جواب درس نهم فارسی نهم
در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۹ فارسی نهم متوسطه اول با موضوع درس «راز موفقیت» قرار گرفته است که شامل جواب خودارزیابی، گفت و گو و فعالیت نوشتاری میباشد. در ادامه با ما از بخش پاسخ سوالات فارسی نهم همراه باشید.
جواب خودارزیابی صفحه ۷۱ فارسی نهم
۱- چرا همکلاسی خواجه نصیر به او لقب «کوه آهن» داد؟
پاسخ: زیرا معتقد بود او خستگی نمیشناسد و با اینکه دوازده سال بیشتر نداشت نیمی از روز را در محضر یک استاد و نیمی دیگر را در محضر استاد دیگری میگذراند ولی آثار خستگی در چهره اش نمایان نمیشود.
۲- ویژگیهای اخلاقی ابوریحان و خواجه نصیر را مقایسه کنید.
پاسخ: هر دو پشتکار و همت زیادی در فراگیری علم و دانش، داشتند هر دو پیگیر مسئلههای علمی بودند؛ هر دو خواستار دانستن علم بودند تا خواندن آن، یاد گرفتن مشتاقانه مسائل علمی، یادگیری در همه حال و در همه وضعیتها و همه شرایط.
۳- به نظر شما راز موفّقیّت، در زندگی امروز، چیست؟
پاسخ: داشتن همت و پشتکار، برنامهریزی، تلاش و کوشش، تفکر و به کار بردن تجربیات دیگران.
جواب گفتوگو صفحه ۷۲ فارسی نهم
۱- خود را به جای خواجه نصیرالدّین توسی بگذارید و از زبان او علّتهای موفّقیّتش را بیان کنید.
پاسخ:
سلام بچهها،
میدانید چرا من توانستم در زندگی به موفقیت برسم؟
زیرا از دوران کودکی بهترین استفاده را کردم و از محضر استادان دانا و شایسته بهره بردم. همواره به مطالعه، تحقیق، گفتوگو و مناظره علاقه داشتم و برای رسیدن به پاسخ درست، تلاش میکردم. هنگام درس خواندن و بحث درباره مسائل علمی، آرامش و تمرکز داشتم و از یادگیری خسته نمیشدم.
من از تمام ساعات شبانهروز برای مطالعه استفاده میکردم و سرعت یادگیری بالایی داشتم. همچنین پدری صبور و مهربان داشتم که بخشی از بحثها و گفتوگوهای علمی را با او انجام میدادم و از راهنماییهایش بهره میگرفتم.
به محیط اطراف خود توجه میکردم و با اندیشیدن در پدیدههای طبیعی و آفریدههای خداوند به خداشناسی و خودشناسی میرسیدم. هدف من از درس خواندن فقط نمره یا شهرت نبود، بلکه دانستن و فهمیدن بود؛ به همین دلیل بسیار مطالعه میکردم و دانش را در ذهن خود ذخیره میساختم.
۲- داستان ابوریحان بیرونی را به صورت نمایش در کلاس اجرا کنید.
پاسخ: ابتدا تقسیم کار کنید و به هر کدام از دوستان و هم کلاسیهایتان یک نقش بدهید. سپس گفتوگوی شخص را به او گوشزد کنید چند بار تمرین کنید آنگاه نمایش را اجرا کنید.
جواب فعالیتهای نوشتاری صفحه ۷۳ فارسی نهم
۱- نوع رابطه معنایی (ترادف، تضاد) کلمههای زیر را مشخّص کنید.
پاسخ:
| جاهل، دانا | متضاد | فراست، زیرکی | مترادف |
| فروزان، بیفروغ | متضاد | بلند آوازه، گمنام | متضاد |
| نقره فام، سیمگون | مترادف | بحث، گفتوگو | مترادف |
۲- مانند نمونه، جدول زیر را کامل کنید.
پاسخ:
| فعل | زمان | نوع | شمار | شخص | بن |
| شنیدم | گذشته | ساده | مفرد | اول شخص | شنید |
| میسازیم | حال مضارع | اخباری | جمع | اول شخص | ساز |
| گفته اند | ماضی | نقلی | جمع | سوم شخص | گفت |
| بپرسید | مضارع | التزامی | جمع | دوم شخص | پرس |
| دارد می نویسد | مضارع | مستمر | مفرد | سوم شخص | نویس |
۳- جمله زیر با کدام قسمت درس، ارتباط معنایی بیشتری دارد؟ دلیل آن را بنویسید.
«انسانِ بلند همت تا پایهای بلند به دست نیاورد، از پای طلب ننشیند» (کلیله و دمنه)
پاسخ: هرچه بیشتر میآموخت عشق و علاقهاش به دانش اندوزی بیشتر میشد. به تشنهای میمانست که ساعتها در بیابانی خشک و زیر نور خورشید فرزوان مانده است و سپس به آب میرسد ولی هرچه از آن مینوشد گویی تشنهتر میشود.
۴- آرایههای هر عبارت را مشخّص کنید.
پاسخ:
الف) هر روز درخت وجود نصیرالدین، پر بارتر میشد.
تشبیه: درخت وجود
ب) همه یک صدا نام او را بر زبان میراندند.
کنایه: بر زبان راندن کنایه از مشهور شدن، کنایه از گفتن
معنی شعر صفحه ۶۵ فارسی نهم
چو خواهی که نامت بود جاودان / مکن نام نیک بزرگان نهان
معنی: اگر میخواهی که نام تو در جهان ماندگار بماند، نام خوب بزرگان را زنده نگه دار.
مفهوم کلی بیت: کوشایی و تلاش برای بزرگداشت نام بزرگان
آرایههای ادبی:
چو: اگر (حرف ربط وابسته ساز)
قافیه: جاودان و نهان
نهان: پنهان
جاودان: همیشگی، پیوسته، باقی، مخفّف جاویدان
دانش زبانی:
بیت دارای سه جمله است:
جملۀ اوّل: چو تو خواهی (تو: نهاد محذوف/ خواهی (میخواهی: فعل مضارع اخباری)
جملۀ دوم: نامت بود جاودان (نام: نهاد – ت: مضافالیه – بود: فعل)
جملۀ سوم: مکن نام نیک بزرگان نهان (تو: نهاد محذوف – نام: مفعول – نیک: صفت – بزرگان: مضافالیه – نهان: مسند – مکن: فعل)
معنی شعر صفحه ۶۶ فارسی نهم
راز موفقیت
※ کوچهها و میدانهای خاکی شهر توس، هر روز جایگاه کودکانی بود که گرد هم میآمدند و چند ساعتی به بازی و شادی و خندههای کودکانه سپری میکردند.
واژههای مهم:
توس: شهری تاریخی در شمال غربی مشهد
سپری کردن: گذراندن
آرایههای ادبی:
گرد هم آمدن: کنایه از جمع شدن
بازی، شادی، کودکانه: مراعات نظیر
کوچه، میدان، شهر: مراعات نظیر
ترکیب وصفی: میدانهای خاکی – خندههای کودکانه
※ در این میان، نصیرالدّین، هر روز لوح و کتاب در زیر بغل مینهاد. آرام از کوچهها میگذشت و خود را به محضرِ درس استاد میرساند. بازی او، مطالعه و تحقیق، فریادهای کودکانهاش، بحث و مناظره با دیگر شاگردان و شادابیاش هنگامی بود که مسئلهای را حل میکرد و پاسخ دلخواهش را مییافت. پیوسته دربارۀ جهان و آنچه در اطرافش میگذشت، تفکّر میکرد. در مغز کوچک او، پرسشهای شگفت و بزرگ نهفته بود.
واژههای مهم:
لوح: وسیلهای شبیه تخته که شاگردان در قدیم روی آن مینوشتند، لوحه
آرام: آهسته (قید حالت)
محضر: جای حضور، درگاه
بحث: گفتوگو، مناظره
مناظره: بحث و گفتوگوی رویارو برای شکست دادن طرف مقابل و اثبات سخن خود
پیوسته: همیشه، همواره (قید تکرار)
اطراف: پیرامون
شگفت: عجیب، حیرتآور
نهفته: پنهان
آرایههای ادبی:
لوح، کتاب، محضر، استاد، مطالعه، تحقیق: مراعات نظیر
※ چهار دیواری محضر استاد «حاسب»، جایگاهی بود که طنین پرسشهای او هر روز در آن میپیچید و به گوش استاد و شاگردانش میرسید و همه را شگفتزده میکرد. هیچ چیز مانند درس و بحث به روح ناآرام او آرامش نمیداد.
واژههای مهم:
چهار دیواری: منظور خانه
طنین: آواز، صدا
روح: روان، جان
نا آرام: بیقرار، ناراحت
دانش زبانی:
روح نا آرام او: «روح»: هسته، «نا آرام»: صفت بیانی، «او»: مضافالیه
مرجع ضمیر «او»، خواجه نصیرالدّین توسی است.
در گروه اسمیِ «هیچ چیز»، «هیچ»، صفت مبهم و «چیز»، هسته است.
آرایههای ادبی:
شگفتزده کردن: کنایه از به تعجب واداشتن
※ روزها میگذشت و هر روز، درخت وجود نصیرالدّین پربارتر میشد؛ اما هرچه بیشتر میآموخت، عشق و علاقهاش به دانشاندوزی نیز بیشتر میشد. به تشنهای میمانست که ساعتها در بیابانی خشک و زیر نور خورشید فروزان مانده است و سپس به آب میرسد؛ ولی هرچه از آن مینوشد، گویی تشنهتر میشود.
واژههای مهم:
میمانست: شبیه بود
فروزان: روشن، تابان، درخشان
گویی: انگار، مثل اینکه، گویا
آرایههای ادبی:
درخت وجود: اضافۀ تشبیهی (وجود به درخت تشبیه شده)
به تشنهای میمانست: تشبیه
آب، بیابان، خورشید، تشنه: مراعات نظیر
معنی شعر صفحه ۶۷ فارسی نهم
※ همۀ آنانی که نصیرالدّین را میشناختند و با او هم درس بودند، در هرجا که سخن از هوش و فراست و زیرکی به میان میآمد، یک صدا نام او را بر زبان میراندند. همگی بر این باور بودند درسی را که آنان یک ساله به پایان میرسانند، نصیرالدّین در یک ماه فرا میگیرد. آن هنگام که نصیرالدّین در محضر استاد «حاسب» و استاد «حمزه» حاضر میشد، روی سخن استادان با او بود؛ زیرا تنها نصیرالدّین بود که پاسخ همۀ پرسشهای آنان را میدانست. روزی در محضر استاد حمزه، یکی از شاگردانی که در کنار نصیرالدّین نشسته بود، گفت: «من نام تو را کوه آهن نهادهام».
واژههای مهم:
فراست: زیرکی، باهوشی
روی سخن: طرفِ صحبت
استاد حاسب: احمد بن عبدالله مَروی از منجّمان و ریاضیدانان بود. وی به علّت مهارت در محاسبات به «حاسب» (حسابگر) نامدار شد
هر جا: «هر»: صفت مبهم، «جا»: هسته.
جملۀ پس از «گفت» مفعول است. (چه چیز را گفت؟ «من نام تو را کوه آهن نهادهام»
آرایههای ادبی:
یکصدا بودن: کنایه از متحّد بودن
بر زبان راندن: کنایه از گفتن
تشبیه: نام تو را کوه آهن نهادهام
کوه: نماد استواری.
معنی شعر صفحه ۶۸ فارسی نهم
※ نصیرالدّین پرسید: «چرا چنین میگویی؟»
شاگرد گفت: «زیرا تو خستگی نمیشناسی. با اینکه دوازده سال بیشتر نداری و نیمی از روز را در محضر استاد حاسب و نیمی دیگر را، چون من، در محضر استاد حمزه میگذرانی، هیچ گاه در رخسار…
… تو آثار خستگی نمیبینم؛ امّا من که هجده سال دارم و از تو قویترم و تنها نیمی از روز را در محضر استاد حمزه میگذرانم، در پایان روز خسته میشوم».
واژههای مهم:
محضر: جای حضور، درگاه
رخسار: چهره
نیم: نصف
※ نصیرالدّین پس از شنیدن این سخن خندید و گفت: «پس این نیز بدان که من در کنار پدرم مینشینم و دربارۀ درسهایی که در روز فرا گرفتهام، با او بحث و گفتوگو میکنم. شبها، آنگاه که شهر توس در آرامش فرو رفته است و همه بیصدا خوابیدهاند، ساعاتی کنار باغچه میایستم و به آسمان، ستارههای نقرهفام و ماه که چون ظرفی سیمگون میدرخشد مینگرم و غرق اندیشه و خیال میشوم.»
واژههای مهم:
فراگرفتهام: یادگرفتهام
شهر توس: در اینجا منظور مردم توس است.
فام: پسوندی است به معنای رنگ
نقرهفام: نقره رنگ
سیم: نقره
سیمگون: مثل سیم، نقرهای
غرق: فرورفتن
آرایههای ادبی:
شهر توس در آرامش فرو رفته: مجاز از مردم شهر
ماه چون ظرفی سیمگون میدرخشد: تشبیه
شب، آسمان، ستاره، ماه: مراعات نظیر
※ جوان پرسید: «برای چه به ماه و ستارگان میاندیشی؟»
نصیرالدّین پاسخ داد: «برای اینکه بدانم آنها چه هستند و در این فضای بیکران چگونه شناورند و این، تنها یکی از اندیشههای من دربارۀ آنهاست. من از دیدن ماه و ستارگان و آسمان بیکران و تفکّر در آنها درس خداشناسی میآموزم».
واژههای مهم:
فضا: میدان، عرصه
فضای بیکران: آسمان
کَران: کنار، گوشه، پایان
بیکران: بیپایان، بیگوشه
شناور: حرکت و شنا کردن
میآموزم: فرامیگیرم
※ – شگفتا! با این همه، تو باز هم روزها هشیارتر و بیدارتر از من و دیگران، درس را فرا میگیری. بگو بدانم راز موفّقیّت تو چیست و چرا هرگز خسته و آزرده نمیشوی؟
– تنها یک چیز و آن نیز این است که تو میخواهی بخوانی و من میخواهم بدانم.
– پس به همین سبب است که بسیار میخوانی و آنچه استادان در سینه دارند، از آنان مشتاقانه میآموزی و در گنجینۀ وجود خود جای میدهی.
واژههای مهم:
شگفتا: عجبا
هشیار: هوشیار، باهوش
بیدار: آگاه
فرامیگیری: یاد میگیری
موفقیّت: پیروزی
هرگز: هیچگاه، اصلاً
آزرده: افسرده، اندوهگین، دلتنگ.
سینه؛ در اینجا به معنای حافظه و ذهن
مشتاقانه: با شور و شوق، با علاقه
گنجینه: جای گنج، خزانه
گنجینۀ وجود: ترکیب اضافی
آرایههای ادبی:
گنجینۀ وجود: اضافۀ تشبیهی (وجود: مشبّه، گنجینه: مشبّهبه.)
معنی شعر صفحه ۶۹ فارسی نهم
آخرین پرسش
※ پیرمردی که سالهای عمرش به هفتاد رسیده بود، در بستر بیماری، واپسین لحظات زندگی را میگذرانید. در تن رنجورش رمقی باقی نمانده بود و کمکم شمع وجودش به خاموشی میگرایید. بستگانش با چشمانی اشکبار نگران حال وی بودند. آنگاه که نفس او به شماره افتاده بود، دوستی فقیه و دانشمند بر بالین وی حاضر آمد و با اندوهی بسیار، دست نوازش بر سر و رویش کشید.
واژههای مهم:
واپسین: آخرین
رنجور: بیمار، دردمند
رمق: نیرو، توان
میگرایید: گرایش داشت
بستگان: خویشاوندان، اقوام
اشکبار: گریان
فقیه: دانشمند
بالین: بستر
حاضر آمد: حاضر شد
اندوه: غم، ناراحتی
آرایههای ادبی:
شمع وجودش: اضافۀ تشبیهی (وجود: مشبّه، شمع: مشبّهبه)
شمع وجودش به خاموشی میگرایید: کنایه از اینکه در حال مرگ بود
نفس به شماره افتادن: کنایه از در حال مردن بودن و به سختی نفس کشیدن
دست، سر، روی: مراعات نظیر
شمع وجود: ترکیب اضافی
معنی شعر صفحه ۷۰ فارسی نهم
※ مرد بیمار با کلماتی مقطّع از دوست دانشمندش تمنّا کرد که یکی از مسائل علمی را که زمانی با وی در میان گذاشته بود، باز گوید. فقیه گفت: «ای دوست گرامی، اکنون چه جای این پرسش است؟»، بیمار با تعرّض پاسخ داد: «ای مرد، کدام یک از این دو امر بهتر است: اینکه مسئله بدانم و بمیرم یا نادانسته و جاهل درگذرم؟»
واژههای مهم:
مقطّع: قطع شده، ناپیوسته، بریده بریده
تمنّا: خواهش
تعرّض: حالتی از اعتراض به خود گرفتن، شکایت، شِکوه
نادانسته: نادان، ناآگاه
جاهل: نادان.
مسائل: جمعِ مکسّر مسئله
چه جای این پرسش است: جای این سؤال نیست. (استفهام انکاری).
آرایههای ادبی:
درگذرم: کنایه از بمیرم
مراعات نظیر: دانشمند، مسائل علمی، فقیه، پرسش، مسئله، پاسخ، دانستن و …
※ مرد فقیه مسئله را باز گفت و سپس از جای برخاست و دوست بیمار را ترک کرد. هنوز چند قدمی دور نشده بود که شیون از خانۀ بیمار برخاست؛ بیمار پاسخ خویش را یافت و آرام و خندان دیده از جهان فرو بست. او دانشمند بلند آوازۀ ایرانی، ابوریحان بیرونی در قرن پنجم هجری است. این شیوۀ علم جویی و یادگیری، همان سفارش پیامبر بزرگوار اسلام (ص) است که فرمود: «اُطلُبوا العِلْمَ مِنَ المَهْدِ اِلَی اللَّحَدِ» (ز گهواره تا گور دانش بجوی).
واژههای مهم:
برخاست: بلند شد.
شیون: گریه و زاری، نالۀ بلند
یافتن: فهمیدن
بلند آوازه: نامآور، معروف، مشهور
شیوه: روش
سفارش: توصیه
آرایههای ادبی:
دیده از جهان فرو بست: کنایه از مردن
«اُطلبُ العلمَ مِنَ المَهدِ اِلَی اللَّحِدِ»: تضمین
معنی کلمات درس نهم فارسی نهم
| طنین: آواز | رمق: توان، نیرو |
| فراست: هوشمندی، زیرکی باطنی | مقطع: بریده، بریده بریده |
| بیکران: بیپایان | لحد: گور، جایی از گور که سر مرده است |
| رنجور: آزرده، غمگین | رخسار: چهره |
| بالین: بالش، بستر | سیمگون: نقره گون، سفید رنگ |
| تعرض: حالتی از اعتراض به خود گرفتن | واپسین: آخرین |
| شیون: ناله و زاری | فقیه: دانشمند علم فقه |
| مَهد: گهواره، بستر | سوییتی بلاگ |
برخی آرایه های مهم درس (امتحانی)
درخت وجود نصیر الدین پربارتر می شد: تشبیه « وجود خواجه نصیر به درخت تشبیه شده است»
به تشنهای میمانست که ساعتها در بیابانی خشک و زیر نور خورشید: خواجه نصیر به انسانِ تشنهای که در بیابان مانده است، تشبیه شده است»
آسمان، ستاره، ماه: مراعات نظیر ستارههای نقره فام: تشبیه ستاره به نقره
آسمان، ستارههای نقره فام و ماه که چون ظرفی سیمگون میدرخشد: تشبیه غرق اندیشه و خیال میشوم: کنایه از فکر میکنم.
تو میخواهی بخوانی و من میخواهم بدانم: واج آرایی حرف ب و ی
در گنجینۀ وجود خود جای میدهی: تشبیه « وجود به گنجینه»
پیام کلی درس راز زندگی فارسی نهم
آشنایی با سرگذشت بزرگان عرصه فرهنگ و علم و درک شیرینی علم و دانش تا انسان از مشکلات راه علم مایوس نشود و با گام های استوار، امیدوار در این راه بیش رود . داشتن هدف در راه دانش مهم است و باعث می شود علم آموزی برای انسان شیرین باشد. دین اسلام و بزرگان ما هم همواره بر علم آموزی تاکید داشته اند.
درس با حالت روایی آغاز میشود با توصیف ادامه مییابد و با گفت و گو به پایان میرسد.
تاریخ ادبیات: ابوریحان بیرونی: ریاضی دان و فیلسوف ایرانی(۳۶۲-۴۴۰ هـ.ق) چند سال در گرگان در دربار «قابوس بن و شمگیر» به سر برد و کتاب «آثار الباقیه» را به نام آن پادشاه تالیف کرد.
چندی با دانشمندان هندی مصاحبت و هم نشینی داشت. مواد لازم را برای تالیف کتاب « تحقیق ماللهند » فراهم آورد. یکی از آثار با ارزش ایشان: التّفهیم
تاریخ ادبیات راز موفقیت فارسی نهم

شاعر/ نویسنده: ابوریحان بیرونی
قرن / سال: ۴۴۰-۳۶۲ هـ
اثر/ آثار: آثارالباقیه- تحقیق ماللهند
ویژگی/ اهمیت: التفهیم ریاضیدان و منجم و فیلسوف ایرانی
سخن پایانی
اگر سوالی درباره جواب درس ۹ فارسی پایه نهم متوسطه اول با موضوع درس««راز موفقیت»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی میکنند.
✅ جواب درس هشتم فارسی نهم
✅ جواب درس دهم فارسی نهم
📝 نمونه سوالات پایه نهم متوسطه اول
توجه: دانشآموزان عزیز شما میتوانید برای دسترسی آسانتر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.
نظرات کاربران