جواب درس دوازدهم فارسی هشتم

در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۱۲ فارسی هشتم متوسطه اول با موضوع درس‌ «شیرِ حق»‌ قرار گرفته‌ است که شامل جواب خود‌ارزیابی،گفت‌و‌گو و فعالیت نوشتاری و معنی کلمات می‌باشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات فارسی هشتم همراه باشید.

جواب خود ارزیابی صفحه ۹۰ فارسی هشتم

۱- در بیت اوّل، به کدام صفات حضرت علی اشاره شده است؟ 

پاسخ: شجاعت‌، پاکی


۲- کدام بیت با مفهوم عبارت «الاعمالُ بِالنّیات» مناسبت دارد؟

پاسخ:

گفت من تیغ از پی‌حق می‌زنم / بندهٔ حقم نه مامور تنم


۳- مولوی، در بیت نهم، بر چه نکته‌ای تأکید دارد؟ 

پاسخ: کار را برای خدا انجام دادن نه برای خلق خدا

جواب گفت‌ و گو صفحه ۹۱ درس دوازدهم فارسی هشتم

۱- حدیثی از پیامبر اسلام (ص) بیابید که در آن به مفهوم مصراع «افتخار هر نبیّ و هر ولی» اشاره شده باشد؛ سپس در کلاس درباره آن گفت‌وگو کنید.

پاسخ: حضرت علی (ع) در همان کودکی با پیامبر زندگی می‌کرد. یعنی برادرهای حضرت ابوطالب، به خاطر فقر حضرت ابوطالب، هر کدام فرزندی از او بردند تا بزرگ کنند. حضرت محمد (ص) نیز حضرت علی (ع) را به خانه آورد تا بزرگ کند. علی (ع) تربیت یافته حضرت رسول بود. با ایشان زندگی می‌کرد و با ایشان هم کلام و هم صحبت بود. او یار و یاور پیامبر بود و همیشه در کنارش. بعد از اعلام نبوت نیز در کنار پیامبر ماند.


۲- درباره راه‌های درست مبارزه با خشمِ نابجا با دوستان خود گفت‌وگو کنید. بزرگان دین، روانشاسان و… توصیه می‌کنند که در موقع عصبانیت تصمیم نیگرید.

پاسخ: مخصوصاً اگر عصبانیت بی‌جا و بی‌موقع باشد. موقع عصبانیت چند قدم راه بروید، لیوانی آب بنوشید، تغییر موقعیت دهید تا آرام شوید و…

جواب فعالیت‌های نوشتاری صفحه ۹۲ درس دوازدهم فارسی هشتم

۱- برای هر یک از واژه‌های زیر، دو هم خانواده بنویسید.

پاسخ:

اخلاص: خلوص – خالص
حق: حقوق – حقیقت
مأمور: امر – امور


۲- معادل معنایی واژه «اسد» را از متن درس بیابید و با آن یک تشبیه بسازید و ارکان آن را مشخص کنید. اسد به معنی شیر است.

پاسخ: محمد (مشبه) مانند (ادات تشبیه) شیر (مشبه به) شجاع (وجه شبه) است.


۳- جاهای خالی نمودار زیر را با نوشتن کلمات مناسب کامل کنید.

پاسخ:

جواب فعالیت‌های نوشتاری صفحه ۹۲ درس دوازدهم فارسی هشتم

۴- گروه‌های اسمی مشخص شده در جمله‌های زیر را به هسته و وابسته تجزیه کنید و در جدول قرار دهید.

 چه انشای زیبایی را نوشته‌ای!
 عجب لباس گران قیمتی را به فقیر بخشیدی!
 چه پرسش دقیقی از معلم پرسیدی!

پاسخ:

گروه اسمی
وابسته پیشینهستهوابسته پسین
صفت تعجبیاسمصفت بیانی
چهانشایزیبایی
عجبلباسگران‌قیمتی
چهپرسشدقیقی

معنی کلمات درس دوازدهم شیر حق فارسی هشتم

آموز:‌ یاد بگیر، فرا بگیرعمل: کار
اخلاص عمل: کار درست و با نیت پاکعفو: درگذشتن از گناه، بخشیدن
حق: خدارحمت: دلسوزی، مهربانی
منزه: پاک و بی عیببی‌محل: نامناسب
دغل: ناراستی، حقه باز و بد عملتیغ: شمشیر، خنجر
غزا: با دشمن دین جنگ کردنافراشتن: کشیدن
پهلوانی: شجاعت و قهرمانیافکندن: بدور انداختن
دست یافت: پیدا کرد، چیره شدبگذاشتی: رها کردی
زود: سریع و بی‌درنگبنده: آفریده
شتافت: سریع رفتمامور تنم: مامور نفس و جسم
خدو: آب دهان، بزاق و تف دهانهوا: میل و آرزو
افتخار: سر افرازی، سربلندیاهریمن: شیطان
نبی: پیامبرفعل: عمل، کار
ولی: سرپرست، قیمگوا: شاهد، گواه، دلیل
در زمان: سریع، فوری و بی‌درنگآز: حرص و طمع، زیاده خواهی
کاهلی: سستیسزا: شایسته
حیران: سرگشته، شیفته و متعجبکاذب: دروغگو
زین: از اینسوییتی بلاگ

معنی شعر صفحه ۸۹ فارسی هشتم

صبح صادق، قدرت کاذب شکست ◈※◈ رشته‌های دام اهریمن گسست

معنی: صبح راستین و حقیقی طلوع کرد(امام آمد)و شکوه و قدرت صبح کاذب(رژیم شاهنشاهی) را در هم شکست و نابود کرد.

واژه‌های مهم:
صبح صادق: صبح راستین
کاذب: دروغین
گسست: برید
اهریمن: شیطان
قدرت کاذب: مفعول
۲ جمله
صبح صادق: نهاد
رشته‌های دام اهریمن: گروه مفعولی

آرایه‌های ادبی:
صبح صادق: استعاره از انقلاب اسلامی
صبح کاذب: استعاره از رژیم شاهنشاهی
صادق و کاذب: تضاد
گسستن رشته دام اهریمن: کنایه از نابود کردن رژیم شاهنشاهی
صبح صادق: استعاره از امام خمینی(ره)
اهریمن: استعاره از شیطان

معنی شعر صفحه ۹۰ فارسی هشتم

قالب شعری: مثنوی یا دوتایی
لحن: روایی و توصیفی ، تعلیمی
پیام متن: اهمیت باطن و نیت‌، اخلاص داشتن در کارها‌، نماز اخلاق‌های زشت را از بین می‌‌برد.

۱- از علی آموز اخلاص عمل ◈※◈ شیرِ حق را دان مُنزّه از دَغَل

معنی: اخلاص در عمل را باید از حضرت علی (ع) یاد بگیری، آن شیر خدا را از هر حیله و نیرنگی، پاک و منزه بدان.

واژه‌های مهم:
اخلاص
: پاک و خالص بودن
شیرحق: استعاره از حضرت علی
منزّه: پاک و بی عیب
دغل: مکر و فریب

آرایه‌های ادبی:
علی
: متمم
اخلاص: مفعول
عمل: مضاف الیه
شیرحق: مفعول
منزه: مسند
دغل: متمم
۲ جمله


۲- در غزا بر پهلوانی دست یافت ◈※◈ زود شمشیری برآورد و شتافت

معنی: در جنگ بر پهلوانی تسلط یافت و غالب شد. فوری شمشیر را بیرون آورد و برای کشتنش شتافت.

واژه‌های مهم:
غزا
: جنگ، جنگ کردن در راه خدا
شتافت: حمله‌ور شد
دانش زبانی:
غزا
: متمم
پهلوان: متمم
زود: قید
شمشیر: مفعول
۳ جمله

آرایه‌های ادبی:
دست یافتن
: کنایه از چیرگی و برتری بر کسی یا چیزی، مسلط شدن
شمشیر بر آوردن: کنایه از بیرون کشیدن شمشیر از غلاف، آماده نبرد شدن.


۳- او خَدو انداخت بر روی علی ◈※◈ افتخارِ هر نبیّ و هر ولی

معنی: آن پهلوان آب دهانش را بر صورت حضرت علی انداخت‌. به روی کسی که مایه افتخار پیامبر و اولیا است.

واژه‌های مهم:
خدو: آب دهن
نبی: پیامبر
ولی: سرپرست

دانش زبانی:
نکته
: مصراع دوم «افتخار هر نبی و و هر ولی» از نظر دستوری بدل برای حضرت علی(ع) در مصراع اول است.
این بیت یک جمله دارد.
خدو: مفعول
بر روی: حرف اضافه مرکب
علی: متمم


۴- در زمان انداخت شمشیر آن علی ◈※◈ کرد او اندر غزایش کاهلی

معنی: امام علی سریع شمشیر را انداخت از جنگیدن با آن پهلوان دست کشید و مکث کرد‌.

واژه‌های مهم:
در زمان: فوراً
کاهلی: سستی
غزا: جنگ

دانش زبانی:
درزمان
: قید
شمشیر: مفعول
آن علی: نهاد
آن: وابسته پیشین، صفت اشاره،
علی: هسته ی گروه اسمی
غزا: متمم
نقش ضمیر متصل در غزایش: مضاف الیه
کاهلی: مسند
۱ جمله

آرایه‌های ادبی:
شمشیر انداختن:
 کنایه از کنار کشیدن از شمشیر، تسلیم شدن


۵- گشت حیران آن مبارز، زین عمل ◈※◈ وز نمودن عفو و رحم بی‌محل

معنی: آن مبارز از این کار از نشان دادن بخشش و رحم بی‌محل متعجب شد‌.

واژه‌های مهم:
عفو: بخشش
بی‌محل: بی‌جا، بی‌وقت
آن مبارز: پهلوان عرب، عمربن عبدود ( آن صفت اشاره، وابسته پیشین، مبارز: هسته گروه اسمی)
بی‌محل: نامناسب‌، ناشایست

دانش زبانی:
حیران
: مسند
زین: مخفف از این
این عمل: متمم(این: صفت اشاره، عمل: هسته گروه اسممی)
وز: مخفف و از
۱ جمله


۶- گفت: «بر من تیغ تیز افراشتی ◈※◈ از چه افکندی، مرا بگذاشتی؟»

معنی: آن پهلوان به حضرت علی گفت شمشیر تیز بر روی من کشیدی چرا شمشیر را انداختی و مرا زنده گذاشتی؟

واژه‌های ‌مهم:
افراشتی
: بالا بردی
تیغ: شمشیر
بگذاشتی: زنده نگه داشتی، رها کردی

دانش زبانی:
مفعول جمله‌های بالا بعد از فعل «گفت»
تیغ تیز: ترکیب وصفی

آرایه‌های ادبی:
تیغ تیز افراشتن:
 کنایه از قصد جان کسی داشتن‌، آماده نبرد شدن


۷- گفت: «من تیغ از پیِ حق می‌زنم ◈※◈ بندهٔ حقم نه مأمور تنم

معنی: گفت من برای رضای خدا شمشیر می‌‌زنم‌، بنده خدا هستم و مامور اجرای فرمان‌های نفس نیستم.

واژه‌های مهم:
تیغ: شمشیر
از پی: ِبه خاطر( حرف اضافه مرکب)
مأمور: مطیع، فرمانبر
تن: خودخواه

دانش زبانی:
تیغ
: مفعول
حق: متمم
بعد از فعل «گفت» کل جمله بعدش مفعول برای گفت محسوب می‌‌شود.
بنده حق: مسند
میم در بنده حقم: شناسه فعل اسنادی
مأمور تن: مسند، میم شناسه فعل اسنادی
۴ جمله


۸- شیرِ حقم، نیستم شیرِ هوا ◈※◈ فعلِ من بر دینِ من باشد گوا

معنی: شیر خداوند هستم و شیر هوای نفس (میل و خواسته های نفسانی) نیستم‌. رفتار و عملم بر دین و ایمان من گواهی می‌‌دهد‌.

واژه‌های مهم:
هوا
: میل و خواهش درونی
فعل: رفتار
گوا: مخفف گواه، شاهد، دلیل

دانش زبانی:
شیرحقم
: میم شناسه فعل اسنادی
شیرحق: مسند، ترکیب اضافی
شیرهوا: ترکیب اضافی و مسند
فعل من: نهاد
دین: متمم
من: مضاف الیه
گواه: مسند

آرایه‌های ادبی:
تشبیه
: من مانند شیر حق هستم.
شیر هوا: اضافه استعاری، هوا(میل) مثل جنگل شیر دارد.
تلمیح: الاعمال بالنیات
جناس تام: شیر(شجاعت)، شیر( حیوان وحشی)


۹- بادِ خشم و بادِ شهوت، بادِ آز ◈※◈ بُرد او را که نبود اهلِ نماز

معنی: خشم‌، شهوت و طمع مانند باد است که انسان‌های بی نماز را از بین می‌‌برد‌. (تاکید بر نماز خواندن)

واژه‌های مهم:
آز
: زیاده خواهی، طمع
بُرد: نابود کرد
اهل نماز: مسند

آرایه‌های ادبی:
تشبیه
: باد خشم، باد شهوت، باد آز(اضافه تشبیهی)
تلمیح: آیه ۴۵ سوره عنکبوت« انَّ الصالهَ عن الفحشا و المنکر»
مراعات نظیر: خشم‌، شهوت‌، آز


۱۰- چون درآمد در میان، غیر خدا ◈※◈ تیغ را دیدم نهان کردن سزا»

معنی: چون کار غیر خدا در میان آمد پنهان کردن شمشیر را شایسته پنداشتم‌.

واژه‌های مهم:
غیر خدا: خواهش نفسانی
سزا: شایسته
دیدم: تصور کردن، پنداشتن

دانش زبانی:
نهان کردن تیغ را سزاوار دیدم
: فعل
دیدن چهار جزئی گذرای به مفعول و مسند هست.

آرایه‌های ادبی:
تیغ پنهان کردن
: کنایه از کنار کشیدن از جنگ

اخلاص: پاکدلیکاهلی: سستی
منزّه: پاکحیران: متعجب
دغل: مکر و نیرنگعفو: بخشش و گذشت
غزا: جنگمامور: عامل، کارگزار، وکیل
خدو: آب دهانخشم: غضب، عصبانیت
نبی: پیامبرشهوت: میل، آرزو
ولی: سرپرستآز: حرص و طمع
در زمان: فوراسزا: شایسته، سزاوار

تاریخ ادبیات درس دوازدهم فارسی هشتم

مولوی

مولوی: قرن (۷)  جلال الدین محمّد بلخی، معروف به مولوی از شاعران و عارفان بزرگ ایران در قرن هفتم است. آثار او عبارتند از: مثنوی معنوی، دیوان شمس، فیه مافیه، مکتوبات و مجالس سبعه است.

حکایت انشاالله فارسی هشتم

مفهوم کلی: هر سخن جایی و هر نقطه مکانی دارد‌.
پیام حکایت: انجام تمام کارها به دست خداوند است.

※ آورده‌اند که، مردی در راهی می‌رفت و دَرِمی چند در آستین داشت و در عقیدتش خلل بود.

معنی: نقل کرده‌اند که مردی در حال عبور از راهی بود و مقداری سکه نقره داشت که در آستین خود پنهان کرده بود و ایمانش به خدا ضعیف بود.

واژه‌های مهم:
آورده اند
: نقل کرده‌اند.
دِرَم: پول نقره
خلل: آسیب
عقیده: باور، ایمان


※ یکی او را گفت: «کجا می‌روی؟» گفت: «دِرَمی دارم؛ به خَز فروشان می‌شوم تا خزی خرم.» گفت: «بگو ان شاءالله!»

معنی: یکی به او گفت: کجا می‌روی؟ گفت: مقداری سکه نقره دارم به بازار لباس فروش‌ها می‌روم تا لباسی بخرم. آن مرد به او گفت: بگو اگر خدا بخواهد!

واژه‌های مهم:
خز:
 لباس، پوست
خز فروشان: بازار پوست فروشان، بازار لباس فروشان
ان شاءالله: اگر خدا بخواهد.


※ گفت: «به ان شاءالله چه حاجت است؟ که زر بر آستین است و خز در بازار!»

معنی: مردی که ایمانش ضعیف بود جواب داد: به ان شاء الله گفتن نیازی نیست زیرا پول و سکه همراه دارم و خز هم در بازار وجود دارد.

واژه‌های مهم:
زر:
 پول، سکه طلا


※ او بگذشت. در راه طرّاری به وی بازخورد و آن زر به حیلت ببرد. چون آن مرد واقف شد که زر ببردند، خجل‌وار بازگشت.

معنی: آن مرد رفت. در راه دزدی با او برخورد کرد و سکه‌های او را با فریب و حیله دزدید وقتی مرد با خبر شد که سکه‌هایش را دزدیده‌اند با خجالت بازگشت.

واژه‌های مهم:
طرار:
 دزد
حیلت: مکر، فریب
واقف: آگاه، باخبر
خجل وار: با خجالت
هان: آگاه باش


※ و به اتّفاق، هم آن مرد به او بازخورد و گفت: «هان! خز خریدی؟» گفت: «زر ببردند ان شاءالله.» گفت: «اشتباه کردی؛ ان شاءالله در آن موضع باید گفت تا فایده دهد!»

معنی: اتفاقاً همان مرد او را دید و به او گفت: آگاه باش! آیا لباس خریدی؟ مرد بی‌ایمان گفت: سکه‌هایم را دزدیدند اگر خدا بخواهد. اشتباه کردی انشاءالله باید در جایی گفت که فایده داشته باشد!

واژه‌های مهم:
به اتفاق:
 اتفاقاً
موضع: جایگاه، محل

معنی کلمات حکایت ان شاءالله فارسی هشتم

آورده اند: نقل کرده‌اند‌.زر در آستین بودن: کنایه از آماده بودن شرایط
مردی: یک مردبگذشت: رد شد‌، عبور کرد
درم: پول نقرهطرار: دزد‌، راهزن
عقیدت: ایمان‌، باوربازخورد: برخورد کرد
خلل: سستی‌، تباهی‌، ضعفحیلت: مکر و فریب
در عقیدتش خلل بود: ایمانش سست و ضعیف بودببرد: دزدید‌، برد
به: پیش ، نزدواقف: آگاه
خز: پوستخجل وار: مانند انسان شرمنده
خز فروشان: بازار پوست فروشانبه اتفاق: اتفاقا
می‌شوم: می‌رومموضع: جایگاه‌، موقعیت
حاجت: نیازفایده دهد: سودمند باشد.

سخن پایانی

اگر سوالی درباره جواب درس ۱۲ فارسی پایه‌ هشتم متوسطه اول با موضوع درس««شیرِ حق»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی می‌کنند.

جواب درس یازدهم فارسی هشتم
جواب درس سیزدهم فارسی هشتم
📝 نمونه سوالات پایه هشتم متوسطه‌ی اول

توجه: دانش‌آموزان عزیز شما می‌توانید برای دسترسی آسان‌تر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *