جواب درس دهم فارسی نهم

در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۱۰ فارسی نهم متوسطه اول با موضوع درس‌ «آرشی دیگر»‌ قرار گرفته‌ است که شامل جواب خودارزیابی، گفت و گو و فعالیت نوشتاری می‌باشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات فارسی نهم همراه باشید.

جواب خودارزیابی صفحه ۷۹ فارسی نهم

۱- کدام قسمت از درس، اشاره به شهید «حسین فهمیده» دارد؟

پاسخ:

کیست این کودک؟!
او چه می‌خواهد از این میدان؟!
کودک ما بغض خود را خورد
چشم در چشمان دشمن کرد
با صدایی صاف و روشن گفت: آی ای دشمن، من حسین کوچک ایران زمین هستم، کودکی از جنس نارنجک
در دهان تانک‌ها افتاد.


۲- درباره این مصراع شعر «آن طرف نصف جهان، با تانک‌های آتشین در راه» توضیح دهید.

پاسخ: منظور این است که ارتش عراق تنها نبود، بلکه نیمی از قدرت‌های بزرگ دنیا و کشورهای جهان همراه و پشتیبان او بودند و هر نوع سلاحی به این کشور می‌دادند از سلاح‌های شیمیایی و میکروبی گرفته تا تانک‌ها و هواپیماهای مجهز. اما در مقابل ایران فقط به نیروهای خودش و امید به خدا متکی بود.


۳- چه شباهت‌هایی بین این درس و درس هشتم (هم زیستی با مامِ میهن) وجود دارد؟ توضیح دهید.

پاسخ: هر دو مربوط به ادبیات پایداری و مربوط به وطن دوستی هستند و این که هرکس باید نگاهی دقیق به کشورش داشته باشد و هم چون رابطه مادر و فرزندی رابطه‌ای عاشقانه و پر احساس داشته باشند و برای همدیگر از بذل جان و مال و… دریغ نکنند.

جواب گفت‌وگو صفحه ۸۰ فارسی نهم

۱- درباره شباهت‌های آرش کمان‌گیر و حسین فهمیده گفت‌وگو کنید.

پاسخ: هر دو عزیز، ایرانی و سرافراز بودند، برای بیرون راندن دشمن پلید از خاک سرزمینشان جان خود را از دست دادند، عاشق سرزمین‌شان بودند، به ما فهماندند که باید از سرزمین و آرمان‌های ملت دفاع کنیم.


۲- به کمک اعضای گروه، متن درس را به صورت نقّالی، در کلاس اجرا کنید.

پاسخ: تقسیم کار کنید و هر‌کس کاری را بر عهده بگیرد. تصاویری از صحنه‌های جنگ تهیه کنید و همزمان با خواندن شعر به صورت نقالی، تصاویر را نیز نمایش دهید.

جواب فعالیت‌های نوشتاری صفحه ۸۰ فارسی نهم

۱- در مصراع‌های زیر، واژه‌های نادرست املایی را بیابید و شکل صحیح آنها را بنویسید.

الف) ناگهان تکبیر پر واکرد / در میان آتش و باروت، غوقا کرد.

پاسخ: غوغا

ب) این طرف تنها صلاح جنگ، ایمان بود / خانه‌های خاک و خون خورده / مهد شیران و دلیران بود.

پاسخ: سلاح

پ) دشمن بد عهد بی‌انصاف / با حجوم بی‌امان خود / مرزها را جابه‌جا می‌کرد. 

پاسخ: هجوم


۲- هر یک از بیت‌های زیر به کدام داستان اشاره دارد؟ چکیده آنها را در دو بند بنویسید.

جواب فعالیت‌های نوشتاری صفحه ۸۰ فارسی نهم

اشاره و تلمیح به داستان قرآنی اصحاب کهف دارد.
اصحاب کهف عده‌ای مسیحی بودند که در زمان حکمرانی امپراتوری روم باستان با نام دقیانوس در شهر افسوس در ترکیه امروزی زندگی می‌کردند و همگی جز یکی از آنان که چوپان بود از اشراف و درباریان بودند و دین خود را مخفی نگه می‌داشتند. آنها سرانجام از جبر روزگار خسته شده و به گفته قرآن بر اساس الهامی که از خداوند دریافت کردند، همراه سگ خود به غاری در روستایی به نام رقیم نزدیک مریوان کنونی رفتند. چون به غار رسیدند خواب ایشان را در ربود پس حدود سیصد سال به خواب رفتند و بعد از سیصد سال چون برخاستند خود پنداشتند که چند ساعتی بیش نخفته‌اند. چون به شهر رفتند همه چیز را دگرگون یافتند. سرانجام به غار بازگشتند و دیگر اثری از آنها یافت نشد و مردم بر فراز غار برای آنها مسجدی ساختند.

جواب فعالیت‌های نوشتاری صفحه ۸۰ فارسی نهم

تلمیح به داستان حضرت نوح و ساختن کشتی
حضرت نوح (ع) یکی از پیامبران بزرگ الهی بود که مردم را به پرستش خداوند و ترک بت‌پرستی دعوت می‌کرد. او سال‌ها برای هدایت قوم خود تلاش کرد، اما آن‌ها دعوتش را نپذیرفتند. پس از این‌که مردم به هدایت ایمان نیاوردند، خداوند به حضرت نوح دستور داد کشتی بزرگی بسازد. خداوند او را آگاه کرد که به‌زودی طوفانی عظیم زمین را فرا خواهد گرفت و او باید از هر نوع حیوان یک جفت، همراه با خانواده‌اش، در کشتی جای دهد تا از طوفان نجات یابند.
نوح (ع) با ایمان و صبر فراوان، کشتی را در مکانی که مردم به او می‌خندیدند و تمسخرش می‌کردند، ساخت. پس از پایان ساخت کشتی و سوار شدن به آن، طوفان بزرگ آغاز شد. آب‌های آسمان و زمین به هم پیوستند و سراسر زمین را فرا گرفتند. در این شرایط، حضرت نوح و همراهانش که در کشتی بودند، نجات یافتند، اما قوم او که دعوت حق را نپذیرفته بودند، در طوفان غرق شدند و عذاب الهی شامل حالشان شد.


۳- درک و دریافت خود را از سروده زیر، بنویسید.

«آسمان از شوق، دف می‌زد
شطّ خرّمشهر، کف می‌زد
شهر یکباره به هوش آمد
چشم اشک آلوده را واکرد
بر فراز گنبدی زیبا
پرچم خود را تماشا کرد».

پاسخ: این سروده با آهنگی استوار به حماسه بیرون راندن دشمن از خرمشهر اشاره دارد و از این اتفاق مهم و باارزش، آسمان به خاطر شوق و علاقه زیاد دف می‌زد و با این دف زدن رود خرمشهر با شادی وصف ناشدنی کف می‌زد و خرمشهر یکباره به هوش آمد و از اسارت و بندگی رهایی یافت و چشمان پر از اشک خود را باز کرد و با تلاش سربازان ایرانی که حقیقتاً همچون سربازان امام زمان(عج) هستند پرچم سه رنگ زیبای کشورمان، ایران عزیز، را بر فراز گنبدی زیبا بر افراشتند و خرمشهر، آن را تماشا می‌کرد.
این سروده‌ بیان دلاوری‌ها، شجاعت‌ها، استواری‌ها و شادی‌های سرشار همه مردم ایران به ویژه خرمشهری‌ها و تمام پدیده‌های آن را بیان می‌کند که در جنگی نابرابر حسین فهمیده و حسین فهمیده‌های زیادی همچون آرش کمانگیر برای دفاع از ایران و ایرانی به پا خواستند و جانانه و عاشقانه جان های خود را برای کشورشان فدا کردند تا به پاس این ایثار و فداکاری وجبی از خاک ایران به دست دشمن نیفتد.

معنی صفحه ۷۴ فارسی نهم‌

 جنگ، جنگی نابرابر بود
جنگ، جنگی فوق باور بود
کیسه‌های خاکی و خونی
خط مرزی را جدا می‌کرد
دشمنِ بد عهدِ بی‌انصاف
با هجوم بی‌امان خود
مرزها را جابه‌جا می‌کرد

معنی: جنگ، جنگی ناعادلانه و غیر قابل باور بود. کیسه‌های خاکی و خون آلود، خط مرزی ما و دشمن را مشخص می‌‌کرد. دشمن پیمان شکن با حمله‌های بی وقفه و پی در پی خود، سرزمین (کشور) ما را مورد تجاوز قرار می‌داد.

واژه‌های مهم:
نابرابر:
 ناعادلانه
فوق باور: بالاتر از درک و فھم
خط مرزی: حدود، مرز بین دو کشور
بدعهد: پیمان‌شکن
بی‌انصاف: ناجوانمرد
بی‌امان: پشت سر هم، یکسره

آرایه‌های ادبی:
تکرار
جنگی نابرابر، کیسه‌های خاکی و خونی، دشمن بد عهد و بی‌انصاف و هجوم بی‌امان: ترکیب وصفی

معنی صفحه ۷۵ فارسی نهم‌

 از میان آتش و باروت
می‌وزید از هر طرف، هر جا
تیرهای وحشی و سرکش
موشک و خمپاره و ترکش
آن طرف، نصف جهان با تانک‌های آتشین در راه
این طرف، ایرانیان تنها
این طرف تنها سلاح جنگ، ایمان بود

معنی: از میان آتش و گلوله، از هر طرف و هر جا، تیرهای سریع و رها شده و موشک و خمپاره و ترکش پرتاب می‌شد. در آن سمت، نیمی از قدرت‌های جهان با تانک‌های مجهز به پیش می‌آمدند و در این سمت رزمندگان ایرانی تنها و دست خالی بودند و نتها سلاح جنگیدن آن‌ها، ایمان و اعتقاد به خداوند بزرگ بود.

واژه‌های مهم:
باروت: مجاز از گلوله
تیرهای وحشی، می‌وزید از هرطرف: تشخیص – استعاره.
موشک، خمپاره، ترکش، تانک، سلاح و جنگ: مراعات نظیر
سرکش و ترکش: جناس
آن طرف و این طرف: تلمیح به جنگ ایران و عراق
ایمان مانند سلاح: تشبیه
هرطرف، هرجا، آن طرف، این طرف و این طرف: ترکیب وصفی که به ترتیب با صفت‌های پیشین مبهم، مبهم، اشاره، اشاره و اشاره ساخته شده‌اند.
تیرهای وحشی و سرکش: دو ترکیب وصفی
سرکش: مرکب
وحشی: مشتق
موشک: مشتق (موش + ک)
آتشین: مشتق (صفت نسبی)

آرایه‌های ادبی:
سرکش و ترکش جناس تناسب: موشک و خمپاره و ترکش
تیرھای وحشی و سرکش: تشخیص، تیرھایی که نافرمان بودند و از ھیچ قاعدۀ خاصی پیروی نمی‌کردند.
جهان: مجاز به علاقه محلیت: مردم جهان
ایمان به سلاح جنگ تشبیه شده است: ایمان مانند سلاح وسیلۀ دفاع بود.


 خانه‌های خاک و خون خورده
مهد شیران و دلیران بود
شهر خونین، شهر خرمشهر
در غروب آفتاب خویش
چشم در چشم افق می‌دوخت
در دهان تانک‌ها می‌سوخت

معنی: خانه‌های آلوده به خاک و خون، جایگاه رزمندگان شجاع بود. شهر خرّمشهر که از خون رزمندگان رنگین شده بود، در آخرین لحظات عمر خود (نابودی خود) اسمان نگاه می‌کرد و در میان آتش تانک‌ها می‌سوخت.

واژه‌های مهم:
افق: کرانۀ آسمان
خانه‌های خاک و خون خورده: نهاد
شهر خونین: ترکیب وصفی (خونین: صفت مشتق: خون + ین)
دهان: متمم
می‌سوخت: ماضی استمراری
خون‌خورده: صفت مشتق + مرکب

آرایه‌های ادبی:
واج‌آرایی: «خ» در (خانه‌های خاک و خون خورده)
شیران: استعاره از رزمندگان ایرانی
چشم‌دوختن خرمشهر: تشخیص و کنایه از خیره‌شدن
غروب آفتاب خویش: کنایه از نابودی و به پایان رسیدن عمر
در دهان تانک‌ها می‌سوخت: تشخیص و کنایه از بین رفتن
چشم افق: تشخیص
تشبیه: خانه‌های خاک و خون خورده [مشبه] مهد شیران و دلیران [مشبه‌ به] بود.

معنی صفحه ۷۶ فارسی نهم‌

 در چنان حالی هراس انگیز
شهر از آن سوی سنگرها
شیر مردان را صدا می‌زد:
«آی! ای مردان نام آور
ای همیشه نامتان پیروز
بی‌گمان امروز
فصلی از تکرار تاریخ است
گر بماند دشمن، از هر سو
خانه‌هامان تنگ خواهد شد …
ناممان در دفتر تاریخ
کوچک و کم رنگ خواهد شد.»

معنی: در آن لحظه‌های ترسناک، شهر از آن طرف سنگرها، رزمندگان شجاع را فریاد می‌زد: «ای مردان مشهوری که همیشه نامتان پیروز و سرافراز است. یقیناً، امروز، بخشی از تاریخ، در حال تکرار شدن است. اگر دشمن در هر قسمت از سرزمین ما بماند، خانه و سرزمین ما، محدود می‌شود و نام ما در تاریخ، بی‌اعتبار و محو خواهد شد.»

واژه‌های مهم:
هراس‌انگیز: ترسناک
شیرمردان: رزمندگان شجاع
نام‌آور: معروف، نامدار
مردان: منادا
شیرمردان: مرکب
نام‌آور: مرکب
نامتان: مضاف‌الیه
بی‌گمان: قید مشتق
کم‌رنگ: مرکب
و (در کوچک و کم‌رنگ): واو عطف
آی: اصوات (شبه جمله) است.

آرایه‌های ادبی:
صدا زدن شهر: تشخیص
تکرار ک و گ: واج‌آرایی
دفتر تاریخ: اضافه تشبیهی
شیرمردان در اصل اضافۀ تشبیهی مقلوب است: مردان شیر
خانه‌هامان تنگ خواهد شد: کنایه از کوچک شدن سرزمین
کوچک و کمرنگ خواهد شد: کنایه از بی‌اعتبار می‌شود


 خون میان سنگر آزادگان جوشید
مثل یک موج خروشان شد
کودکی از دامن این موج بیرون جست
از کمند آرزوها رَست
چشم او در چشم دشمن بود
دست او در دست نارنجک
معنی: 
ایرانیان آزاده و جوان مرد در میان سنگرها خشمگین شدند و مثل موج خروشانی به حرکت درآمد. کودکی از میان موج رزمندگان بیرون آمد و از دام آرزوهای مادّی خود، رها شد در حالی که نارنجک در دست داشت در چشمان دشمن خیره شد.

واژه‌های مهم:
آزادگان: جوانمردان
کمند: بند، طناب
رست: رها شد، نجات یافت
خروشان و نارنجک: مشتق (نارنج + ک)

آرایه‌های ادبی:
جوشیدن خون: کنایه از خشمگین شدن و مبالغه
مثل یک موج: تشبیه
دامن این موج: تشخیص
جناس: رست و جست
۶ جمله

معنی صفحه ۷۷ فارسی نهم‌

 جنگ، جنگی نابرابر بود
جنگ، جنگی فوق باور بود
کودک تنها، به روی خاکریز آمد
صد هزاران چشم، قاب عکس کودک شد
خط دشمن، گیج و سرگردان
چشم‌ها از این و آن پرسان:
«کیست این کودک؟
او چه می‌خواهد از این میدان؟!
صحنهٔ جانبازی است اینجا؟!
یا زمین بازی است اینجا؟!»
معنی: 
جنگ، جنگی ناعادلانه و غیرقابل باور بود. کودک تنها (=حسین فهمیده)، بالای خاکریز آمد و صدها هزار نفر او را نگاه می‌کردند. سپاه دشمن مات و سرگشته بود و با یک نگاه از هم دیگر می‌پرسیدند که این کودک، کیست؟ و در این میدان جنگ، چه می‌خواهد؟ این جا میدان جنگ و فداکاری است یا زمین بازی کرد؟

واژه‌های مهم:
جنگی نابرابر: مسند
جنگی فوق باور: مسند
به روی خاکریز: متمم قیدی
صد هزاران: صفت پیشین شمارشی
چشم: هسته (صد هزاران چشم)
فعل: بود بعد از (خط دشمن، گیج و سرگردان) و (چشم‌ها از این و آن پرسان) حذف شده است.

آرایه‌های ادبی:
چشم: مشبه و قاب عکس: مشبه‌به
پرسان بودن چشم: تشخیص و حس‌آمیزی
صد هزاران چشم کنایه از: بی‌شمار بودن دشمن
زمین بازی است اینجا؟! استفهام انکاری


 دشمنان کوردل، اما
در دلش خورشید ایمان را نمی‌دیدند
تیغ آتش خیز «دستان» را نمی‌دیدند
در نگاهش خشم و آتش را نمی‌دیدند
بر کمانش تیر «آرش» را نمی‌دیدند
در رگش خونِ «سیاوش» را نمی‌دیدند

معنی: ولی دشمنان گمراه، نور خورشید ایمان و اعتقاد به خدا را در قلبش نمی‌دیدند. آن‌ها شمشیر آتشین او را که مانند شمشیر «دستان»، در دستش بود، نمی‌دیدند؛ و نگاه خشمگین او را که مانند آتشی سوزان بود، تمی دیدند و نارنجک در دستش را که مانند تیرکمان آرش پهلوان بود، نمی‌دیدند؛ و نمی‌دیدند که در رگش، خون پهلوان دلیر ایرانی، سیاوش، جاری است.

واژه‌های مهم:
کوردل: کند فھم، نادان

آرایه‌های ادبی:
دل: مجاز از وجود
خورشید ایمان: اضافه تشبیهی
دستان، آرش و سیاوش: تلمیح به داستان شاهنامه فردوسی
کمان و تیر: مراعات نظیر
خون و رگ: مراعات‌نظیر
۵ جمله

معنی صفحه ۷۸ فارسی نهم‌

 کودک ما بغض خود را خورد
چشم در چشمان دشمن کرد
با صدایی صاف و روشن گفت:
«آی، ای دشمن!
من حسین کوچک ایران زمین هستم؛
یک تنه با تانک می‌جنگم
مثل کوهی آهنین هستم
من همین هستم».

معنی: کودک ما غم و اندوه خود را فرو نشاند و بر خود مسلّط شد و به دشمن نگاه کرد (با دشمن رو در رو شد) و با صدایی آشکار و رسا گفت: «ای دشمن! آگاه باش که من حسین کوچکی از لشکر ایران هستم که مانند کوهی استوار و محکم در کمین تانک‌های نحس شما هستم تا آن‌ها را نابود کنم».

واژه‌های مهم:
یک‌تنه: به تنهایی
کمین: پنهان شدن به قصد از پا درآوردن دشمن

آرایه‌های ادبی:
خوردن بغض: کنایه از کنترل کردن و پنهان کردن ناراحتی
مثل کوهی آهنین: تشبیه
۸ جمله


 ناگهان تکبیر، پَر وا کرد
در میان آتش و باروت، غوغا کرد
کودکی از جنس نارنجک
در دهان تانک‌ها افتاد

معنی: ناگهان، فریاد بلند الله و اکبر در آسمان پیچید و در میان آتش و گلوله، سر و صدایی برپا کرد. کودکی شجاع که مانند نارنجک بود، به طرف تانک‌ها حمله کرد …

واژه‌های مهم:
تکبیر، پر واکرد: تکبیر گفته شد.
ناگهان: قید
کرد: فعل ماضی
افتاد: ماضی ساده
نارنجک: مشتق (نارنج + ک).
سه جمله

آرایه‌های ادبی:
پر واکردن تکبیر مانند پرنده: استعاره
آتش، باروت، نارنجک و تانک: مراعات نظیر
دهان تانک: تشخیص
باروت: مجاز از فشنگ
(تکبیر) در میان آتش و باروت، غوغا کرد: تشخیص
کودکی از جنس نارنجک: تشبیه


 لحظه‌ای دیگر
از تمام تانک‌ها، تنها
تَلی از خاکسترِ خاموش
ماند روی دست‌های دشت
آسمان از شوق، دَف می‌زد
شطّ خرّمشهر، کف می‌زد
شهر، یکباره به هوش آمد
چشم اشک آلوده را وا کرد
بر فراز گنبدی زیبا
پرچمِ خود را تماشا کرد.

معنی: چند لحظه دیگر، از بین همه‌ی تانک‌ها، فقط، تپّه ای از خاکستر سرد و خاموش در میان دشت، باقی ماند. آسمان به خاطر شادی و اشتیاق، موسیقی می‌نواخت و رود خرمشهر شادی می‌کرد و شهر یک دفعه به خودش آمد و چشم گریانش را باز کرد و بر بالای گنبد زیبای مسجدی در پرچم سه رنگ جاودان ایران، داستان حماسه‌ی آرش قهرمان را دوباره می‌خواند و تماشا می‌کرد.

واژه‌های مهم:
لحظه‌ای دیگر: ترکیب وصفی است و نقش قید زمان دارد.
تنها: قید
تلی: نهاد
خاکستر: متمم
خاکستر خاموش: ترکیب وصفی
شط خرمشهر: نهاد
اشک آلود: صفت مشتق – مرکب

آرایه‌های ادبی:
دست دشت: تشخیص
دست و دشت: جناس
دف زدن آسمان: تشخیص و کنایه از شادی کردن
شهر: مجاز از مردم
ایهام: کف ۱- کف روی آب ۲- دست زدن (صدای برخورد امواج)
شهر به هوش آمد: تشخیص و کنایه از آگاهی
شهر چشم وا کرد: تشخیص

معنی کلمات آرشی دیگر فارسی نهم

افق: کنارههای آسمان، انتهای دید بدتجسم: تصویر ذهنی، دارای جسم شدن
عهد: بد پیمانروایی: روایت کنندگی، رونق، رواح
پرسان: پرسشگرنام آور: نامدار،
دستان: لقب زال، پدر رستم، جهان پهلوان ایرانیمشهور گنبد: برآمدگی بالای معابد و مساجد
دف: یکی از آلات موسیقیزار: رنجور، ضعیف
سو: جهتحمیت: مروت، جوانمردی، غیرت، رشک
شط: رود بزرگ که به دریا میریزدکاردان: خردمند، کار آزموده
فوق باور: باور نکردنی، غیر قابل باورسیرت: طریقه، روش، مذهب، خلق و خو
کمند: طناب، بندملازم: همراه، نوکر، ثابت قدم
مهد: گهواره، زمین هموارگران: سنگین، وقار
نام آور: مشهورعزل کردن: از شغل برکنار کردن
هجوم: حمله کردن، یورش، حملۀ ناگهانیغوغا: جار و جنجال زیاد
تل: تپه بلندیسرکش: عاصی، نافرمانی، یاغی
غالب: غلبه کننده، چیره، بسیار، افزونبی انصاف: ظالم، ستمکار، بیدادگر

حکایت نیک رایان صفحه ۸۱ فارسی نهم

حکایت نیک رایان صفحه ۸۱ فارسی نهم

حکایت: نیک رایان

 اسکندر، یکی از کاردانان را از عملی شریف، عزل کرد و عملی خسیس به وی داد.
معنی: اسکندر یکی از عوامل کار بلد خود را از کار با ارزش و مهم برکنار کرده و کاری کم ارزش و سطح پایین به وی سپرد.

 روزی آن مرد بر اسکندر درآمد؛ اسکندر گفت: چگونه می‌بینی عمل خویش را؟
معنی: روزی آن مرد اسکندر را دید. اسکندر گفت: کار خود را گونه می‌بینی؟

 گفت: زندگانی‌ات دراز باد! نه مرد به عمل، بزرگ و شریف گردد، بلکه عمل، به مرد، بزرگ و شریف گردد.
معنی: گفت: عمر شما طولانی باشد! مرد با انجام کار بزرگ نمی‌شود و ارزش نمی‌یابد، بلکه کار با مرد بزرگ می‌شود و ارزش می‌یابد.

 پس در هر عمل که هست، نیکو سیرتی میباید و داد.
معنی: پس در هر کاری، باید روش خوب و مناسب و انصاف را به کار گرفت.

بهارستان، جامی

واژه‌های مهم:
کاردان: کار بلد
عمل: کار دولتی
شریف: شرافتمند، بزرگ
عزل کرد: برکنار کرد
خسیس: اینجا فرومایه، بی‌ارزش
درآمد: وارد شد.
نه مرد به عمل، بزرگ و شریف گردد: نه جزء فعل است «نگردد»
سیرت: خلق‌وخوی

آرایه‌های ادبی:
تضاد: شریف و خسیس
تکرار: عمل

سخن پایانی

اگر سوالی درباره جواب درس ۱۰ فارسی پایه‌ نهم متوسطه اول با موضوع درس««آرشی دیگر»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی می‌کنند.

جواب درس نهم فارسی نهم
📝 نمونه سوالات پایه نهم متوسطه اول

توجه: دانش‌آموزان عزیز شما می‌توانید برای دسترسی آسان‌تر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *