جواب درس هفتم فارسی هشتم

در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۷ فارسی هشتم متوسطه اول با موضوع درس‌ «آداب نیکان»‌ قرار گرفته‌ است که شامل جواب خود‌ارزیابی،گفت و گو و فعالیت نوشتاری و معنی کلمات می‌باشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات فارسی هشتم همراه باشید.

جواب خود ارزیابی صفحه ۵۵ فارسی هشتم

۱- سه درس که بهلول به جنید آموخت، چه بود؟

پاسخ:

۱- اهمیت حلال بودن غذا.
۲- اهمیت پاکی دل و نیت در سخن گفتن
۳- پاک بودن قلب در هنگام خواب از کینه و حسد


۲- در زندگی امروزی، چه آسیب‌هایی انسان را تهدید می‌کند؟ 

پاسخ: استفاده از فناوری‌های پیشرفته هر چند که ما را کمک می‌کند، اما اگر از آنها درست استفاده نشود همان قدر که کمک می‌کند ما را تهدیده هم می‌کند. استفاده نا به جا و نسنجیده از امکاناتی که فراهم آمده است. شکستن شکوه و حرمت انسانی و کم رنگ شدن آداب و اخلاق، رهاورد تمدن ماشینی و علم زده غرب است.


۳- به نظر شما بهترین زمان سخن گفتن و بهترین زمان سکوت و خاموشی، چه هنگامی است؟

پاسخ: بهترین زمان سخن گفتن زمانی که از شخص سوالی پرسیده شود و بهترین زمان سکوت هنگامی که دیگران سخن می‌گویند.


۴- چرا باید حریم قانون، دین و هنجارهای اخلاقی، فرهنگی و آداب جوانمردی را رعایت کنیم؟

پاسخ: چون رعایت آن به نفع ماست و وظیفه هر شهروند رعایت آنهاست. گذشته از آن اگر ما رعایت نکنیم ممکن است به آتش همان بی حرمتی خود، بسوزیم.

جواب گفت و گو صفحه ۵۶ فارسی هشتم

۱- درباره به کارگیری درست تلفن همراه و رایانه، گفت‌وگو کنید.

پاسخ: از این وسیله به موقع و به جا استفاده کنیم. در استفاده از آنها هنجارهای اجتماعی، اخلاقی، حریم خصوصی و حرمت افراد و قانون را از بین نبریم. استفاده نا به جا و نسنجیده از آنها ضربه‌ی جبران ناپذیری به جامعه و افراد وارد می‌کند.


۲- دو متن درس «آداب نیکان» را با هم مقایسه و تفاوت‌ها و شباهت‌های آنها را بیان کنید.

پاسخ:

شباهت‌ها: هر دو نثر هستند، متن هر دو قابل فهم است، هر دو در پی آموزش مفاهیمی هستند.
تفاوت‌ها: نثر اولی قدیمی‌تر است، نثر دومی امروزی‌تر، کلمات به کار رفته در نثر اول، کلماتی هستند که در زمان‌های قدیم کاربرد داشت و مربوط به مسائل آن روزها بود. اما در نثر دومی کلماتی به کار رفته است که امروزه در اجتماع از آن استفاده می‌شود. ما می‌توانیم نثر اولی را بخوانیم و بفهمیم اما یک انسانی که در آن دوره زندگی می‌کرد ممکن است نثر دومی را بتواند بخواند اما چیزی از آن نفهمد. چون کلمات آن امروزی هستند. در هر دو نثر کلمه‌های زبان بیگانه وجود دارد. در اولی کلمات عربی و در دومی کلمات انگلیسی.

جواب فعالیت‌های نوشتاری صفحه ۵۷ درس هفتم فارسی هشتم

۱- در متن درس، واژه‌هایی را بیابید که در آنها یکی از حروف «ع، غ، ض، ذ» به کار رفته باشد؛ سپس معنای هر یک را بنویسید.

پاسخ:

بغدادی: اهل شهر بغداد
عارفان: خداشناسان
عرض کردن: گفتن
طعام: غذا
بی‌موقع: بی‌وقت
حضرت: لقبی برای احترام است.
معترف شدی: اعتراف کردی
فرع: غیر اصل
رضای خدا: راضی بودن خدا
بغض: کینه، بد خواهی
ذکر: گفتن نام خدا در زیر لب
علمی: منسوب به علم
عقل: منطق، قوه تمییز انسان
استعداد: توانایی
جامعه: مجموعه‌ای که با هم زندگی می‌کنند.
اجتماعی: جمعی
عصر: دوره
اعتقاد: معتقد بودن
معیار: ملاک‌های ارزشیابی
غرب: اروپا
فضا: محل اشغال چیزی
ذهن: خاطره، فکر
متعالی: بلند مرتبه
غفلت: بی‌خبری
غوغا: داد و فریاد
فضایل: ارزش‌ها، خوبی‌ها
دعوی: ادعا کردن
دعا: خواسته


۲- در متن زیر، گروه‌های اسمی را بیابید و هسته هر یک را مشخص کنید.

پاسخ: انسان، موجودی (هسته) اجتماعی (وابسته) است و جامعه، هنجار(هسته) های فرهنگی (وابسته)، سنّت (هسته) های اعتقادی (وابسته) و ارزش (هسته) های خاصی (وابسته) دارد.


۳- برای خواندن درست و مناسب متن «آداب نیکان» چه لحنی را باید برگزید؟

پاسخ: برای متن اول لحن گفت‌‌وگو بر اساس شخصیت‌های هر گروه که همان لحن داستانی است، مناسب است و برای متن دوم لحن گزارشی مناسب‌تر است.

معنی کلمات درس هفتم فارسی هشتم

عارف: دانا، آگاهارشاد: راهنمایی
به قدر: به اندازهدعوی: ادعا کردن
مریدان: ارادتمندان، شاگردانعرض کرد: گفت، بیان کرد
مستمعان: شنوندگانبغض: گرفتگی گلو
از پی: به دنبالباری: آگاه باش
از بهر: به خاطردستاورد: نتیجه
مرا با او کار است: من با او کار دارممرشد: راهنما
معترف: اعتراف کردن، به زبان آوردنطعام: غذا

معنی اداب نیکان فارسی هشتم صفحه ۵۱

🔹 آورده‌اند که شیخ جُنید بغدادی، از عارفان قرن سوم هجری، از شهر بیرون رفت و مریدان از پی او می‌رفتند. شیخ از احوال بهلول پرسید. مریدان گفتند: «او مرد دیوانه‌ای است و تو را با او چه‌کار؟» گفت: «او را طلب کنید که مرا با او کار است». او را در صحرایی یافتند و شیخ را پیش او بردند. شیخ سلام کرد، بهلول جواب سلام او را داد. فرمود: «تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟» عرض کرد: «آری». بهلول فرمود: «باری، طعام خوردن خود را می‌دانی؟» عرض کرد «اوّل «بسم الله» می‌گویم، از پیش خود می‌خورم. لقمه کوچک برمی‌دارم». بهلول برخاست و فرمود: «تو می‌خواهی مرشد خلق باشی، در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی؟» و به راه خود رفت. پس مریدان شیخ را گفتند: «یا شیخ، این مرد دیوانه است».

واژه‌های مهم:
آورده‌اند:
 نقل کرده‌اند، حکایت کرده‌اند
مریدان: شاگردان، پیروان
از پی او می‌رفتند: پشت سر او می‌رفتند، به دنبال او می‌رفتند.
طلب: جستجو
ارشاد: راهنمایی، به راه راست هدایت کردن
طعام: غذا
عرض کرد: گفت
مرشد: هدایت کننده، راهنما
خلق: مردم

دانش زبانی:
تو را با او چه کار:
 «را» به معنای حرف اضافه است.
تویی: یعنی تو هستی (ی) نشانه فعل اسنادی است.
آری، باری، یا شیخ: شبه جمله و هرکدام یک جمله کامل محسوب می‌شوند. شیخ را گفتد: را به معنای حرف اضافه «به» و شیخ نقش متمم دارد.

معنا عبارت‌های مهم:
مریدان از پی او میرفتند: یعنی شاگردان به دنبال او می‌رفتد.
او را طلب کنید که مرا با او کار است: یعنی او را بخواهید و پیدا کنید که من با او کار دارم.
از پیش خود می‌خورم: یعنی از سمت و طرف خودم (آنچه جلوی دستم است) می‌خورم.


