای خداشناسی
معنی شعر صفحه ۲۰👇
«برگ درختان سبز، در نظر هوشیار / هر ورقش دفتری است، معرفت کردگار»
معنی: در نظر افراد باهوش و خردمند، هر برگ درخت مانند دفتری برای شناخت خداوند میباشد.
آرایه ادبی:
برگ درختان، نظر هوشیار، ورقش: ترکیب اضافی
درختان سبز: ترکیب وصفی
پیام درس: در این درس به پدیدههای طبیعت اشاره شده است که بیانگر قدرت و عظمت خداوند هستند. تمام این پدیدهها همانند انسانها مشغول راز و نیاز با خداوند هستند و خدا را به بزرگی و یکتایی میستایند.
معنی کلمات درس دوم فارسی هفتم
| آداب دان: آگاه به راه و رسم زندگی، مؤدّب، با ادب | گوارا : لذیذ، خوش مزه، خوشایند |
| آمین : کلمهای که پس از دعا گویند، بپذیر، اجابت کن، برآور | مذاب : ذوب شده، آب شده، گداخته |
| استوار : محکم، پایدار، سخت | معرفت : شناخت، علم، دانش، شناسایی |
| اعجاز : کار دشوار و عجیب و شگفت انجام دادن، معجزه | معصوم : پاک و بیگناه |
| برافراشته : بالا برده، بلند کرده | نهال : درخت جوان نو رسته، تازه کاشته شده |
| تازه نفس : آماده و شاداب | وداع : خداحافظی، بدرود |
| جاذبه : کشش، نیرویی که اجسام را به طرف خود میکشد | یقین : بدون شک، بی گمان |
| جلال : بزرگی، عظمت، شکوه | معنی کلمات روان خوانی کژال : |
| خویشاوند : قوم و خویش، فامیل | تقلّا : کوشش و تلاش کردن |
| دیرینه : کهنه، قدیمی | جهید : جَست زد |
| رفیق : دوست، یار، همنشین، همدم | خیش : وسیله ای برای شخم زدن، گاوآهن |
| زلال : صاف و گوارا، پاک و روان | دایه : شیر دهنده، مادر |
| زمزمه : نغمه، خواندن آرام و زیر لب | رولَه : فرزند (به زبان کردی) |
| سیراب : پر آب، سیر شده از آب، طراوت و آبداری | زار زدن : گریه کردن از روی ناتوانی و درماندگی |
| عظمت : بزرگی، بزرگواری | زُل زدن : خیره شدن |
| غرقه : در آب فرو رفته، غرق شده | قُنداقه : پارچه ای که نوزاد را در آن میپیچند |
| غرور : به خود بالیدن، احساس سربلندی داشتن | گالش : کفش لاستیکی |
| کشتزار : مزرعه، زمین زراعت شده | مجال : فرصت |
| کِشته : کاشته شده، زراعت شده | معطّل : بیکار، منتظر، بلا تکلیف |
| کنجکاوی : جست و جو، کاوش، یافتن چیزی | مویه : گریه، ناله، شیون و زاری |
| گام : قدم، فاصله میان دو پا | هراسان : ترسان |
| – | هق هق : صدای بریده بریده گریه شدید |
کلمات هم خانواده درس دوم فارسی هفتم
فهمیدن= مفهوم، فهیم، تفاهم، تفهیم
غرق= غریق، غرقاب
هیجان= مهیج، تهیج
معرف= عرفان، عارف، تعریف
کشف= کاشف، مکشوف، اکتشاف، مکتشف، مکاشفه
طبیعت= طبع، مطبوع
روح= روحیه، روحانی
عظمت= عَظیم، اَعظم، عُظما، تعظیم، مُعظم
جلال= جلالت، جلیل، اَجل، جل، تجلیل، مجلل
لمس= لالمسه، ملموس، التماس، مُلتمس
اعجاز= عجز، عاجز، عجوز، عجوزه، معجزه
لطیف= لطف، لطفاً، لطیفه، لطافت، ملاطفت
مذاب= ذوب
مزرعه= زرع، زراعت، مرزع، زارع
دعا= دعوت، داعی، داعیه، دعوا، دعوی، ادعا، مدعی، تداعی
ادب= ادیب، تاٌدیب، مودب
نقطعه= منقوط
نظر= نظریه، نظیر، ناظر، نظاره، منظر ، تناظر، انتظار، مناظره
کلمات مخالف و متضاد درس دوم فارسی هفتم
خشنودی ≠ نارضایتی
دیرینه ≠ جدید، نو
زل ≠ کدر
گوارا ≠ ناگوار
وداع ≠ سلام
ریز ≠ درشت
عقب ≠ جلو
عمیق ≠ کم عمق، سطحی
کلمات مهم و املایی درس دوم فارسی هفتم
کنجکاوی، خستگی ناپذیری، طبیعت، کنجکاوانه، مینگریستم، روحم، هیجان، احساس، آبهای زلال، سرد و گوارای، فهم و دانایی، لحظهها، آفرینش الهی، زیبایی طبیعت، عظمت و جلال، جاذبه، خالق، لمس، غرقه شکوه، اعجاز، خلقت، نوازش لطیف، پاهای برهنهام، جوشش چشمهها، روح مذاب، تازهنفس، زلال و نیرومند، گامهای استوار، امیدوار و شتابان، دهان خشک زمین، صدها کشتزار سوخته، نگاههای پژمرده هزاران درخت تشنه، رگهای خشکیده جوهای مزرعه، سبزهها و کشتههای سیراب، باغ و صحرا، شاخه دستهای خویش، برافراشته، دعا، پر نشاط، گلبوتهها، امیدوار ذرّتها، گوش نسیم، آمین، غرور و مهربانی، خشنودی، درختها و بوتهها، مینگریستم، دیرینه، خویشاوندم، عظمت، هنوز، حس، نسیم، کودکان خویش، به نشانه احترام و وداع، آخرین نقطه دید، از نظرم ناپدید میشد، تکان دادن، احساسات، امّا، پاکی وصفای این طبیعت، سبزههای معصوم، میاندیشیدم، زمزمه، هوشیار
سخن پایانی
اگر سوالی درباره جواب درس ۲ فارسی پایه هفتم متوسطه با موضوع درس««چشمههای معرفت»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی میکنند.
✅ جواب درس اول فارسی هفتم
✅ جواب درس سوم فارسی هفتم
📝 نمونه سوالات پایه هفتم متوسطه اول
توجه: دانشآموزان عزیز شما میتوانید برای دسترسی آسانتر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.
نظرات کاربران