جواب درس پنجم آمادگی دفاعی نهم
در این نوشته جدیدترین گام به گام درس پنجم آمادگی دفاعی نهم متوسطه اول با موضوع درس «آشنایی با حماسه دفاع مقدس» قرار گرفته است که شامل جواب فعالیت های صفحات ۴۱ تا ۵۰ کتاب درسی میباشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات آمادگی دفاعی نهم همراه باشید.
جواب فعالیت صفحه ۴۱ آمادگی دفاعی نهم
فعالیت (۱)
درباره ترور شخصیتهای انقلابی توسط منافقین کوردل به تحریک آمریکا و رژیم اشغالگر قدس، پرس و جو و تحقیق کنید و فهرست زیر را کامل کنید.
پاسخ:
| نام و نام خانوادگی شخصیت ترورشده | مسئولیت او | محل و نحوه ترور |
| شهید بهشتی | حزب جمهوری اسلامی | انفجار در محل حزب |
| شهید احمدی روشن | دانشمند هستهای | انفجار بمب |
| شهید مطهری | مسئول شورای انقلاب | ترور توسط گروه فرقان |
| شهید شهریاری | دانشمند هستهای | انفجار بمب |
| شهید رجایی | رئیس جمهور | در محل دفتر نخست وزیری |
| شهید باهنر | نخست وزیر | در محل دفتر نخست وزیری |
جواب فعالیت صفحه ۴۲ آمادگی دفاعی نهم
فعالیت (۲)
با استفاده از نقشه، شهرهای اشغال شده کشور عزیزمان در آغاز جنگ تحمیلی را نام ببرید.
پاسخ: خرمشهر – قصر شیرین – مهران – هویزه – بستان – موسیان
جواب فعالیت صفحه ۴۳ آمادگی دفاعی نهم
فعالیت (۳)
درباره نوجوان سیزده ساله خرمشهری، شهید بهنام محمّدی گزارش مستند به همراه تصویر تهیه کنید و بهصورت اسلاید در کلاس نمایش دهید. از منابع مختلف از جمله کتاب «خرمشهر در جنگ طولانی» استفاده کنید.
پاسخ:

شهید بهنام محمدی در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۴۵ در خرمشهر به دنیا آمد. او کودکی ریزنقش اما بسیار چابک و سرزباندار بود. با آغاز جنگ تحمیلی در شهریور ۱۳۵۹ و شدت گرفتن شایعات حمله عراقیها به خرمشهر، بسیاری از مردم شهر را ترک میکردند، اما بهنام ۱۳ ساله تصمیم گرفت بماند و از زادگاهش دفاع کند.
او با وجود سن کم، شجاعت و جسارت فوقالعادهای از خود نشان داد. بهنام در بمبارانها به مجروحین کمک میکرد و با وجود مخالفت فرماندهان، خود را به خط مقدم میرساند. یکی از کارهای او شناسایی مواضع دشمن بود. او برای فریب نیروهای عراقی وانمود میکرد که به دنبال مادرش میگردد و با این شیوه اطلاعات ارزشمندی از مواضع دشمن به دست میآورد و در اختیار رزمندگان قرار میداد. بارها توسط عراقیها دستگیر شد، اما هر بار با ترفندی از چنگ آنها میگریخت. یک بار که دستگیر شده بود، پس از سیلی خوردن از عراقیها، بدون هیچ حرفی با اشاره، مسیر حرکت آنها را به نیروهای خودی نشان داد.
بهنام حتی یک اسلحه به غنیمت گرفت و با همان اسلحه هفت عراقی را اسیر کرد. او در رساندن مهمات به رزمندگان نیز بسیار فعال بود و گاهی آنقدر نارنجک و فشنگ به خود آویزان میکرد که به سختی میتوانست راه برود. علاقه عجیبی به امام خمینی (ره) داشت و وصیت کرده بود که نگذارند امام تنها بماند.
سرانجام این نوجوان شجاع، در تاریخ ۲۸ مهر ۱۳۵۹، در سن ۱۳ سالگی، در خیابان آرش خرمشهر و نزدیک فروشگاه فرهنگیان، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به قلب، به شهادت رسید. پیکر پاک او در قطعه شهدای کلگه شهرستان مسجدسلیمان به خاک سپرده شد. بهنام محمدی به عنوان یکی از جوانترین شهدای دفاع مقدس، نماد مقاومت و شجاعت نوجوانان ایرانی در برابر تجاوز دشمن است.
جواب فعالیت صفحه ۴۵ آمادگی دفاعی نهم
فعالیت (۴)
با مراجعه به منابع معتبر و مستند درباره عملیاتهای دوران دفاع مقدس جدولی مانند جدول زیر تهیه و کامل کنید. جدول خود را با ذکر منابع در انتهای آن، به دبیر مربوطه تحویل دهید. حداقل ۴ عملیات بزرگ را فهرست کنید.
| ردیف | نام عملیاتهای بزرگ دوران دفاع مقدس | زمان انجام عملیات روز / ماه / سال | رمز عملیات | خلاصه نتیجه عملیات |
| ۱ | کربلای ۵ | ۱۹ دی ۱۳۶۵ | یا زهرا | آزادی ۱۵ کیلومتر از کشور |
| ۲ | کربلای ۴ | ۳ دی ۱۳۶۵ | محمد رسول الله | شکست عملیات نظامی ایران |
| ۳ | بدر | ۱۹ اسفند ۱۳۶۳ | یا فاطمه زهرا | مورد هدف بودن شهرهای عراق بویژه بصره |
| ۴ | بیت المقدس | ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ | یا علی ابن ابی طالب | آزادسازی خرمشهر |
جواب فعالیت صفحه ۵۰ آمادگی دفاعی نهم
فعالیت (۵)
از سه موضوع تحقیق زیر یکی را انتخاب و گزارش آن را به دبیر خود ارائه کنید.
الف) ما چگونه میتوانیم قدردان خون شهدا و ایثارگری جانبازان و آزادگان میهن خود باشیم؟
پاسخ: باید راه آنها را ادامه دهیم و پاسدار ارزشهای الهی باشیم و در مقابل متجاوزان و ظالمان سکوت نکنیم.
ب) اگر در بین اقوام و خویشان شما، همسایگان یا اهالی محل ایثارگری را میشناسید (رزمنده دوران دفاع مقدس، جانباز، خانواده معظم شهدا، آزاده) با او مصاحبهای ترتیب دهید.
پاسخ: در زیر یک نمونه برای شما عزیزان نوشتیم که میتوانید از آنها استفاده بکنید.
عنوان: گفتوگو با یک قهرمان؛ مصاحبه با آقای رضایی، رزمندهی دوران دفاع مقدس
چند روز پیش، معلم پرورشی ما گفت که اگر کسی در فامیل یا محل زندگیاش یک ایثارگر، جانباز یا خانوادهی شهید رو میشناسه، بهتره باهاش گفتوگو کنه و خاطراتش رو یادداشت کنه. من هم به یاد آوردم که آقای رضایی، یکی از همسایههای قدیمیمون، از رزمندگان دوران دفاع مقدسه. با اجازهی مادرم به خانهشون رفتم و ازشون خواستم اگر وقت دارن، چند دقیقه با من صحبت کنن. با لبخند گفت: «حتماً پسرم، خوشحال میشم.»
سؤال اول: چی شد که تصمیم گرفتید به جبهه برید؟
آقای رضایی کمی سکوت کرد و بعد گفت: «اون روزها حالوهوای کشور خیلی خاص بود. دشمن به مرزهای ما حمله کرده بود و ما باید از کشورمون دفاع میکردیم. من اون موقع فقط ۱۸ سالم بود. وقتی دیدم دوستام یکییکی داوطلب میشن، گفتم منم باید برم. عشق به وطن و امام خمینی ما رو به جبهه کشوند.»
سؤال دوم: سختترین خاطرهای که از جبهه دارید چیه؟
ایشون نفس عمیقی کشید و گفت: «تو عملیات والفجر ۸ بود که کنار دو تا از بهترین دوستهام بودم. خمپاره که خورد، یکیشون شهید شد و یکی دیگه مجروح شد. من فقط تونستم دست اون مجروح رو بگیرم و بکشم عقب. اون لحظه، با تمام وجودم معنی ایثار رو فهمیدم. اینکه جونت رو برای حفظ جون بقیه به خطر بندازی.»
سؤال سوم: از زندگی در جبهه برامون بگید، آیا خیلی سخت بود؟
لبخندی زد و گفت: «از نظر امکانات بله، سخت بود. غذا کم بود، هوا خیلی گرم یا خیلی سرد بود. اما دلها گرم بود. ما تو چادر میخوابیدیم، با آب کم غسل میکردیم و با نون خشک غذا میخوردیم، ولی هیچکس شکایتی نداشت. همهمون برای یک هدف بودیم: دفاع از خاک و ناموس ایران.»
سؤال چهارم: بعد از جنگ، زندگیتون چه تغییری کرد؟
آقای رضایی گفت: «بعد از جنگ، برگشتم و ازدواج کردم. حالا دو تا نوه دارم. هنوزم گاهی خواب اون روزها رو میبینم. هر وقت دلم میگیره، قرآن میخونم و به یاد دوستان شهیدم گریه میکنم. من الان بازنشستهام ولی هنوز هم اگر لازم باشه، آمادهام برای خدمت به کشورم.»
سؤال پنجم: چه پیامی برای ما نوجوانها دارید؟
با مهربانی نگاهم کرد و گفت: «شما نسل امروز، باید حافظ خون شهدا باشید. با درس خوندن، با اخلاق خوب، با خدمت به پدر و مادر و کشور. دشمن امروز با اسلحه نمیاد، با رسانه میاد، با دروغ و ناامیدی. شما باید با ایمان، امید و تلاش در برابرش بایستید. بدونید که آیندهی ایران دست شماست.»
نتیجهگیری:
مصاحبه با آقای رضایی یکی از بهترین تجربههای زندگی من بود. از این گفتوگو فهمیدم که ایثار یعنی گذشتن از راحتیهای شخصی برای حفظ ارزشهای بزرگتر. فهمیدم که آرامشی که امروز داریم، حاصل فداکاری کسانیه که از همهچیزشون گذشتند تا ما آسوده باشیم. من از امروز سعی میکنم بهتر درس بخونم و آدم مفیدتری باشم، چون میدونم شهدا و رزمندهها از ما همین رو میخواستند.
ج) تحقیقی از زندگینامه، آثار به جا مانده و وصیتنامه یکی از شهدای روستا، شهر یا محله خود تنظیم کنید.
پاسخ: در زیر یک نمونه برای شما عزیزان نوشتیم که میتوانید از آنها استفاده بکنید.
عنوان: ستارهای در محله ما؛ شهید محمدرضا قاسمی
در محلهی ما، یکی از کوچهها به نام شهید محمدرضا قاسمی نامگذاری شده است. من همیشه از کنار تابلو این کوچه رد میشدم و از خودم میپرسیدم: «شهید قاسمی کی بوده؟ چرا کوچه به اسم اوست؟» تا اینکه برای انجام این تحقیق، تصمیم گرفتم دربارهی ایشان اطلاعاتی جمعآوری کنم. با کمک پدرم و صحبت با یکی از همسایههای قدیمی، توانستم چیزهای زیادی دربارهی این شهید بزرگوار یاد بگیرم.
زندگینامه شهید محمدرضا قاسمی
شهید محمدرضا قاسمی در سال ۱۳۴۵ در یکی از خانوادههای ساده و مذهبی محله ما به دنیا آمد. پدرش نانوا بود و مادرش خانهدار. محمدرضا از کودکی پسری آرام، مؤدب و درسخوان بود. او همیشه به نماز اول وقت اهمیت میداد و به پدر و مادرش احترام زیادی میگذاشت.
دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسهی شهید رجایی گذراند و سپس وارد دبیرستان شد. در آن زمان که جنگ تحمیلی شروع شده بود، محمدرضا دیگر طاقت نداشت از دور شاهد مظلومیت مردم باشد. با اینکه فقط ۱۷ سال داشت، داوطلبانه به جبهه رفت.
آثار به جا مانده از شهید
شهید قاسمی نامههایی به خانوادهاش مینوشت که برخی از آنها هنوز در خانهی پدرش نگهداری میشوند. یکی از نامهها را که از جبهه فرستاده بود، توانستم بخوانم. در آن نوشته بود:
«مادر عزیزم، نگران من نباشید. ما اینجا با روحیهی قوی ایستادهایم تا دشمن به خاک ما نزدیک نشود. دعای شما پشتم است. اگر برگشتم، در خدمتتان خواهم بود؛ اگر برنگشتم، فقط افتخار کنید که پسرتان راه حق را انتخاب کرد.»
همچنین چند عکس از او با لباس رزمنده در مسجد محل نصب شده که هر بار نگاه میکنم، حس غرور و افتخار تمام وجودم را میگیرد.
وصیتنامه شهید محمدرضا قاسمی
وصیتنامهی شهید ساده اما پر از معناست. بخشی از آن چنین است:
«پدر و مادرم! اگر شهید شدم، ناراحت نباشید. من راه حسین (ع) را رفتم. از مردم بخواهید که نماز را ترک نکنند و پیرو ولایت باشند. دوست دارم در قبرستان محل، کنار دوستان شهیدم دفن شوم. به برادرانم بگویید با علم و اخلاق کشور را بسازند و نگذارند خون ما بیثمر بماند.»
نتیجهگیری:
بعد از انجام این تحقیق، فهمیدم که شهدا فقط اسمهایی روی سنگ قبر یا تابلوهای خیابان نیستند. آنها جوانانی بودند مثل من و تو، با آرزوهای زیاد، اما دلشان برای مردم، دین و وطنشان میتپید. امروز اگر من با آرامش در مدرسه درس میخوانم، به خاطر فداکاری شهیدانی مثل محمدرضاست. امیدوارم بتوانم راه آنها را با اخلاق خوب، درسخواندن و خدمت به کشور ادامه بدهم.
فعالیت (۶)
به نظر شما چه کارهایی باید انجام شود تا همان شناختی را که پیشکسوتان دفاع مقدس از مسائل دفاع مقدس دارند، شما و دوستانتان هم داشته باشید؟
پاسخ: باید منابع تاریخی، خاطرات رزمندگان و آثار هنری مطالعه کینم و یا از تجربیات و دیدگاههای پیشکسوتان بهرهمند شویم. همچنین میتوانیم به مکانهای مرتبط با دفاع مقدس سفر کنیم.
سخن پایانی
اگر سوالی درباره جواب درس ۵ آمادگی دفاعی پایه نهم متوسطه اول با موضوع درس««آشنایی با حماسه دفاع مقدس»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی میکنند.
✅ جواب درس چهارم آمادگی دفاعی نهم
✅ جواب درس ششم آمادگی دفاعی نهم
📝 سوالات درس پنجم آمادگی دفاعی نهم
📝 نمونه سوالات پایه نهم متوسطه اول
توجه: دانشآموزان عزیز شما میتوانید برای دسترسی آسانتر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.
نظرات کاربران