🔹 شیخ در پی او روان شد و گفت: «مرا با او کار است». چون بهلول به ویرانه‌ای رسید، بازنشست. جنید به او رسید. بهلول پرسید: «آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟» عرض کرد: «آری، به قدر می‌گویم و بی‌موقع و بی‌حساب نمی‌گویم. به قدر فهم مستمعان می‌گویم و …». بهلول گفت: «چه جای طعام خوردن که سخن گفتن هم نمی‌دانی!»؛ پس برخاست و برفت.

واژه‌های مهم:
ویرانه:
 خرابه
به قدر: به اندازه
مستمعان: شنوندگان، گوش دهندگان

آرایه‌های ادبی:
شیخ در بی او روان شد:
 کنایه از به دنبال او رفتند.

دانش زبانی:
اری:
 شبه جمله و در شمارش تعداد جملات یک جمله کامل به حساب میاید.

معنا عبارت‌های مهم:
به قدر می‌گویم و بی‌موقع و بی حساب نمی‌گویم، به قدر فهم مستمعان می‌گویم: یعنی بله، به اندازه سخن می‌گویم و نابجا و نسنجیده صحبت نمی‌کنم و به اندازه درک و فهم شنوندگان سخن می‌گویم.
چه جای طعام خوردن که سخن گفتن هم نمی‌دانی: یعنی غذا خوردن که بلد نیستی هیچ، سخن گفتن هم بلد نیستی.

معنی اداب نیکان فارسی هشتم صفحه ۵۲

🔹 جنید باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت: «تو از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی! باری، آداب خوابیدن خود را می‌دانی‌‌؟» عرض کرد: «آری می‌دانم»، پس آنچه آداب خوابیدن بود که از حضرت رسول (ص) رسیده بود، بیان کرد. بهلول گفت: «فهمیدم که آداب خوابیدن هم نمی‌دانی». خواست برخیزد. جنید دامنش بگرفت و گفت: «من نمی‌دانم، تو از بهر خدا، مرا بیاموز». بهلول گفت: «تو دعوی دانایی می‌کردی، اکنون که به نادانی خود معترف شدی، تو را بیاموزم. بدان که اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن، آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از این‌گونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود. در سخن گفتن نیز باید اوّل، دل، پاک باشد و نیّت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدا باشد وگرنه سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد و در آداب خواب، اصل این است که در دل تو بُغض و کینه و حسد مسلمانان نباشد و در ذکر حق باشی تا به خواب روی». جنید دست بهلول را بوسید و او را دعا کرد.

واژه‌های مهم:
باری:
 به هر حال
آداب: شیوه ها و روش ها
از بهر خدا: به خاطر خدا
دعوی: ادعا
معترف شدی: اقرار کردی، اعتراف کردی
فرع: غیر اصل و غیر ضروری
نیت: قصد و انگیزه
بغض: در لغت یعنی گرفتگی گلو، اما در اصطلاح یعنی حسد و کینه داشتن
ذکر: یادآوری نام خدا

آرایه‌های ادبی:
فرع و اصل:
 تضاد
حلال، حرام: تضاد
سبب تاریکی دل شود: کنایه از گمراهی
بغض، حسد و کینه: مراعات نظیر

دانش زبانی:
باری و اری:
 شبه جمله و هرکدام یک جمله کامل محسوب می‌شوند تو را بیاموزم: را به معنای حرف اضافه (به) است و کلمه تو نقش متمم دارد.
جنید دامنش بگرفت: نقش (ش) در دامنش مضاف الیه است که همراه با »دامن« مضاف آمده است.
سکوت و خاموشی: مترادف هستند.
بهتر و نیکوتر: صفت تفضیلی یا برتر
در ذکر حق باشی تابه خواب روی: روی در اصل به معنای بروی می‌باشد که مضارع التزامی است.

معنا عبارت‌های مهم:
جنید دامنش بگرفت:
 یعنی جنید از او درخواست کمک کرد.

معنی کلمات درس اخلاق رایانه ای فارسی هشتم

زیست: زندگی کردنچیرگی: تسلط
سنت: راه، روشحصار: دیوار
چرتکه: وسیله شمارش اعداد (نوعی ماشین حساب)هنجار: روش، رفتار
حریم: قلمرو، محدودهرهاورد: هدیه، سوغات
چاپار: نامه رسانمظاهر: نشانه‌ها
معیار: اندازهجمال: زیبایی
اسطرلاب: ابزار تعیین ستارگانمتعالی: بلند مرتبه
حرمت: احترامغفلت: بی‌خبری
عصر: دوره، زمانبی‌هیاهو: بی سر و صدا
پاس داشتن: مراقبت کردنفضایل: خوبی‌ها

معنی اخلاق رایانه ای فارسی هشتم صفحه ۵۳

🔹 علم و دانش و دستاوردهای جدید علمی، پیوسته چهره جهان و چگونگی زیست انسان را دگرگون می‌سازد. بشر به کمک عقل و استعداد خدادادی خویش، تلاش می‌کند تا ابزاری پدید آورد که رنج زندگی را کم کند و بر آسایش آن بیفزاید.

واژه‌های مهم:
دستاورد:
 نتیجه
پیوسته: همیشه
استعداد: توانایی درونی
خدادادی: چیزی که از جانب خدا به کسی رسیده باشد.

آرایه‌های ادبی:
چهره جهان:
 تشخیص
رنج و آسایش: تضاد
کم کند و بیفزاید: تضاد

دانش زبانی:
چگونگی زیست انسان را دگرگون سازد:
 زیست در معنای مصدر (=زیستن) و زندگی است.


🔹 روزگاری چرتکه، چاپار، پیک، پرنده نامه رسان و اُسطُرلاب در جامعه و محیط زندگی اجتماعی نقش داشته‌اند. امروزه این ابزارها، کارایی ندارند. اکنون عصر چیرگی ماشین و رایانه و به طور کل، روزگار تسلّط دستاوردهای علمی و فنّاوری بر تار و پود زندگی بشر است.
انسان، موجودی اجتماعی است و هر جامعه‌ای در سرزمین ویژه‌ای، دین، زبان، اخلاق، آداب و هنجارهای فرهنگی و سنّت‌های اعتقادی، باورها و ارزش‌های خاصّی دارد. افراد جامعه در برخوردها و داد و ستدها پایبند به آن اعتقادات و هنجارهای اخلاقی و آداب اجتماعی هستند.

واژه‌های مهم:
چرتکه:
 وسیله‌ای که در روزگار گذشته برای شمارش اعداد از آن استفاده می‌کردند.
چاپار: پیک، قاصد، نامه‌بر
اجتماعی: جمعی
فناوری: تکنولوژی
اسطرلاب: ابزاری که دانشمندان علم ستاره‌شناسی در روزگار قدیم برای تعیین وضعیت ستارگان از آن استفاده می‌کردند.
عصر: دوره
چیرگی: غلبه، پیروزی
رایانه: کامپیوتر
هنجار: روش، رفتار، قاعده، معیار
پایبند: مقید و موظف بودن

آرایه‌های ادبی:
چرتکه، چاپار، پیک، پرنده نامه‌رسان و اسطرلاب:
 مراعات نظیر
دین، زبان، اخلاق، آداب و هنجارهای فرهنگی، سنت های اعتقادی، باورها و ارزش‌ها: مراعات نظیر
داد و ستد: تضاد
تار و پود زندگی: ترکیبی اضافی است که در آن زندگی به یک فرش تشبیه شده که تار و پود را از آن قرض گرفته است و منظور از تار و پود زندگی، کل ابعاد زندگی است.


🔹 خانواده، کوچک‌ترین بخش اجتماع است و برای خود، هنجار و حریم و قانون و آدابی دارد. اهل هر خانواده، متناسب با آن آداب و معیارهای اخلاقی، تربیت می‌شوند و حریم و حُرمت یکدیگر و اجتماع را پاس می‌دارند. هر کس به آسانی نمی‌تواند حصار خانواده را فرو بریزد و وارد فضای پاک و امن آن بشود.

واژه‌های مهم:
حریم:
 محدوده
متناسب: هماهنگ
معیار: واحد سنجش خوبی‌ها و بدی‌ها
پاس می‌دارند: رعایت می‌کنند، نگهبانی می‌کنند.
حصار: محدوده، حریم
فضا: محل اشغال چیزی

آرایه‌های ادبی:
فرو بریزد:
 کنایه از خراب کردن
پاک و امن: مراعات نظیر هنجار، حریم، قانون و آداب: مراعات نظیر دارند.

دانش زبانی:
کوچکترین:
 صفت عالی
حریم و حرمت: هم خانواده


🔹 یکی از آسیب‌های جدّی جامعه ماشینی و آراسته به علم و فن، استفاده نابجا و نسنجیده از امکاناتی است که فراهم آمده است. گویی هر یک، ابزاری شده‌اند تا ما را از هویّت اصلی خویش، دور سازند. شکستن شکوه و حرمت انسانی و کم‌رنگ شدن آداب و رسوم اخلاق‌ها، رهاورد تمدّن ماشینی و علم زده غرب است.

واژه‌های مهم:
 آسیب: صدمه
آراسته: تزیین شده
نسنجیده: حساب نشده
ابزار: وسیله
هویت: شخصیت، ذات، کیستی
شکوه: عظمت
حرمت: حریم
رهاورد: ارمغان، هدیه و مخفف «راهآورد».

آرایه‌های ادبی:
کمرنگ شدن آداب و اخلاق:
 کنایه از بی‌احترام و بی‌ارزش شدن و از دست رفتن جلوه چیزی.


🔹 رایانه، اینترنت، تلفن همراه و دیگر تولیدات علمی، از مظاهر آفرینش‌گری انسان، این بنده ضعیف خداوند است. اینترنت، پنجره‌ای است رو به جهان بیرون، پنجره‌ای باز به هر سمت و سو، که ممکن است منظره‌ای سرسبز و روح‌انگیز از جلوه جمال پروردگار را نشان دهد یا فضایی طوفان‌خیز و پر گِل و لای را پیش چشم آورد و بوی ناخوش آن، فضای ذهن شما را فرا بگیرد.

واژه‌های مهم:
رایانه:
 کامپیوتر
مظاهر: نشانه‌ها، جمع کلمه مظهر
آفرینشگری: ایجاد کردن
جلوه جمال پروردگار: از نشانه‌های زیبایی خداوند
روح انگیز: فرح‌بخش، شادیآور
فرا بگیرد: در بر بگیرد.

آرایه‌های ادبی:
رایانه، اینترنت، تلفن همراه:
 مراعات نظیر
اینترنت پنجره‌ای است رو به جهان بیرون، پنجرهای است باز به هر سمت و سو: تشبیه دارد اینترنت: مشبه، پنجره: مشبه به، باز به هر سمت وسو: وجه شبه، ادات تشبیه ان حذف شده است.
فضایی طوفان خیز: منظور صفحاتی از اینترنت است که تصاویر نابهنجار دارند و پر از زشتی‌ها و بدی‌ها هستند.

معنی اخلاق رایانه ای فارسی هشتم صفحه ۵۴

🔹 علم و فن و همه آنچه از رهاورد دانش بشری، پدید می‌آیند، زمانی مفیدند که در راه خدمت به پیشرفت خلق خدا به کار گرفته شوند و انسان را در مسیر کمال و رسیدن به اخلاق متعالی، کمک کنند، وگرنه ابزاری برای به پوچی و نابودی کشاندن بشر به شمار می‌آیند و سبب غفلت و اسارت انسان می‌شوند.

واژه‌های مهم:
فن:
 حرفه
رهاورد: ارمغان، سوغات
کمال: راه رسیدن به پیشرفت
متعالی: بلند مرتبگی
غفلت: بیخبری، ناآگاهی، گمراهی
اسارت: اسیر بودن، گرفتاری، بندگی

دانش زبانی:
پوچی و نابودی:
 مترادف هستند.
زمانی مفیدند: مفید نقش مسند دارد یعنی مفید هستند.


🔹 امروزه که دشمنان این ملّت، از راه این ابزارها، جنگ نرم را بی‌هیاهو آغاز کرده‌اند تا غوغایی بیافرینند، اگر کاربران اینترنت و فنّاوری جدید به اخلاق علمی و فضایل انسانی، آراسته نشوند و حریم قانون و دین و هنجارهای اخلاقی، فرهنگی و آداب جوانمردی را رعایت نکنند، این ابزارها همچون بمب ویرانگری خواهند شد در هر خانواده؛ بنابراین، اخلاق رایانه‌ای یا فنّاوری، بیانگر پایبندی ما به اخلاق فردی و ارزش‌های اجتماعی و رعایت حقوق دیگران است.

واژه‌های مهم:
جنگ نرم:
 جنگی که در آن از ابزار جنگی استفاده نمی‌شود.
بی‌هیاهو: بدون سر و صدا
غوغا: آشوب و سر و صدا
کاربران: استفاده کنندگان
فضایل: جمع فضیلت، برتری‌های اخلاقی
آراسته: زینت داده شده
هنجار: روش، رفتار
اخلاق رایانه‌ای: درست استفاده کردن از فناوری و رایانه
پایبندی: مقید و موظف بودن
حقوق: جمع حق

آرایه‌های ادبی:
بی هیاهو و غوغا:
 تضاد
این ابزارها همچون بمب ویرانگری خواهند شد: تشبیه دارد ابزارها: مشبه، همچون: آدات تشبیه، بمب: مشبه به، ویرانگری: وجه شبه

تاریخ ادبیات درس هفتم فارسی هشتم

محمّدحبله رودی

محمّدحبله رودی: قرن (۱۱) از نویسندگان بزرگ قرن یازدهم هجری است و اثر معروف او «جامع التمثیل» نام دارد.

معنی حکایت خودشناسی فارسی هشتم

وقتی جولاهه‌ای به وزارت رسیده بود.
معنی: وقتی بافنده ای به مقام وزیری رسیده بود.

هر روز بامداد برخاستی و کلید برداشتی و در خانه باز کردی و تنها در آنجا شدی و ساعتی در آنجا بودی.
معنی: 
هر روز صبح زود از خواب برمی خواست و کلید را برمی داشت و د خانه را باز می‌کرد و تنها ساعتی را در انجا می‌ماند،

پس برون آمدی و به نزدیک امیر رفتی. امیر را خبر دادند که او چه می‌کند. امیر را خاطر به آن شد تا در آن خانه چیست؟
معنی: 
بعد بیرون می‌آمد و نزد امیر(پادشاه) می‌رفت. شخصی به پادشاه خبر داد که وزیر این کار را انجام می‌دهد. برای امیر سوال پیش امد که چرا این کار را انجام می‌دهد و در آن خانه چیست‌؟!

روزی ناگاه از پسِ وزیر بدان خانه در شد. گودالی دید در آن خانه چنان که جولاهگان را باشد. وزیر را دید پای بدان گودال فرو کرده.
معنی: 
روزی بی‌خبر بعد از وزیر وارد خانه شد، گودالی دید که برای کار بافندگان بود، وزیری را دید که درون گودال نشسته است.

امیر او را گفت که این چیست؟ وزیر گفت یا امیر، این همه دولت که مرا هست همه از امیر است.
معنی: 
پادشاه پرسید: (این چیست و چرا این کار را انجام می‌دهی؟)وزیر گفت: (این مقامی که اکنون برای من است همه از پادشاهی چون شماست،

ما ابتدای خویش فراموش نکرده‌ایم که ما این بودیم.
معنی: ما گذشته خود را فراموش نکرده ایم که ما چه بودیم و به چه رسیدیم،

هر روز زندگی گذشته خود را به یاد می‌آورم، تا خود به غلط نیفتم.
معنی: 
گذشته خود را یاد می‌کنیم تا به راه اشتباه نرویم!

امیر انگشتری از انگشت بیرون کرد و گفت بگیر و در انگشت کن. تاکنون وزیر بودی و اکنون امیری!
معنی: 
امیر انگشترش را از انگشت بیرون آورد و گفت این انگشتر را بگیر و در انگشت فرو کن تا اکنون وزیر بودی الان پادشاهی.

پیام حکایت خود شناسی فارسی هشتم

بیانگر ویژگی انسان‌هایی است که با وجود تغییرات بسیار در زندگی مادی، گذشته خود را فراموش نمی‌کنند و هر روز آن را مرور می‌کنند تا در شرایط جدید زندگی دچار اشتباه نشوند.

سخن پایانی

اگر سوالی درباره جواب درس ۷ فارسی پایه‌ هشتم متوسطه اول با موضوع درس««آداب نیکان»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی می‌کنند.

جواب درس ششم فارسی هشتم
جواب درس هشتم فارسی هشتم
📝 نمونه سوالات پایه هشتم متوسطه‌ی اول

توجه: دانش‌آموزان عزیز شما می‌توانید برای دسترسی آسان‌تر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *