در این نوشته جدیدترین گام به گام درس ۷ تاریخ دهم انسانی با موضوع درس «ایران در عصر باستان» قرار گرفته است که شامل جواب فعالیت صفحات ۶۲ تا ۶۹ میباشد. در ادامه با ما از بخش جواب تاریخ دهم انسانی همراه باشید.
جواب فعالیت صفحه ۶۲ تاریخ دهم انسانی

به پنج گروه تقسیم شوید و هر گروه با استفاده از مجموعه قصههای شاهنامه، یکی از داستانهای زیر را خلاصه و گزارش آن را در کلاس بخوانید و بگویید هر یک از این داستانها، متعلق به کدام یک از دورههای نمودار بالا است.
پاسخ:
۱- داستان جمشید
۲- داستان ضحّاک ماردوش
۳- داستان کاوه آهنگر
۴- داستان سیاوش
۵- داستان رستم و سهراب
۱- داستان جمشید: جمشید از قدرتمند ترین پادشاهان اسطوره ای در فرهنگ ایران زمین است که به ایجاد نظام طبقاتی و جامعه مدنی پرداخت و مردم را با مشاغل شهری مانند نساجی ، خیاطی، معماری ، پزشکی ، صنعتگری ، کشتی رانی و استخراج سنگهای قیمتی آشنا کرد . جمشید در تمام ملتهای منطقه جایگاه ویژه ای دارد . برای نمونه در بسیاری از کتب تاریخ عربی بار ها به نیکی و درستی از وی یاد شده است. نسبت دادن شهر پارسه داریوش شاه به نام تخت جمشید از دیگر نمونه های بزرگی و شکوه اوست.
جشن نوروز یادگار روز تاجگذاری اوست که به دو بخش نوروز عامه و خاصه تقسیم می شود. از اقدامات دیگر جمشید ، تقاضای جاودانگی برای نوع بشر است که مورد پذیرش اهورا مزدا واقع شد. ساختن ورجمکرد (بهشت زمینی) نیز برای بقای نسل انسان ها پس از یخبندان مهر کوشان بود که از کارهای دیگر اوست . جمشید با داشتن قدرتی بی پایان و ملتی سالم و جاودان دچار غرور شد و این موفقیت های یزدانی را به خود نسبت داد. از این رو دچار خشم الهی گشت و فره ایزدی از او دور شد. و به جای وی پادشاهی سفاک از عربستان به نام ضحاک بر تخت نشست که سال ها مردم را آزار و شکنجه داد تا این که یکی از نوادگان جمشید به نام فریدون به پشتیبانی کاوه آهنگر قدرت را به دست گرفت و ضحاک را به فرمان سروش در کوه البرز زندانی ساخت . لایه های اجتماعی زمان جمشید را احیا کرد و به گستر قلمرو سلطنتی خود از ایران به توران و روم پرداخت .او جشن مهرگان را به عنوان روز جلوس خود پایه گذاری کرد وی پیرو آیین مهر یا میترائیسم بود. فریدون پس از مدتی پادشاهی، محدوده فرمانروایی خود را بین سه پسرش ایرج و سلم و تور تقسیم کرد اما سلم و تور بر اثر حسادت ، ایرج را کشتند زیرا خواستار ایران جایگاه فرمانروایی او بودند .بعدها فرزند ایرج ، منوچهر انتقام پدر را گرفت و پادشاهی ایران بزرگ را عهده دار شد.
