جواب درس هفتم نگارش نهم
در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۷ نگارش نهم متوسطه اول با موضوع درس «وسعت و عمق نوشته را بیشتر کنیم» قرار گرفته است که شامل جواب فعالیت های نگارشی، بررسی و داوری، درست نویسی و مثل نویسی میباشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات نگارش نهم همراه باشید.
جواب فعالیت نگارشی صفحه ۹۲ نگارش نهم
◆ نوشته زیر را بخوانید و نشان دهید کدام بخش از متن، تحت تأثیر مطالعات نویسنده، گستردگی و عمق بیشتری پیدا کرده است؟
پاسخ: در این متن نویسنده در بدنه متن از حکایت سعدی استفاده کرده است ؛ همچنین در بخش آخر نیز دو بیت شعر آورده که این کار نشانه مطالعات قبلی نویسنده بوده و موجب عمق و گستردگی بیشتر متن شده است.

جواب فعالیت نگارشی صفحه ۹۳ نگارش نهم
◆◆ موضوعی را انتخاب کنید و با بهره گیری از اطلاعات و دانش خود، به آن، گستره و عمق ببخشید.
موضوع: بهتر شدن
خوب بودن و خوب ماندن، نیاز هرروزهی بشر است. اگر در جامعهای همهی افراد تلاش کنند خوب باشند و بهتر شوند، دیگر فسادهای اخلاقی در آن جامعه مشاهده نخواهد شد و حتی هیچیک از جرایم نیز رخ نخواهد داد. قتل، دزدی، بیحرمتی و همهی جرمهایی که میشناسیم، به این دلیل اتفاق میافتند که همهی افراد برای خوب ماندن و بهتر شدن تلاش نمیکنند.
چه زیبا گفته است آندره ژید در کتاب خود:
«کارهایی هست که دیگران هم میتوانند انجام دهند؛ آنها را انجام نده. حرفهایی هست که دیگران هم میتوانند بزنند؛ آنها را بیان نکن. و چیزهایی هست که دیگران هم میتوانند بنویسند؛ آنها را ننویس! کاری را بکن که فقط تو میتوانی انجامش بدهی.»
هر کس فقط خودش میتواند خوب باشد، بهتر شود، به دیگران کمک کند و دغدغهاش بهبود وضعیت زندگی دیگر افراد جامعه باشد. تصور کنید زندگی در چنین دنیایی چقدر زیبا خواهد بود؛ نه جنگی در آن میبینیم، نه فقیری وجود دارد و نه جرمی اتفاق میافتد؛ زیرا قلب همه برای یکدیگر میتپد و آرامش و آسایش دیگران، برابر با آرامش دل ماست.
مدت زمان زیادی است که معنای انسان بودن، لابهلای زندگی آدمها گم شده است. انسان بودن و انسانیت با هم مقارن هستند، اما انسانیت از یادها رفته است.
خویشتن را خیرخواه، خیرخواهِ خلق باش
زانکه هرگز بد نباشد نفس نیکاندیش را
آدمیت، رحم بر بیچارگان آوردن است
کآدمی را تن بلرزد چون ببیند ریش را
موضوع: اهمیت کتاب خوانی در زندگی
کتابخوانی یکی از عادتهای سازندهای است که میتواند زندگی انسان را دگرگون کند. کتابها دریچهای به سوی دنیایی جدید هستند و به ما امکان میدهند تا از دانش، تجربهها و افکار دیگران بهرهمند شویم. آنها میتوانند ذهن ما را باز کنند، تخیلاتمان را گسترش دهند و به ما کمک کنند تا با چالشهای زندگی بهتر روبهرو شویم.
کتابخوانی به تقویت مهارتهای زبانی و نوشتاری کمک میکند. وقتی کتاب میخوانیم، با واژگان جدیدی آشنا میشویم و شیوهی بهکارگیری آنها در جملهها را میآموزیم. همچنین، داستانها و متنهای مختلف باعث میشوند با دقت و عمق بیشتری به موضوعات نگاه کنیم و توانایی تحلیل مسائل را در خود پرورش دهیم.
علاوه بر این، کتابخوانی نوعی سفر به گذشته، حال و آینده است. با خواندن کتابهای تاریخی میتوانیم از گذشته درس بگیریم، با مطالعهی کتابهای علمی به پیشرفتهای کنونی پی ببریم و با خواندن کتابهای تخیلی، آیندهای را تصور کنیم که ممکن است روزی به واقعیت تبدیل شود.
یکی دیگر از فواید کتابخوانی، کاهش استرس است. زمانی که به خواندن یک داستان جذاب مشغول میشویم، ذهن ما از دغدغههای روزمره فاصله میگیرد و احساس آرامش میکنیم. همچنین، این عادت به بهبود تمرکز و افزایش مدت زمان توجه کمک میکند.
در نهایت، کتابخوانی دری به سوی دنیای دانایی است. هر صفحه از یک کتاب میتواند ما را با ایدهها و مفاهیم تازهای آشنا کند و به ما کمک کند فردی بهتر و آگاهتر شویم. بنابراین، بهتر است کتابخوانی را به بخشی از زندگی روزمرهی خود تبدیل کنیم و از فواید بیشمار آن بهرهمند شویم.
موضوع: دوران کودکی
یادش به خیر کودکیام؛
شیطنتها و دلخوشیهایم،
مشق و کتاب و مدرسه،
جدول ضرب و هندسه…
این شعر گوشنواز همیشه برایم آشناست و یادآور تمام خاطرات شیرین دوران کودکی من است؛
روزهایی که انگار همین دیروز بودند…
دورانی پر از آرزوها و شیطنتهای کودکانه؛ دورانی رؤیایی…
مرور خاطرات زیبای کودکی، لبخندی بر لبانم مینشاند و اشک را از چشمانم جاری میسازد…
زمانهایی که خیلی زود دیر شدند؛ زمانهایی که تنها دلخوشیام بازی و زمزمهی اشعار کودکانه بود…
دست در دست باران و همقدم با آب…
زمانهایی که همبازی پرندگان و پروانههای رنگارنگ میشدم و همزبان گنجشکهای نشسته بر شاخههای درختان زیبای حیاط خانه…
دفتر خاطراتم را که ورق میزنم، غرق در دستخطها و جملههای شیرینی میشوم که معنای کودکیام بودند…
در صفحهای از این برگهای رنگارنگ، شعری زیبا و آشنا حواسم را پرت میکند…
همان شعر زیبای «باز باران…»
چقدر برایم خاطرهساز بود…!
احساس میکنم خیلی زود صفحههای کتاب زندگی را ورق زدم و از کودکیام عبور کردم.
یادش به خیر آن روزها…
روزهایی که هرگز بازنمیگردند، اما خاطرههایشان تا ابد در قلبم زنده خواهند ماند.
موضوع: درباره ناخن
ناخنها یکی از اجزای بدن انسان هستند که روی انگشتهای دست و پا رشد میکنند. تغذیهی اصلی آنها از طریق بدن و با کمک ویتامینها و کلسیم تأمین میشود.
همانطور که در مقدمه اشاره شد، ناخنها عضوی مهم از بدن انسان هستند که روی انگشتان قرار دارند و به ما در گرفتن و جابهجایی اشیا کمک میکنند. از آنجا که در طراحی بدن انسان، هر عضو با دقت و حکمت خاصی آفریده شده است، نبود ناخنها میتواند کار با انگشتان را دشوار یا حتی غیرممکن کند.
با این حال، برای حفظ سلامت ناخنها باید به بهداشت آنها توجه ویژهای داشته باشیم. از آنجایی که دستها و ناخنها در تماس مستقیم با محیط و مواد غذایی قرار دارند، تجمع میکروبها زیر ناخنها میتواند باعث انتقال بیماریها شود. بنابراین، کوتاه کردن مرتب ناخنها، شستن دقیق دستها پیش از غذا و رعایت نظافت شخصی بسیار ضروری است.
علاوه بر نقش کاربردی، ناخنها به زیبایی دستها نیز کمک میکنند که این موضوع خود نشانهای از دقت و ظرافت در خلقت الهی است. برای داشتن ناخنهایی سالم و زیبا، افزون بر رعایت بهداشت، باید از مواد غذایی سرشار از کلسیم، مانند شیر و دیگر لبنیات، استفاده کنیم.
ناخنها علاوه بر کمک به انجام کارهای روزمره، نقش مهمی در سلامت بدن دارند. رعایت بهداشت ناخنها بسیار ضروری است، زیرا ناخنهای آلوده میتوانند یکی از عوامل اصلی انتقال میکروبها و ویروسها باشند. پس برای حفظ سلامتی خود، باید همیشه نظافت و پاکیزگی ناخنها را جدی بگیریم.
موضوع: امتحان مدرسه
کلمههای «امتحان» و «جلسهی امتحان» همیشه برای من واژههایی استرسزا بودهاند و هنوز هم هستند. حتی وقتی درسها را کامل بلد باشم، باز هم برای امتحان استرس دارم.
شاید گاهی علت این استرس، نگرفتن نتیجهی دلخواه باشد. مثلاً پیش آمده است که با وجود آمادگی کامل برای امتحان، با دیدن سؤالها نتوانستم آنطور که باید از پس آنها برآیم، یا حتی زمانهایی بوده که همین استرس باعث شده پاسخ بعضی از سؤالها را فراموش کنم.
بعضی اوقات نیز تنبلی علت و دلیل استرس من است؛ زمانی که در خواندن درسها تنبلی میکنم و همهی درسهایی را که باید در طول هفته بخوانم، برای شب امتحان میگذارم. در این حالت، استرسی تمام وجودم را فرا میگیرد که اصلاً قابل کنترل نیست. همان موقع است که به خودم قول میدهم دفعهی بعد این کار را تکرار نکنم، اما خوب میدانید که بعضی وقتها باز هم همین اتفاق میافتد و درسهایم همگی برای شب امتحان روی هم تلنبار میشوند.
برخلاف من که جلسهی امتحان اتفاقی مهم و پراسترس محسوب میشود، برای برخی از دانشآموزان این جلسه نوعی تفریح به حساب میآید؛ زیرا آنها برای درس خواندن زحمتی به خود نمیدهند و امتحانها را با تقلبهایی که بلد هستند پشت سر میگذارند. متأسفانه گاهی نمرهی خوبی هم میگیرند، اما بعضی وقتها نیز لو میروند و معلمها پس از دیدن تقلب، آنها را از جلسهی امتحان بیرون میکنند.
اما من هیچوقت جرأت تقلب کردن نداشتهام و این کار را روش درستی برای رسیدن به نمره نمیدانم. هرچقدر هم جلسهی امتحان برایم سخت باشد، سعی میکنم بر اساس دانشی که دارم آن را پشت سر بگذارم و از روشهای نادرستی مانند تقلب استفاده نکنم.
امتحان دادن بخشی از مسیر یادگیری است و هرچند ممکن است همراه با استرس باشد، اما میتوان با برنامهریزی درست و مطالعهی منظم، این استرس را کاهش داد. هر نمرهای که به دست میآوریم، بازتابی از تلاش و توانایی واقعی ماست، نه فقط یک عدد روی برگه! پس بهتر است بهجای روشهای نادرستی مانند تقلب، به تلاش خود تکیه کنیم و با آمادگی و آرامش به استقبال امتحانها برویم.
جواب نتیجه برسی و داوری صفحه ۹۴ نگارش نهم
◆◆◆ نوشتههای خوانده شده (در تمرین ۲ ) را ، با معیارهای زیر ارزیابی کنید.

نتیجه برسی و داوری:
نوشتههای خوانده شده، با ویژگیهایی چون داشتن پیشنویس، پاکنویس (رعایت علامتها، عدم وجود غلط املایی، درستنویسی و خط خوش)، گستردگی و عمق در محتوا، ساختار منسجم با بخش آغاز، میانه و پایان، استفاده از شیوههای پرورش فکر و شیوه خوانش روان، به اثری کامل و قابل قبول تبدیل شدهاند.
جواب درست نویسی صفحه ۹۵ نگارش نهم
◆ جملههای زیر را ویرایش کنید.
پاسخ:
◆◆ او در خدمت مردم بود بلکه کمترین چشم داشتی نداشت.
او در خدمت مردم بود و کمترین چشم داشتی نداشت.
◆◆ من مدیون به تو هستم و برای جبران، سعی ام را خواهم کرد.
من مدیون تو هستم و برای جبران ، سعی ام را خواهم کرد.
جواب تصویر نویسی صفحه ۹۶ نگارش نهم
◆◆◆ درختی را با ویژگیهای زیر، تصور کنید و متنی درباره آن بنویسید.
- پا در هواست.
- ریشههایش در ابر فرو رفته.
- شاخههایش روی زمین گسترده شده است.
پاسخ:
این درخت، شبیه هیچکدام از درختانی نیست که در کتابها دیدهایم. وقتی به آن نگاه میکنی، نخستین چیزی که تو را متوقف میکند «پاهایش» است؛ پاهایی که در هوا معلق ماندهاند، نه بر خاک تکیه دارند و نه به جایی بندند. انگار درخت تصمیم گرفته است از سنگینی زمین رها شود و خود را به تعادل تازهای بسپارد؛ تعادلی میان بودن و رها بودن.
ریشههایش در ابر فرو رفتهاند؛ در دل مههای سپید و نرم. آنها از آب باران سیراب میشوند، از نور خورشید جان میگیرند و از سکوت آسمان آرامش میآموزند. هر ابر که از کنارشان میگذرد، رازی با خود میآورد؛ راز سفر، راز دگرگونی، راز صبر. ریشهها این رازها را میمکند و آهسته به تنه میرسانند، گویی درخت با آسمان گفتوگویی پنهانی دارد که ما تنها نتیجهاش را میبینیم.
شاخههای درخت اما، برخلاف انتظار، بر زمین گسترده شدهاند. نه به سوی بالا، بلکه رو به خاک، رو به انسان، رو به زندگی. شاخهها مثل دستهایی مهربان پهن شدهاند؛ دستی برای پناه، دستی برای بخشش. برگهایش زمین را خنک میکنند و سایهاش خستگی رهگذران را میگیرد. کسانی که از کنارش میگذرند، شاید ندانند این سایه از ریشههایی میآید که در ابرها نفس میکشند.
این درخت، وارونه نیست؛ اندیشهاش متفاوت است. به ما یاد میدهد که همیشه لازم نیست ریشهها در خاک باشند تا استوار بمانیم. گاهی باید دل را به آسمان سپرد و خیال را ریشه کرد، اما ثمره را بر زمین نشاند. این درخت میان دو جهان ایستاده است: از بالا الهام میگیرد و به پایین زندگی میبخشد. شاید راز ماندگاریاش همین باشد؛ اینکه همزمان هم رویاپرداز است و هم مسئول، هم آسمانی است و هم زمینی.
پاسخی دیگر:
شاید کمی عجیب به نظر برسد که بگویم من یک درخت برعکس دیدم. باور نمیکنید؟ الان برایتان توصیفش میکنم.
درختی که دیدم، ریشههایش در هوا بود و میان ابرها فرو رفته بود. تنهی درخت مانند ستونهای زمین شده بود و شاخوبرگش روی زمین گسترده بود. درخت جالبی بود. میوه چیدن از این درخت سادهتر از درختهای معمولی است؛ چون شاخوبرگش به زمین نزدیک است و نیازی نیست از چوب برای انداختن میوه یا از نردبان برای بالا رفتن از درخت استفاده کنیم. بهراحتی خم میشویم و میوه را از شاخه میچینیم.
البته ناگفته نماند وقتی میگویم بقیهی درختها معمولی هستند و این درخت عجیب، به دلیل تعداد زیاد درختانی است که ریشه در زمین دارند؛ وگرنه اگر تعداد درختهای پا در هوا بیشتر بود، حتماً آنها معمولی به حساب میآمدند.
درست است که میوه چیدن و هرس کردن این درخت راحتتر است، اما آبیاری و کود دادن به آن کمی سخت یا حتی چندشآور به نظر میرسد. آب را چگونه به ابرها برسانیم؟ حالا آب به کنار، با کودش چه کنیم؟ مخصوصاً اگر کود حیوانی باشد! فقط کافی است تصور کنید. آن وقت است که تمام تلاش خود را میکنید تا درخت را دوباره برعکس کنید.
