جواب درس پنجم فارسی دهم
در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۵ فارسی دهم با موضوع درس «بیداد ظالمان» قرار گرفته است که شامل قلمرو زبانی ، قلمرو ادبی، قلمرو فکری و معنی شعر و کلمات میباشد.
جواب قلمرو زبانی صفحه ۴۲ فارسی دهم
۱- در شعری که خواندید، پنج واژۀ مهمّ املایی بیابید و بنویسید.
پاسخ:
✔ محنت
✔ اجل
✔ طالع
✔ تأثیر
✔ طبع
✔ عوعو سگان
✔ غرش شیران
۲- تفاوت معنایی فعل «کُشت» را در ابیات زیر توضیح دهید.
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت *** گفتا تو بندگی کن کاو بنده پرور آید
پاسخ: درمانده و ناتوان کرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت *** هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
پاسخ: خاموش کرد (از بین برد)
۳- برای هر واژۀ مشخّص شده، یک مترادف از متن درس بیابید.
پاسخ:
بر در بخت بد فرود آید *** هرکه گیرد عنان مرکبش، آز/ ناصرخسرو
بخت: طالع
همّت بلند دار که نزد خدا و خلق *** باشد به قدر همّت تو اعتبار تو ابن یمین
اعتبار: رونق
جواب قلمرو ادبی صفحه ۴۲ فارسی دهم
۱- قافیه و ردیف را در بیت نخست این سروده مشخّص کنید.
هم مرگ، بر جهان شما نیز بگذرد/ هم رونقِ زمان شما نیز بگذرد
پاسخ:
قافیه: جهان، زمان/ ردیف: شما نیز بگذرد
۲- در بیت زیر، کنایهها را بیابید و مفهوم آنها را بنویسید.
بر تیر جورتان ز تحمّل سپر کنیم تا سختی کمان شما نیز بگذرد
پاسخ:
سپر کردن کنایه از مقاومت کردن / سختی کمان کنایه از قدرت بازو و نیرومندی
۳- به بیت زیر توجّه کنید:
در بیت پنجم، استعارهٰها را مشخّص کنید و مفهوم هر یک را بنویسید.
پاسخ:
شیران استعاره از پهلوانان شجاع
سگان استعاره از افراد پست و بی ارزش
جواب قلمرو فکری صفحه ۴۳ فارسی دهم
۱- با توجه به توضیح زیر، معنی و مفهوم بیت اوّل درس را به نثر روان بنویسید.
سیف الدّین محمّد فرغانی، در سدۀ هفتم هجری، هنگامی که شهرهای بزرگ و آباد ایران، در آتش بیداد مغولان می سوخت، این شعر را سرود. سیف در این سروده، از رفتار ظالمانۀ فرمانروایان و تاخت و تاز سپاه مغول، با بیان کوبندهای انتقاد میکند.
بیت اول: هم مرگ، بر جهان شما نیز بگذرد/ هم رونقِ زمان شما نیز بگذرد
پاسخ:
معنی: بیتردید، مرگ از دنیای شما نیز عبورکرده، نابودتان خواهد کرد و رونق روزگار شما هم سپری خواهد
مفهوم: فانی بودن همه / ناپایداری قدرت و توان
۲- در بیت زیر، مقصود شاعر از «رمه»، «چوپان گرگ طبع» و «گرگی شبان» چیست؟
ای تو رمه سپرده به چوپانِ گرگْ طبع *** این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پاسخ:
رمه: مردم
چوپان گرگْ طبع:حاکم گرگ صفت، درنده خو و ظالم
گرگی شبان: درندگی و ظلم حاکم
۳- از متن درس، برای حدیث و آیۀ زیر، نمونه بیتی مرتبط بیابید و بنویسید.
«الدّهرُ یَومانِ یومُ لَک و یَومُ علیک».
پاسخ:
ای مُفتَخَر به طالع مسعود خویشتن *** تأثیر اختران شما نیز بگذرد
«کلُّ نفسٍ ذائقهُ الموت». سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۸۵
پاسخ:
هم مرگ، بر جهان شما نیز بگذرد *** هم رونق زمان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام *** بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
۴- سرودۀ زیر، یادآور کدام بیت درس است؟
ما بارگه دادیم، این رفت ستم بر ما *** بر قصر ستمکاران، گویی چه رسد خِذلان
پاسخ:
چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد *** بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
۵- در بیت زیر به کدام باور قدیمی اشاره شده است؟
پاسخ:
ای مُفتَخَر به طالع مسعود خویشتن *** تأثیر اختران شما نیز بگذرد
جواب درک و دریافت صفحه ۴۵ درس پنجم فارسی دهم
۱- برای خوانش مناسب و تأثیر گذار این سروده به چه نکاتی باید توجه داشت؟
پاسخ: در این غزل شهریارعشق خود را به امام علی ابراز میکند همچنین از او تعریف میکند؛ بنابراین، لحن (ستاشی – غنایی) برای این سروده مناسب است.
۲- در این سروده به کدام ویژگیهای شخصیت والای حضرت علی ( ع ) اشاره شده است؟
پاسخ: مهر به مردم، تجلی رحمت و خوشبختی، خداشناسی، بخشندگی، لطف و مهربانی او، واسطه و ابزار رسیدن به خدا، سخاوت، عدالت، تعهد و وفاداری به عهد، شجاعت، مدارا با دشمنان، فرزند پروری، پاکبازی و …
معنی قلمرو زبانی درس پنجم فارسی دهم
رونق : فروغ، زیبایی، شکوه
زمان : زمانه، دوران
وین : و این
بوم : جغد، نماد شومی
محنت : اندوه، غم
از پی : برای، به خاطر
دولت : زمان فرمانروایی، دارایی
آشیان : آشیانه
دولت آشیان : دولت سرا، آشیانه خوشبختی
اجل : مرگ (شبه هماوا: عجله)
خاص : درباریان
عام : توده مردم
حلق : گلو
چون : به علت آن که
داد : عدل و انصاف
به جهان در : دو حرف اضافه برای یک متمم
بقا نکرد : باقی نماند
بیداد : ظلم و ستم
مملکت : کشور
غرّش : بانگ، فریاد، خروش
بسی : بسیار
کشتن : خاموش کردن
چراغدان : جای نهادن چراغ
کاروانسرا : تیم، جایی در راه که کاروانها در آنجا اقامت میکنند
بسی : بسیار
کاروان : گروه مسافرانی که با هم سفر میکنند
مفتخر : سربلند، صاحب افتخار
طالع : سرنوشت، بخت
مسعود : فرخنده
اختر : ستاره
جور : ستم
تو : منظور کشورداران ستمگر
رمه : گله
طبع : سرشت (شبه همآوا: تبع: پیروی)
سپردن : واگذار کردن (بن ماضی: سپرد، بن مضارع: سپار)
گرگی : درندگی، ستمگری
شُبان : چوپان
معنی درس پنجم فارسی دهم
| ۱- هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد | هم رونق زمان شما نیز بگذرد |
معنی: سرانجام مرگ به سراغ شما خواهد آمد و شکوه روزگار شما نیز روزی به پایان خواهد رسید.
قلمرو زبانی:
رونق: فروغ، زیبایی، شکوه
زمان: زمانه، دوران
قلمرو ادبی:
قالب : قصیده
وزن : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن(رشته انسانی)
شما نیز بگذرد : ردیف
جهان : مجاز از زندگی
مرگ بر جهان کسی گذشتن : کنایه از فرارسیدن مرگ او
مرجع شما : فرمانروایان و توانگران ستمگر
پیام : به سرآمدن ستم
| ۲- وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب | بر دولت آشیان شما نیز بگذرد |
معنی: اندوه، جغد شوم ویرانگری است که به ما بسنده نمیکند شما را نیز نابود خواهد کرد.
قلمرو زبانی:
وین : و این
بوم : جغد، نماد شومی
محنت : اندوه، غم
از پی : برای، به خاطر
دولت : زمان فرمانروایی، دارایی
آشیان : آشیانه
دولت آشیان : دولت سرا، آشیانه خوشبختی
قلمرو ادبی:
بوم : نماد شومی
بوم محنت : اضافه تشبیهی
بوم محنت بر آشیان کسی گذشتن : کنایه از (نابودی قدرت و اعتبار )
دولت آشیان : ترکیب تشبیهی
پیام : گرفتار اندوه شدن بیدادگران
| ۳- آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام | بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد |
معنی: مرگ که نابودکننده همگان است، روزی شما را نیز نابود خواهد کرد.
قلمرو زبانی:
اجل : مرگ (شبه هماوا: عجله)
خاص : درباریان
عام : توده مردم
حلق : گلو
قلمرو ادبی:
آب اجل : اضافه تشبیهی
گلوگیر : کنایه از (نابود کننده، خفه کننده، کشنده)
خاصّ و عام : آرایه تضاد، مجاز از (همه مردم)
گلو، حلق، دهان : تناسب
آب اجل بر حلق کسی گذشتن : کنایه از(مرگ و نابودی او)
تلمیح به آیه (کلّ نفس ذائقه الموت ) هر نفسی چشنده مرگ است.
پیام : نابودی ستمگران
| ۴- چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد | بیداد ظالمان شما نیز بگذرد |
معنی: همانگونه که عدل و داد انسانهای دادگر در جهان باقی نمیماند، پس ستم ستمگران نیز بیگمان از بین رفتنی خواهد بود.
قلمرو زبانی:
چون : به علت آن که
داد : عدل و انصاف
به جهان در : دو حرف اضافه برای یک متمم
بقا نکرد : باقی نماند
بیداد : ظلم و ستم
قلمرو ادبی:
داد و بیداد، عادلان و ظالمان: تضاد
واج آرایی: (د) و (ن)
پیام: همه چیز در این جهان نابودشدنی است.
| ۵- در مملکت چو غرّش شیران گذشت و رفت | این عوعو سگان شما نیز بگذرد |
معنی: چون بانگ و خروش انسانهای دلیر گذشت و رفت، این صدای گوش خراش شما انسانهای پست نیز رفتنی است.
قلمرو زبانی:
مملکت: کشور
غرّش: بانگ، فریاد، خروش
قلمرو ادبی:
شیران : استعاره از (دلیران و مردان دادگر)
عوعو : واق واق، (نام آوا)، استعاره از «قدرتهای ظاهری»
سگان : استعاره از (مزدوران ستمگران )
غرش و عوعو، سگان و شیران : تضاد
گذشت و بگذرد : اشتقاق (رشته انسانی)
واج آرایی «ش»
پیام: نابودی دستیاران ستمگران
| ۶- بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت | هم بر چراغدان شما نیز بگذرد |
معنی: مرگ همچون بادی است که انسانها را میکشد. این باد شما را نیز نابود خواهد کرد.
قلمرو زبانی:
بسی: بسیار
کشتن: خاموش کردن
چراغدان: جای نهادن چراغ
قلمرو ادبی:
باد : استعاره از (مرگ )
شمع : استعاره از (انسانها )
باد، شمع : تضاد(باد شمع را میکشد)
چراغدان : استعاره از (زندگی و وجود)
شمع، چراغدان : تناسب
باد بر شمع و چراغدان وزیدن : کنایه از (مرگ و نابودی)
تلمیح به آیه : کلّ نفس ذائقهُ الموت (هر نفسی چشنده مرگ است.)
پیام: مرگ ستمگران
| ۷- زین کاروانسرا بسی کاروان گذشت | ناچار کاروان شما نیز بگذرد |
معنی: فرمانرواییهای بسیار در این جهان آمدند و رفتند. ناچار شما نیز روزی نابود خواهد گشت.
قلمرو زبانی:
کاروانسرا: تیم، جایی در راه که کاروآنها در آنجا اقامت میکنند.
بسی: بسیار
کاروان: گروه مسافرانی که با هم سفر میکنند.
قلمرو ادبی:
کاروانسرا: استعاره از گیتی
پیام: تباهی کاروان ستمگران
| ۸- ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن | تأثیر اختران شما نیز بگذرد |
معنی: ای کسی که به بخت نیک خود مینازی، این بخت فرخنده شما نیز به پایان خواهید رسید.
قلمرو زبانی:
مفتخر: سربلند، صاحب افتخار
طالع: سرنوشت، بخت
مسعود: فرخنده
اختر: ستاره
قلمرو ادبی:
اختر : ستاره، استعاره از عوامل خوشبختی
تاثیر اختران شما نیز بگذرد : کنایه از این که بخت نیک شما نیز به پایان خواهد رسید.
طالع، اختران : تناسب
واج آرایی «ت»
تلمیح به حدیث : الدهرُ یومان یومٌ لک و یومٌ علیک (روزگار دو روز است: روزی به سود تو و روزی به زیان تو.)
پیام: ناپایداری طالع خجسته
| ۹- بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم | تا سختی کمان شما نیز بگذرد |
معنی: با سپر بردباری و تحمل در برابر ستم و ظلم تیر مانند شما ( ستمگران) پایداری میورزیم تا روزگار کشورداری شما نیز به پایان برسد.
قلمرو زبانی:
جور: ستم
قلمرو ادبی:
تیر جور : اضافه تشبیهی
از تحمل سپر کنیم : تشبیه پنهان
کمان : مجاز از (قدرت، زور )
سختی کمان : کنایه از توان و زورمندی، ورزیدگی در تیراندازی
تیر، سپر، کمان : تناسب
تیر، سپر : تضاد
پیام: شکیبایی در برابر ستم
| ۱۰- ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع | این گرگی شُبان شما نیز بگذرد |
معنی: ای کسانی که مردم را به دست کارگزاران ستمگر درنده خو سپردهاید [آگاه باشید] که این ستمگری شما نیز روزی به پایان خواهد رسید.
قلمرو زبانی:
تو : منظور کشورداران ستمگر
رمه : گله
طبع : سرشت (شبه همآوا: تبع: پیروی)
سپردن : واگذار کردن (بن ماضی: سپرد، بن مضارع: سپار)
گرگی : درندگی، ستمگری
شُبان : چوپان
قلمرو ادبی:
رمه : استعاره از (توده مردم )
چوپان : استعاره از (کارگزاران ستمگر)
گرگ طبع : درنده خو، تشبیه
شُبان : استعاره از (کارگزاران ستمگر )
گرگ و رمه، چوپان، شبان : تناسب
رمه، گرگ : تضاد
چوپان گرگ طبع : گونهای متناقض نما
گرگی : کنایه از ستمگری و درندگی
پیام : نابودی کارگزاران بیدادگران
معنی شعر علی ای همای رحمت فارسی دهم
۱- علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را *** که به ماسوا فکندی همه سایه هما را
معنی: ای علی، ای پرنده مهربانی و خوشبختی، تو چه نشانهای از خداوند هستی که سایه خوشبختی را بر همه موجودات افکندهای.
قلمرو زبانی:
هما: پرندهای از راسته شکاریان که در زبان پهلوی به معنی فرخنده است.
آیت: نشانه
چه: صفت پرسشی
را: حرف اضافه
ماسوا: ماسواءاالله، آنچه غیر از خداست، تمام مخلوقات
رحمت: مهربانی
فکندی: افکندی، انداختی
قلمرو ادبی:
هما: نماد خوشبختی و سعادت، استعاره از حضرت علی (ع)
تلمیح: اشاره به باور پیشینیان که هما را سبب سعادت میدانستند.
سایه بر کسی افکندن: کنایه از این مورد عنایت قرار دادن
واج آرایی: «ا»
تکرار: هما
مفهوم: به عظمت و سعادت بخشی حضرت علی اشاره دارد.
۲- دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین *** به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
معنی: ای دل اگر میخواهی خداوند را به درستی بشناسی، به حضرت علی بنگر. به خدا سوگند که من از طریق علی، خدا را شناختم.
قلمرو زبانی:
دل: منادا
رُخ: چهره
به خدا قسم: به خدا سوگند (میخورم)، حذف به قرینه معنوی
قلمرو ادبی:
دل: جانبخشی، مجاز از انسان
دل، رخ: تناسب
واج آرایی (نغمه حروف): «خ»
تکرار (واژه آرایی): خدا، علی.
مفهوم: علی (ع) الگوی خداشناسی است.
۳- برو ای گدای مسکین در خانه علی زن *** که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
معنی: ای گدای تهیدست، نزد امام علی (ع) برو و از او کمک بخواه؛ زیرا او به خاطر بخشندگی و جوانمردیاش، انگشترش را به گدا میدهد.
قلمرو زبانی:
گدا: فقیر، نیازمند
مسکین: بیچاره، تهیدست
کرم: جوانمردی، بخشندگی
را: حرف اضافه به معنای «به»
قلمرو ادبی:
در خانه کسی را زدن: کنایه از یاری خواستن از او
نگین: مجاز از انگشتری
تکرار (واژه آرایی): گدا
نگین پادشاهی به کسی
دادن: کنایه از بسیار بخشنده بودن
تلمیح: اشاره به انگشتر بخشیدنِ حضرت علی به گدا در حال خواندن نماز (إنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ) سوره مائده، آیه ۵۵
مفهوم: علی (ع) بسیار بخشنده و یاری کننده ی نیازمندان است.
۴- به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من *** چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
معنی: به جز امام علی (ع) چه کسی به پسرش میگوید که با قاتل من که اسیر توست، خوشرفتاری کن. (به جز او کسی نمیگوید)
قلمرو زبانی:
بیت سه جمله است.
پسر: امام حسن (ع)
قاتل: ابن ملجم مرادی
مدارا: خوشرفتاری، با نرمی رفتار کردن
در این بیت پرسش انکاری به کار رفته است.
که گوید: «که» به معنای چه کسی، ضمیر پرسشی
که قاتل من…: «که» حرف ربط
قلمرو ادبی:
تلمیح به داستان ضربت خوردن حضرت علی (ع) و سفارش وی به مدارا با ابن ملجم
اسیر: تکرار (واژهآرایی)
واج آرایی (نغمه حروف): «ک»
پیام: گذشت حضرت علی (ع)
مفهوم: به رحم و بخشش فراوان حضرت علی تأکید دارد.
۵- به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب *** که عَلَ م کند به عالم شهدای کربلا را
معنی: به جز علی (ع) چه کسی پسری شگفت انگیز همچون امام حسین (ع) دارد که بتواند شهدای کربلا را در جهان پرآوازه و معرف کند. (جزعلی کسی نمیتواند…)
قلمرو زبانی:
بیت دو جمله است.
آرد: به جهان میآورد.
پسر: امام حسین (ع)
ابوالعجایب: پدر شگفتیها، بسیار شگفت انگیز
عَلَم: پرچم
هم آواست با واژه اَلَم: درد
در این بیت پرسش انکاری به کار رفته است.
که (مصراع نخست): چه کسی، ضمیر پرسشی
که (مصراع دوم): حرف ربط
پسر، شهدا: مفعول
قلمرو ادبی:
علم کردن: کنایه از سرشناس و نام آور کردن
تلمیح به رخداد کربلا
علم، عالم: جناس ناقص افزایشی (ناهمسان)
۶- چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان *** چو علی که میتواند که به سر برد وفا را
معنی: از میان پاکبازانی با دوست (خدا) پیمان دوستی و وفاداری بستهاند، همچون علی چه کسی میتواند وفاداری را به انجام برساند؟
قلمرو زبانی:
«چو» (در مصراع نخست): هنگامی
دوست: دلبر، یار
عهد: پیمان
پاک: کامل، تمام
پاکباز: پاکباخته، آن که همه هستی خود را میبازد.
«چو» (در مصراع دوم): مانند، حرف اضافه
علی: متمم
که میتواند: پرسش انکاری، کسی نمیتواند.
«که» نخست: ضمیر پرسشی، چه کسی
«که» دوم: حرف ربط
عهد و وفا: تناسب
قلمرو ادبی:
به سر بردن وفا: کنایه از باوفا بودن
واج آرایی: ر
مفهوم: به صفت وفاداری و پاک باختگی حضرت علی تأکید دارد.
۷- نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت *** متحیّرم چه نامم شَهِ ملک لافَتی را
معنی: نه میتوانم او را خدا بنامم نه میتوانم او را بشر بگویم، حیرانم و ماندهام که شاه سرزمین جوانمردی را چه بنامم.
قلمرو زبانی:
«ش» در توانمش: مفعول
متحیر: حیرت زده، سرگشته
متحیّرم: متحیّر هستم
مُلک: سرزمین، پادشاهی
شه: شاه (مفعول)
مُلک: سرزمین، کشور
فَتی: جوان
الفَتی: جوانمردی نیست.
قلمرو ادبی:
ملک الفتی: اضافه تشبیهی
شَهِ مُلک لافَتی: استعاره از امام علی (ع)
مصراع دوم: تلمیح به عبارت «لا فتی إلا علی، لا سیف إلا ذوالفقار» (هیچ جوانمردی جز علی نیست، هیچ شمشیری جز ذوالفقار نیست.)
نه، توانمش: تکرار (واژه آرایی)
واج آرایی «ن»
مفهوم: به ناتوانی شاعر در توصیف علی (ع) اشاره دارد.
۸- چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم *** که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
معنی: چرا من مثل نِی، هر لحظه از شوق او سخن بگویم؛ زیراکه حافظ این آهنگ را بهتر مینوازد و اشتیاقم را بهتر بیان میکند.
قلمرو زبانی:
بیت دو جمله دارد و هر دو به شیوه بلاغی است
چه: چرا
چو: مانندِ، حرف اضافه
نای: نی (متمم)
نوا: سرود، آواز، آهنگ
شوق: اشتیاق
که: زیرا (حرف ربط)
لسان غیب: لقب حافظ شیرازی
بنوازد: مینوازد
نهاد: ۱. من (حذف به قرینه لفظی)، ۲. لسان غیب
نای، بنوازد، نوا: تناسب
قلمرو ادبی:
مصراع اول: تشبیه، جانبخشی
نای: ایهام تناسب (۱. گونهای ساز ۲. گلو که با «دم» دوم تناسب دارد.)
«دَم» (نخست): مجاز از لحظه
«دَم» دوم: سخن (دم، دم: جناس تام یا همسان)
زدن: ایهام تناسب در معنای ساز زدن با واژه «نای» و «نوا» تناسب دارد.
تکرار (واژه آرایی): نوا
واج آرایی (نغمه حروف): «ن»
۹- «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی *** به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»
معنی: تمام شب امید دارم که نسیم صبحگاهی پیامی از دوست بیاورد و با آن از من دلجویی کند.
قلمرو زبانی:
بیت دو جمله است.
همه شب: سراسر شب، تمام شبها
«آشنا» ی نخست: امام علی (ع)
«آشنا» ی دوم: حافظ
نواختن: نوازش کردن، دلجویی کردن
شب و صبح: تضاد
نهاد: ۱. من (حذف به قرینه لفظی) ۲. نسیم صبحگاهی.
قلمرو ادبی:
نسیم: نماد پیام رسانی
تضمین: شهریار، این بیت از شعر حافظ را در ضمن سروده خویش آورده است.
نسیم صبحگاهی آشنا را بنوازد: تشخیص و استعاره
واج آرایی: «ا»، «ن»
مفهوم: به بیقراری و انتظار شاعر اشاره دارد.
۱۰- ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب *** غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا
معنی: ای شهریار، آواز مرغ یا حق را بشنو؛ زیرا در نیمههای شب، غم درون را به دوست گفتن، بسیار خوشایند است.
قلمرو زبانی:
بیت سه جمله دارد. (بشنو، است، شهریارا)
نوا: سرود، آواز، نغمه
مرغ: پرنده
مرغ یا حق: گونهای جغد که هنگام آواز خواندن، انگارواژه «حق»را تکرارمیکند.
شهریارا: ای شهریار (شهریا: منادا + الفِ ندا)
شهریار: نام هنری، تخلَصِ محمّد حسین بهجت تبریزی.
قلمرو ادبی:
دل شب: اضافه استعاری، میانه شب
دل دوم: مجاز از انسان
دل، دل: جناس تام (همسان)
سخن پایانی
اگر سوالی درباره جواب درس ۵ فارسی دهم با موضوع درس««بیداد ظالمان»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی میکنند.
✅ جواب درس چهارم فارسی دهم
✅ جواب درس ششم فارسی دهم
📝 نمونه سوالات پایه دهم متوسطه دوم
توجه: دانشآموزان عزیز شما میتوانید برای دسترسی آسانتر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.
نظرات کاربران