۲- داستان ضخاک ماردوش : ضحاک فرزند امیری نیک سرشت و دادگر به نام« مرداس» بود. اهریمن که در جهان جز فتنه و آشوب کاری نداشت کمر به گمراه کردن ضحاک جوان بست. به این مقصود خود را به صورت مردی نیکخواه و آراسته درآورد و پیش ضحاک رفت و سر در گوش او گذاشت و سخن های نغز و فریبنده گفت. ضحاک فریفته او شد. آنگاه اهریمن گفت: « ای ضحاک، می خواهم رازی با تو درمیان بگذارم. اما باید سوگند بخوری که این راز را با کسی نگویی.، ضحاک سوگند خورد. اهریمن وقتی مطمئن شد گفت: « چرا باید تا چون تو جوانی هست پدر پیرت پادشاه باشد؟ چرا سستی می کنی؟ پدرت را از میان بردار و خود پادشاه شو. همه کاخ و گنج و سپاه از آن تو خواهد شد.» ضحاک که جوانی تهی مغز بود دلش از راه به در رفت و در کشتن پدر با اهریمن یار شد. اما نمی دانست چگونه پدر را نابود کند. اهریمن گفت: « غم مخور چاره این کار با من است.»مرداس باغی دلکش داشت. هر روز بامداد برمی خواست و پیش از دمیدن آفتاب در آن عباد می کرد. اهریمن بر سر راه او چاهی کند و روی آن را با شاخ و برگ پوشاند. روز دیگر مرداس نگون بخت که برای عبادت می رفت در چاه افتاد و کشته شد و ضحاک ناسپاس بر تخت شاهی نشت. چون ضحاک پادشاه شد، اهریمن خود را به صورت جوانی خردمند و سخنگو آراست و نزد ضحاک رفت و گفت: « من مردی هنرمندم و هنرم ساختن خورشها و غذاهای شاهانه است. ضحاک ساختن غذا و آراستن سفره را به او واگذار کرد. اهریمن سفره بسیار رنگینی با خورش های گوناگون و گوارا از پرندگان و چهارپایان، آماده کرد. ضحاک خشنود شد. روز دیگر سفره رنگین تری فراهم کرد و همچنین هر روز غذای بهتری می ساخت. روز چهارم ضحاک شکم پرور چنان شاد شد که رو به جوان کرد و گفت: « هر چه آرزو داری از من بخواه.»اهریمن که جویای این فرصت بود گفت: « شاها، دل من از مهر تو لبریز است و جز شادی تو چیزی نمی خواهم. تنها یک آرزو دارم و آن اینکه اجازه دهی دو کتف تو را از راه بندگی ببوسم.» ضحاک اجازه داد. اهریمن لب بر دو کتف شاه گذاشت و ناگاه از روی زمین ناپدید شد. بر جای لبان اهریمن، بر دو کتف ضحاک دو مار سیاه رویید. مارها را از بن بریدند، اما به جای آنها بی درنگ دو مار دیگر روئید. ضحاک پریشان شد و در پی چاره افتاد. پزشکان هر چه کوشیدند سودمند نشد. وقتی همه پزشکان درماندند اهریمن خود را به صورت پزشکی ماهر درآورد و نزد ضحاک رفت و گفت: سر بریدن ماران سودی ندارد.
داروی این درد مغز سر انسان است. برای آنکه ماران آرام باشند و گزندی نرسانند چاره آنست که هر روز دو تن را بکشند و از مغز سر آنها برای ماران خورش بسازند. شاید از این راه سرانجام، ماران بمیرند. اهریمن که با آدمیان و آسودگی آنان دشمن بود، می خواست از این راه همه مردم را به کشتن دهد و نسل آدمیان را براندازد. در همین روزگار بود که جمشید را غرور گرفت و فره ایزدی از او دور شد. ضحاک فرصت را غنیمت دانست و به ایران تاخت. بسیاری از ایرانیان که در جستجوی پادشاهی نو بودند به او روی آوردند و بی خبر از جور و ستمگری ضحاک او را بر خود پادشاه کردند. ضحاک سپاهی فراوانی آماده کرد و به دستگیری جمشید فرستاد. جمشید تا صد سال خود را از دیده ها نهان می داشت. اما سرانجام در کنار دریای چین بدام افتاد. ضحاک فرمان داد تا او را با اره به دو نیم کردند و خود تخت و تاج و گنج و کاخ او را صاحب شد. جمشید سراسر هفتصد سال زیست و هرچند به فره و شکوه او پادشاهی نبود سرانجام به تیره بختی از جهان رفت. جمشید دو دختر خوب رو داشت: یکی «شهر نواز»، و دیگری «ارنوازا» . این دو نیز در دست ضحاک ستمگر اسیر شدند و از ترس به فرمان او در آمدند. ضحاک هر دو را به کاخ خود برد و آنان را با دو تن به پرستاری ماران گماشت. گماشتگان ضحاک هر روز دو تن را به ستم میگرفتند و به آشپیزخانه می اوردند تا مغزشان را طعمه ماران کنند . اما شهرنواز و ارنواز و آن دو تن که نیکدل بودند و تاب این ستمگری را نداشتند هر روز یکی از آنان را آزاد می کردند و روانه کوه و دشت می نمودند و به جای مغز او از مغز سر گوسفند خورش می ساختند. ضحاک سالیان دراز به ظلم و بی داد پادشاهی کرد و گروه بسیاری از مردم بی گناه را برای خوراک ماران به کشتن داد. کینه او در دل ها نشست و خشم مردم بالا گرفت. یکشب که ضحاک در کاخ شاهی خفته بود در خواب دید که ناگهان سه مرد جنگی پیدا شدند و بسوی او روی آوردند. از آن میان آنکه کوچکتر بود و پهلوانی دلاور بود بر وی تاخت و گرز گران خود را بر سر او کوفت. آنگاه دست و پای او را با بند چرمی بست و کشان کشان بطرف کوه دماوند کشید ، در حالی که گروه بسیاری از مردم در پی او روان بودند. ضحاک به خود پیچید و آهسته از خواب بیدار شد و چنان فریادی برآورد که ستونهای کاخ به لرزه افتاد. ارنواز دختر جمشید که در کنار او بود حیرت کرد و سبب این آشفتگی را جویا شد. چون دانست ضحاک چنین خوابی دیده است گفت باید خردمندان و دانشوران را از هر گوشه ای بخوانی و از آنها بخواهی تا خواب تو را تعبیر کنند. ضحاک چنین کرد و خردمندان و خواب گزاران را به بارگاه خواست و خواب خود را باز گفت. همه خاموش ماندند جز یک تن که بی باک تر بود. وی گفت:« شاها، تعبیر خواب تو این است که روزگارت به آخر رسیده و دیگری بجای تو بر تخت شاهی خواهد نشست. «فریدون» نامی در جستجو ی تاج و تخت شاهی بر میاید و ترا با گرز گران از پای در میاورد و در بند میکشد.» از شنیدن این سخنان ضحاک مدهوش شد. چون به خود آمد در فکر چاره افتاد. اندیشید که دشمن او فریدون است. پس دستور داد تا سراسر کشور را بجویند و فریدون را بیابند و به دست او بسپارند . دیگر خواب و آرام نداشت.
قسمت دوم
۱- داستان جمشید: پیشدادیان
۲- داستان ضحاک ماردوش: پیشدادیان
۳- داستان کاوه ی آهنگر: پیشدادیان
۴- داستان سیاوش: کیانیان
۵- داستان رستم و مهراب: کیانیان
جواب فعالیت صفحه ۶۴ تاریخ دهم انسانی

به پنج گروه تقسیم شوید و با راهنمایی دبیر خود، هر گروه درباره زندگینامه، آثار و خدمات علمی برجسته باستان شناسان زیر اطلاعاتی را در قالب پاورپوینت گردآوری و به کلاس ارائه نمایید.
۱- عزت الله نگهبان
۲- عیسی بهنام
۳- علی سامی
۴- یوسف مجید زاده
۵- صادق ملک شهمیرزادی.
پاسخ: جواب این بخش نیز همانند فعالیت بالا بر عهده دانش آموز است.
- آثار باستانی جلگه مرودشت
- پارس در عهد باستان
- پاسارگاد
- تمدن هخامنشی
- تمدن ساسانی
- شرح آثار باستانی تخت جمشید
- شرح آثار تاریخی شهر شیراز
- گزارشهای باستانشناسی
گروه چهارم: یوسف مجیدزاده
اسلاید ۱: معرفی
یوسف مجیدزاده از باستانشناسان برجسته معاصر ایران است که بیشتر به دلیل پژوهشهایش درباره پیش از تاریخ ایران، بینالنهرین و تمدن جیرفت شهرت دارد.
اسلاید ۲: زندگی
- در سال ۱۳۱۵ در تبریز متولد شد.
- در دانشگاه تهران در رشته باستانشناسی تحصیل کرد.
- در سال ۱۳۴۱ مدرک کارشناسی خود را با رتبه اول دریافت کرد.
- برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در دانشگاه شیکاگو تحصیل کرد.
- در سال ۱۳۵۵ دکتری خود را در زمینه باستانشناسی پیش از تاریخ و تمدن بینالنهرین دریافت کرد.
- پس از بازگشت به ایران، در دانشگاه تهران به تدریس پرداخت.
- در سال ۱۳۶۷ بازنشسته شد.
اسلاید ۳: مهمترین کاوشها
مجیدزاده در کاوشهای مهمی شرکت داشت و سرپرستی برخی از آنها را بر عهده گرفت:
- تپه قبرستان در دشت قزوین
- تپه ازبکی
- محوطه باستانی کنارصندل در جیرفت
- کاوشهای چغامیش در خوزستان
کاوشهای او در جیرفت اهمیت بسیار زیادی داشت و به شناخت بهتر تمدن باستانی جنوب شرق ایران کمک کرد.
اسلاید ۴: آثار علمی
از آثار مهم او میتوان به این کتابها اشاره کرد:
- آغاز شهرنشینی در ایران
- تاریخ و تمدن ایلام
- تاریخ و تمدن بینالنهرین
- پژوهشها و گزارشهای مربوط به تپه قبرستان و جیرفت
کتاب تاریخ و تمدن بینالنهرین در دو جلد منتشر شد و جلد دوم آن برنده جایزه کتاب سال شد.
گروه پنجم: صادق ملک شهمیرزادی
اسلاید ۱: معرفی
صادق ملک شهمیرزادی از باستانشناسان برجسته ایران در زمینه باستانشناسی پیش از تاریخ بود و سالها در دانشگاه تهران به تدریس و پژوهش پرداخت.
اسلاید ۲: تحصیلات و زندگی علمی
- در سال ۱۳۱۹ خورشیدی متولد شد.
- در دانشگاه تهران در رشته باستانشناسی تحصیل کرد.
- برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت.
- در مؤسسه شرقشناسی شیکاگو در زمینه باستانشناسی پیش از تاریخ ایران و بینالنهرین تحصیل کرد.
- در سال ۱۳۵۶ از دانشگاه پنسیلوانیا دکتری انسانشناسی گرفت.
- حدود ۳۰ سال در گروه باستانشناسی دانشگاه تهران تدریس کرد.
- در سال ۱۳۷۹ بازنشسته شد.
اسلاید ۳: مهمترین کاوشها
او در محوطههای مختلفی فعالیت داشت، از جمله:
- تپه زاغه در دشت قزوین
- تپه سگزآباد
- تپه آقتپه
- تپه سیلک کاشان
- چغامیش خوزستان
- تل ابلیس
- حوضه مسیله
از مهمترین دستاوردهای او، پژوهش درباره روستاهای پیش از تاریخ ایران و بهویژه تپه زاغه بود.
اسلاید ۴: آثار و خدمات علمی
از آثار و نوشتههای او میتوان به این موارد اشاره کرد:
- باستانشناسی در آسیای مرکزی
- تاریخ تمدنهای آسیای مرکزی
- واژهنامه باستانشناسی
- پژوهش درباره آثار دوران پارینهسنگی حوضه مسیله
- مطالعات درباره روستای پیش از تاریخ زاغه
- پژوهش درباره شهرنشینی و شهرسازی در ایران پیش از تاریخ
اسلاید پایانی مشترک: جمعبندی
عزتالله نگهبان، عیسی بهنام، علی سامی، یوسف مجیدزاده و صادق ملک شهمیرزادی از مهمترین باستانشناسان ایرانی هستند که در دورههای مختلف به شناخت و معرفی تاریخ و تمدن ایران کمک کردند.
فعالیتهای آنان باعث شد:
- باستانشناسی در ایران علمیتر شود.
- دانشگاهها و مراکز علمی به آموزش باستانشناسی بپردازند.
- محوطههای مهمی مانند مارلیک، هفتتپه، تخت جمشید، پاسارگاد، تپه زاغه و جیرفت بیشتر شناخته شوند.
- آثار و یافتههای باستانی ایران بهتر مطالعه و معرفی شوند.
- نسلهای جدیدی از باستانشناسان ایرانی تربیت شوند.
نتیجهگیری: میراث فرهنگی ایران تنها مجموعهای از بناها و اشیای قدیمی نیست؛ بلکه بخشی از هویت و تاریخ ملت ایران است و تلاش این دانشمندان در شناخت و حفظ آن اهمیت زیادی دارد.
جواب فعالیت صفحه ۶۵ تاریخ دهم انسانی

نمودار صفحه ۶۲ را با نمودار بالا مقایسه و تفاوتهای آنها را بیان کنید.
پاسخ: تا حدود دو قرن پیش و قبل از اینکه خط میخی رمزگشایی و خوانده شود و کاوشهای باستان شناسی آغاز گردد، آگاهی و درکی که ایرانیان از ادوار کهن تاریخ و تمدن خود داشتند، به مراتب متفاوت از آگاهی و شناختی بود که امروزه وجود دارد. تا آن زمان مورخان ایرانی بر پایه ی ترجمه ی خدای نامه های متعلق به دوران ساسانی و نیز داستانهای شاهنامه ی فردوسی، تاریخ ایران در عهد باستان را به چهار دوره ی ۱- پیشدادیان ۲- کیانیان ۳- اشکانیان ۴- ساسانیان تقسیم میکردند. ولی با کاوشهای باستان شناسی و پژوهشهای جدید تقسیم بندی جدیدی را مورخان از تاریخ ایران در دورهی باستان ارائه کردند. که تفاوتهای آن به شرح زیر است.
۱- در نمودار اول از دوران پیش از تاریخ و دوران پیش از آریایی هیچ گونه اثری دیده نمیشود. ۲- در نمودار دوم سلسلههای پیشدادی و کیانیان جای خود را به سلسلههای ماد و هخامنشیان دادند.۳- در نمودار اول هیچ گونه خبری از زمان حکومت سلسلهها نبود ولی در نمودار دوم کلیهی دورهها تاریخ گذاری شدند.
جواب فعالیت صفحه ۶۶ تاریخ دهم انسانی

الف- به نظر شما چرا آثار و اشیای متعلق به دوران پیش از تاریخ، نقشی کلیدی در شناخت این دوره دارند؟
پاسخ: در دوران پیش از تاریخ به دلیل عدم اختراع خط، اطلاعات مستند و وجامعی موجود نمیباشد به همین دلیل آثار و اشیاء متعلق به آن دوران تنها مستندات و مدارک شناخت دوران پیش از تاریخ میباشند.
ب- به تصویر آثار و بناهای بالا به دقت نگاه کنید و با راهنمایی دبیر خود بگویید این آثار و بناها، حاوی چه اطلاعاتی درباره گذشته هستند؟
پاسخ:
۱- تاریخ سیامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، دینی و هنری
۲- جغرافیای تاریخی
۳- شیوه ی معماری و شهر سازی
۴- نوع و شکل وسایل
۵- نوع و شکل لباس
۶- صنعت
پ- اشیا و ابزارهای باستانی چه اطلاعاتی درباره سازندگان و استفاده کنندگان این آثار در اختیار محققان قرار می دهند؟
پاسخ: اطلاعاتی در رابطه با علوم و فنون گذشته برای ساخت وسایل و نشان دهنده آداب و رسوم و اعتقادات با توجه به نقاشیهای روی ظرف و نوع نیاز متداول آن دوره میباشد.
جواب فعالیت صفحه ۶۷ تاریخ دهم انسانی

با توجه به روابطی که میان ایران با یونان و روم در دوران باستان وجود داشته است، استدلال کنید که چرا یک مورّخ و محقّق نباید تمام نوشتههای مورّخان یونانی و رومی درباره ایران را بی چون و چرا بپذیرد؟
پاسخ: زیرا همواره بین امپراتوریهای یونان و روم با ایران رقابتهای سیاسی و نظامی و اقتصادی وجود داشت و گاهی این رقابتها منجر به جنگ میشد. مورخان یونانی و رومی همواره تحت تأثیر این رقابتها و جنگها نوشتههای یک جانبهای به جای گذاردهاند که اصل بیطرفی و صداقت در آن رعایت نمیشد. از این رو نمیتوان تمامی نوشتههای آنان در مورد ایران را بیچون و چرا پذیرفت.
جواب فعالیت صفحه ۶۹ تاریخ دهم انسانی

به پنج گروه تقسیم شوید و با راهنمایی دبیر خود، هر گروه پنج منبع دست دوم یکی از دورانهای زیر را شناسایی و در چند سطر معرفی نمایید:
پاسخ:
الف- دوران پیش از تاریخ ایران؛ ایران از آغاز اسلام (رومن گیرشمن) – تاریخ ایران باستان یا تاریخ مفصل ایران قدیم- تاریخ تمدن و فرهنگ ایران
ب- دوران ایلام و ماد؛ تاریخ ایران باستان (دیاکونف) – تاریخ ایران باستان تا پایان سده ۱۸ (پیگولوسکایا و چند تن دیگر) – تاریخ ایران باستان (پیرنیا) – تاریخ ایران باستان – (دکتر عبدالحسین زرین کوب) تاریخ ایلام (پیرآمیه)
پ- دوران هخامنشیان؛ تاریخ سیاسی هخامنشیان (داندامایف) – ایران باستان (بروسیوس) – داریوش و ایران (هینتس) – تاریخ شاهنشاهی هخامنشی (دکتر خنجی)
ت- دوران اشکانیان؛ تاریخ ایران (دکتر خنجی) – تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز (گرانتوسکی) – تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن ۱۸ (پیگولوسکایا) – تاریخ اشکانیان (میخایل میخائلوویچ) – تاریخ اجتماعی ایران (مرتضی راوندی)
ث- دوران ساسانیان؛ شاهنشاهی ساسانی (دریایی) – تاریخ ساسانیان (زریاب) – تاریخ ده هزار ساله ایران (رضایی)
۱- ایرانیان تا دویست سال پیش چه درکی از تاریخ دوره باستان خود داشتند؟
پاسخ: اطلاعات ایرانیان محدود به ترجمه خداینامههای دوره ساسانی و داستانهای شاهنامه بود و از سلسلههای ایلام، ماد و هخامنشیان اطلاع نداشتند. به طور کلی اطلاعات ایرانیان در مورد تاریخ باستان بسیار گسترده نبود. عموم مورخان تا ۲۰۰ سال پیش، در میان سلسلههای حکومتی ایارن باستان، تنها از تاریخ ساسانیان اطلاع و شناخت نسبتا خوبی داشتند و سلسله و شاهان اشکانی را تا حدودی میشناختند، اما چندان شناختی از سلسلههای ایلام، ماد و هخامنشیان نداشتند و پادشاهان بزرگی چون کوروش و داریوش هخامنشی را به درستی نمیشناختند.
۲- چه عواملی شناخت تاریخی نسبت به ایران باستان را در دو قرن اخیر متحول کرده است؟
پاسخ: در دو قرن گذشته توجه و علاقه به تاریخ ایران باستان به طور چشمگیری افزایش یافت و عده زیادی از باستان شناسان و مورخان، تحقیقات گستردهای را درباره تاریخ ایران در دوره باستان آغاز کردند. آگاهیهای تاریخی تازهای که در نتیجه خوانده شدن خطهای باستانی و کاوشهای باستان شناسی به دست آمد، نقش زیادی در توجه و گرایش این محققان به تاریخ آن دوره داشت.
۳- سه مورد از نتایج و دستاوردهای کاوشها و تحقیقات جدید را درباره تاریخ ایران در عصر باستان توضیح دهید.
پاسخ: شناسایی سلسلههای ماد و هخامنشی و قبل آن، آگاهی از تمدن نسبتاً پیشرفته در فلات ایران، تشخیص تاریخ واقعی از تاریخ افسانهای و تقسیم بندی جدید تاریخ ایران پس از یافتههای باستان شناسی
۴- پنج مورد از منابع غیر نوشتاری تاریخ ایران در دوران پیش از اسلام را نام ببرید.
پاسخ:
✔ تخت جمشید
✔ آرامگاه کورش در پاسارگاد
✔ چغازنبیل
✔ مجسمه سرباز اشکانی
✔ نقش برجسته طاق بستان
✔ نقش برجسته نقس رستم
۵- وضعیت تاریخ نگاری ایرانیان در دوران باستان را بررسی و تحلیل کنید.
پاسخ: اگرچه در ایران باستان مانند یونانیان به نوشتن کتابهای تاریخی اهمیتی داده نمیشد ولی شواهد نشان میدهد که ثبت و نگهداری وقایع مورد توجه بوده است. به نظر میرسد که وضعیت تاریخ نگاری ایران مانند یونان و روم مطلوب نبوده ولی به گفته هرودوت، ایرانیان از شعور و آگاهی تاریخی بالایی برخوردار بودهاند.
سخن پایانی
اگر سوالی درباره جواب درس ۷ تاریخ دهم انسانی با موضوع درس««ایران در عصر باستان»» دارید آن را از قسمت نظرات بپرسید. تیم معلمان ما در اولین فرصت شما را راهنمایی میکنند.
✅ جواب درس ششم تاریخ دهم انسانی
✅ جواب درس هشتم تاریخ دهم انسانی
📝 سوالات درس هفتم تاریخ دهم انسانی
📝 نمونه سوالات پایه دهم
توجه: دانشآموزان عزیز شما میتوانید برای دسترسی آسانتر به مطالب درسی عبارت «سوییتی بلاگ» را در انتهای مطلب مورد نظر خود سرچ(جست و جو) کنید.