حالا میفهمیم که هیچ کار خدا بیحکمت نیست. البته این فقط مثالی کوچک از نظم و ترتیب در آفرینش است. همهچیز این دنیا بر اساس اصول و قوانینی ساخته شده و هر چیزی در جای خود قرار دارد. با این حال، قبول دارم که انسانها گاهی بیصبر میشوند و از داشتهها و نداشتههایشان به خدا شکایت میکنند.
فقط کافی است در هر شرایطی کمی بیشتر به خدا اعتماد کنیم. این را حالا میگویم تا وقتی که من هم روزی از دنیا به ستوه آمدم و پیش خدا شکایت کردم، شما همین حرفها را به من یادآوری کنید.
پاسخی دیگر:
حتی فکر کردن به اینکه درختی ریشههایش در ابرها باشد، برای انسان بسیار عجیب است. به نظر من اگر درختی ریشههایش در آسمان بود، میوههایی ستارهای و برگهایی از جنس کهکشان داشت!
اما اگر درختها ریشههایشان در آسمان بود، هیچوقت فرصت چشیدن میوههایی را که اکنون در دسترس داریم، پیدا نمیکردیم. پس باید به خاطر این نعمتهایی که خداوند به ما داده است، شکرگزار باشیم و قدر آنچه داریم را بدانیم.
خداوند هر چیزی را که آفریده است، بدون نقص و در زیباترین شکل خلق کرده است. با این حال، این درخت خیالی نیز برای خودش منحصربهفرد است و نشان میدهد که تفاوت بد نیست؛ فقط باید یاد بگیریم با تفاوتها کنار بیاییم، حتی در رویا…
پاسخی دیگر:
اگر من چنین درختی را ببینم، خیلی عادی به آن نزدیک میشوم و با آن سلام و احوالپرسی میکنم.
هرگز از او نمیپرسم چه شد که اینگونه شدی!
از او نمیپرسم کدام ناجوانمردی آمد و تو را اینگونه کرد.
نمک بر زخمهایش نمیپاشم.
دردش را یادآوری نخواهم کرد.
شاید هم به خاطر درد عشق و دوریِ معشوقهاش اینگونه شده باشد.
آخر میدانید، عشق همهچیز را تغییر میدهد؛
انسان را آشفته و مجنون میکند،
درخت را وارونه میسازد
و هوش و حواس را میبرد!
عشق ویران میکند…
پاسخی دیگر:
در قلب یک رؤیا، جایی که واقعیت و خیال در هم میآمیزند، درختی عجیبوغریب میروید. این درخت، با ریشههایش که در ابرهای سپید فرو رفتهاند، گویی پا در هوا دارد. شاخههایش، مانند دستانی دراز، به سوی زمین کشیده شدهاند و بر روی خاک گستردهاند.
برگهایش از جنس نور خورشیدند؛ در باد تکان میخورند و رنگارنگترین سایهها را بر روی زمین میپاشند. ریشههایش که در ابرهای سفید گم شدهاند، گویی با نیرویی نامرئی این درخت را در آسمان نگه میدارند.
این درخت نماد تعادل و همگامی میان دو جهان است: آسمان و زمین. ریشههایش در ابرها، نشاندهندهی آرزوهای بلندپروازانه و روحیهای آزاد است، در حالی که شاخههایش بر روی زمین، به ثبات و پیوند با دنیای مادی اشاره دارد.
درخت عجیبوغریب، یادآور این حقیقت است که ما نیز همواره میان دو جهان در تعادل قرار داریم؛ میان آرزوها و واقعیت، میان روح و جسم.
سخن پایانی
اگر سوالی درباره جواب درس ۷ نگارش پایه نهم متوسطه اول با موضوع درس««وسعت و عمق نوشته را بیشتر کنیم»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی میکنند.
✅ جواب درس ششم نگارش نهم
✅ جواب درس هشتم نگارش نهم
📝 نمونه سوالات پایه نهم متوسطه اول
توجه: دانشآموزان عزیز شما میتوانید برای دسترسی آسانتر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.
نظرات کاربران